آذر نغمه سی


معرفی کتاب قبله ی آبها/ تالیف استاد جلال محمدی

ساقی بی دست ! دست ما بگیر...

( نگاهی به کتاب نفیس « قبله ی آبها» ، تالیف استاد جلال محمدی)

  • جواد زارع

 

حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام ، باب الحوائج و دادرس مظلومان و دلشکستگان است. به فرموده ی امام سجاد علیه السلام ، آن بزرگوار را مقام و منزلتی است که در قیامت همه ی شهیدان به او غبطه می خورند. این شخصیت والا در میان شیعیان و حتی غیرشیعیان نیز به عنوان باب الحوائج و فریادرس و مشکل گشا شناخته شده است. کتاب نفیس « قبله ی آبها» درباره ی این شخصیت و چهره ی درخشان است که انوار تابناکش ، دیدگان اندیشه را خیره می کند و شاعران را وا می دارد که تمام ذوق و شوق خود را در سرودن اشعار در ثنا ورثا و سوگ و ستایش او به کار بندند و مروارید کلمات را به رشته کشند تا بلکه پرتوی از انوار شکوه و شان او را به بیان آورند.

برای معرفی کتاب نفیس و نورانی « قبله ی آبها» ، ابتدا لازم است سخنی چند درباره ی شعر آیینی به قلم آید ، و چه نیکوست که این سخنان را از مقدمه ی این کتاب که به قلم مؤلف کتاب، استاد جلال محمدی نوشته شده است وام گیریم. در این مقدمه آمده است:

« شعر دینی، پدیده‌ای نو در گستره‌ی شعر ایران نیست. اگر نگاهی محققانه ومنصفانه به تاریخ ادبیات و شعر بزرگان ایران داشته باشیم، این نکته‌ی روشن را می‌توان دریافت که آثار بزرگان شعر ایران از فردوسی تا نظامی و خاقانی و حافظ و صائب و دیگران، ذات و صبغه‌ی دینی دارد و سرشار از معارف دینی و آموزه‌های اخلاقی و آخرتی است. جریان غالب ادبی در ایران و حتی گستره‌ی شعر فارسی در بیرون از ایران امروز، همواره جریان ادبی دینی بوده است. با این توضیح کوتاه، شکوه و شکوفایی امروز جریان شعر آیینی یا شعر عاشورایی و رثایی قابل درک است.

نهضت خونین عاشورا که در سال 61 هجری به همت پیشوای بزرگ بشریّت حضرت سیدالشهداء علیه السلام و شهادت آن جناب و انصار بزرگوارش رقم خورد، طی قریب چهارده قرن، منشاء تحولات عظیم سیاسی، فرهنگی، خیزش‌ها و انقلاب‌ها، شکل‌گیری حکومت‌ها و ... بوده است. ابعاد تأثیر این نهضت عظیم در جهان اسلام و خاصه عالم تشیع چندان فراگیر و عمیق است که بی‌تردید نمی‌توان نهضتی را سراغ داشت که چون نهضت عاشورا در تاریخ تأثیرگذار باشد. و هر روز که می‌گذرد ابعاد تأثیر این نهضت مقدس، بیشتر و بیشتر می‌شود که این خود از شگفتی‌های تاریخ بشر است. از جمله برکات و تأثیرات نهضت عاشورا، شکل‌گیری جریان شعر و ادب عاشورایی است که حاصل آن آفرینش هزاران کتاب به شعر ونظم و نثر (مقتل، واقعه ‌نویسی، نثر ادبی، داستان، تحقیقات تاریخی و ادبی، منظومه ‌سرایی، شعر در سبک‌ها و قالب‌های متنوع و ...) در میان شیعیان جهان و به زبانهای مختلف عربی، فارسی، هندی، آذری، کردی، لری، ترکی عثمانی واستانبولی و ... است که بخشی از میراث ادبی شیعه به شمار می‌رود.

جریان شعر عاشورایی همواره در گستره‌ی ادبیات ایران جاری و جوشان بوده و البته فراز و فرودهایی داشته است. این جریان اگر چه مردمی‌ترین جریان شعر در ایران و عالم تشیع است، اما حکومت‌ها نیز در تقویت و تضعیف آن نقش داشته‌اند. بی‌گمان توجه به شعر مذهبی، بویژه شعر مرثیه و عاشورایی بعد از قیام تاریخی شاه اسماعیل صفوی و برپایی حکومت وحدت ملی شیعه، در قلمرو این حکومت بزرگ و حتی فراتر از آن افزونتر شد و با حمایت حکومت صفوی از شاعران و عالمان شیعه، آثار ماندگاری در این زمینه پدید آمد.

طی نیم قرن حکومت پهلوی‌ها در ایران، جریان شعر مذهبی و عاشورایی مورد بی اعتنایی واقع شد و حتی با قوه‌ی قهریه و قانون و قدرت به مقابله با مذهب و فرهنگ و ادب و آیین‌های عاشورایی برخاستند، و حتی نگذاشتند نمونه‌هایی از شیواترین و ماناترین اشعار عاشورایی و رثایی به کتابهای درسی و دانشگاهی راه یابد و کوشیدند تا ذائقه‌ی ادبی مردم و اهل ذوق را به شعر صوفیانه و عاشقانه و تولیدات موج‌های ادبی غربگرا عادت دهند، اما شعر دینی و عاشورایی به دلایل متعدد از جمله پیوستگی درونی انسان شیعه با حضرت سید الشهداء علیه السلام و نهضت عاشورا هرگز از تپش نیافتاد و ارتباط خود را با مردم قطع نکرد، چنانکه اشعار آیینی برخی شاعران مانند استاد شهریار و خوشدل تهرانی و... در همان روزگار سیاه چون ابیاتی از نور بر زبانها افتاد.

اگر با پیروزی نهضت صفوی، دور تازه‌ای از شکوفایی شعر شیعی و عاشورایی آغاز شد، بی گمان با پیروزی انقلاب اسلامی، شعر عاشورایی با محتوایی ستم ستیزتر از گذشته به دور دیگری از رویش و پویش و طراوت و تازگی رسید. این نکته با گذشت قریب چهل سال از وقوع انقلاب اسلامی برای اهل شعر و ادب قابل درک است. امروز، تجلی شعر آیینی و عاشورایی محدود و منحصر به جلسات و محافل عزاداری و منبر و مسجد نیست، بلکه شعر آیینی و عاشورایی به عنوان یک جریان غالب ادبی در مسجد و مدرسه و رادیو و تلویزیون و مطبوعات و حوزه و دانشگاه و مجامع ادبی و در زندگی مردم حضور دارد و این یکی از نشانه‌های روشن پیشرفت ادبی در عصر انقلاب اسلامی است. شخصیت و هویت شعر آیینی عصر انقلاب اسلامی، شخصیت و هویتی انقلابی است، بدین معنا که شعر آیینی عصر انقلاب، روح انقلابی و سیاسی – به معنای درست کلمه- دارد واشعار شاعران بزرگ وپیش کسوت عصر انقلاب مانند شهریار، مهرداد اوستا، مشفق کاشانی و دیگران گواه این معناست.

یکی از محورهای موضوعی شعر عاشورایی، توصیف شخصیت و حماسه‌ها و حالات شهدای کربلاست. دراین گونه از شعر، که از دیرباز میان شاعران شیعه رایج بوده، شاعر با بهره مندی از واقعیت‌ها و اتفاقات، حماسه‌ها و حالات شخصیت عاشورایی را با زبان و بیان شاعرانه باز می‌گوید و معانی و تصاویری می‌آفریند که با نگاه عادی و جز با نگاه شاعرانه نمی‌توان آن معانی و تصاویر را دریافت و دید. و این، البته هم به لحاظ ادبی ارزشمند است و هم در ایجاد ارتباط درونی مخاطب با موضوع و آگاهی بخشی شاعرانه از موضوع و برانگیختگی مخاطب نقش دارد.

موضوع بخش عمده‌ای از شعر عاشورایی، توصیف شکوه و شخصیت و حماسه‌ها و حالات حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام است. اینکه بزرگان ما، درباره‌ی برخی شخصیت‌ها گفته‌اند که فراتر از بیان و کلام است، سخنی از روی تعارف و عادت لسان نیست، بلکه حقیقتی را باز گفته‌اند که برای اهل معرفت قابل درک و فهم است. حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام نیز از تیره و تبار این شخصیت‌های الهی است که اگر شاعران و خدایان سخن تا قیامت در وصف کرامت و جوانمردی و ایثار و رشادت و فضیلت و فداکاری او شعر بسرایند، باز هم حق موضوع ادا نخواهد شد و سخن به سرانجام نخواهد رسید و حکایت حماسه‌ها و جوانمردی‌ها و فداکاری و پایداری و مظلومیت آن بزرگوار و منظومه‌ی بلند شور و شیدایی شاعران شیعه در توصیف آن مظهر جلال و جمال الهی تمام نخواهد شد، چنانکه طی قریب هزار و چهارصد سال، شاعران به زبان‌های گوناگون درباره‌ی آن بزرگوار شعر سروده‌اند و هنوز قصه‌ی دل ناتمام مانده است... »

 

تاکنون و طی دهه های اخیرصدها جلد کتاب درباره ی شعر آیینی یا با محتوای شعر آیینی منتشر شده است و بی گمان هر یک از این کتابها ویژگی های خاص خود را دارد.چنانکه برخی کتابها ، اشعار یک شاعریا چند شاعر را درباره ی موضوعات مختلف مربوط به شعر آیینی مانند ثنا و ستایش چهارده معصوم یا حماسه های شخصیت های نهضت کربلا را دربر می گیرد ،  اما در این میان برخی کتابها هستند که به یکی از شخصیت های بزرگ نهضت عظیم عاشورا اختصاص یافته اند. فی المثل در برخی کتابها ، اشعار مربوط به ثنا و ستایش و رثای حضرت سیدالشهدا علیه السلام فراهم آمده است یا در برخی کتابها اشعار سروده شده درباره ی حضرت زینب سلام ا...علیها یا قمر منیر بنی هاشم ،حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام گردآوری شده است.از جمله ی این کتابها که در آن اشعار سروده شده در ثنا و رثای حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام گردآوری شده ، کتاب نفیس و نورانی « قبله ی آبها » می باشد.

همانگونه که گذشت ، تاکنون چندین مجموعه شعر حاوی اشعار شاعران درباره ی حضرت عباس علیه السلام منتشر شده است که هر یک از کتابها از اهمیت خاص خود برخوردار است، اما بی تردید کتاب «قبله ی آبها» از درخشندگی ویژه ای برخوردار است و در ردیف کتابهایی است که در حوزه ی ادبیات فارسی ، تاکنون مثل آن منتشر نشده است و یا حداقل جزو کتابهای کم نظیر محسوب می شود. ویژگی هایی که موجب می شود کتاب «قبله ی آبها» کتابی متمایز و دارای جایگاهی ارزشمند باشد، چنین است:

1-  در کتاب از اشعار شاعران توانایی استفاده شده است ، که در سرودن اشعار آیینی چیره دست می باشند و سابقه ی درخشانی در سرودن شعر آیینی دارند، به گونه ای که نام های این شاعران به تنهایی گواه قوی بودن اشعار سروده شده است. چنانکه با نگاهی به فهرست کتاب ، اسامی سخنوران بنامی مانند قیصر امین پور، محمدعلی مجاهدی، حسین اسرافیلی،ریاضی یزدی،صابر همدانی،غلامرضا سازگار«میثم»، سیدرضا مؤید خراسانی،مشفق کاشانی،سیدعلی موسوی گرمارودی،بهمن صالحی،نصرا...مردانی،مرتضی نوربخش، محمدجواد غفورزاده «شفق»،محمدحسین بهجتی «شفق»،صغیر اصفهانی،محمد عابد، عباس خوش عمل،عباس شبخیز، محمد سهرابی،احد ده بزرگی،محمد سعید میرزایی،پروانه نجاتی، کاظم نظری بقا،سخنور اردبیلی،علی شهودی،محمدیزدانی جندقی،قاسم رسا،اصغر عرب،عبدالرحیم سعیدی راد، فاضل نظری،امیرعاملی، پرویز عباسی داکانی ،سید عبدا... حسینی ، اصغر حاج حیدری، هادی منوری،خلیل شفیعی و دهها شاعر دیگر به چشم می خورد.

2-  اشعار حدود 150 تن از شاعران مناطق مختلف ایران در کتاب آمده است. اشعار بیش از یک صد تن از شاعران در بخش اول اشعارگنجانده شده و اشعار حدود 40 شاعر در بخش دوم اشعاریعنی بخش رباعیات آمده است.رباعی از قالبهای دلنشین و کوتاه شعر فارسی است که بعد از انقلاب اسلامی توسط شاعران انقلاب توجه ویژه ای به آن شد و می توان گفت که از نو شکوفا شد.نگاه ویژه ی مؤلف به رباعی و اختصاص بخشی از کتاب به آن را برخاسته از جایگاه خاص رباعی در شعر انقلاب و شعر آیینی عصر انقلاب دانست.

3-  اغلب اشعار کتاب از سطح بالایی برخوردار است و این حاکی از آن است که مؤلف ، در گزینش اشعار دقت کافی را به کار بسته است ، بخصوص اینکه مؤلف از شاعران شناخته شده ی کشور است وبرای انتخاب اشعار از میان انبوه شعرهای در دسترس ازصلاحیت کافی برخوردار می باشد.

4-  اشعار کتاب ، به یک دو قالب از قالبهای شعر فارسی منحصر نیست و کتاب از لحاظ قالب اشعار متنوع می باشد. اشعار کتاب در قالبهای مختلف مانند غزل، مثنوی ، قصیده ، چهارپاره ، ترکیب بند ، ترجیع بند،مسمط، غزل مثنوی و رباعی می باشد. تنوع قالبها موجب می شود که کتاب در بحث قالبهای شعری از یکنواختی خارج شده و برای مخاطب جذابتر باشد.

5-  عاری بودن محتوای اشعار از تحریف و غلو نیز از مزیتهای مهم کتاب می باشد.متاسفانه از دیرباز در برخی کتابهای مربوط به حوزه ی شعر آیینی ،تحریفها و غلو و مضامین غیر متناسب با شان و شخصیت و عظمت خاندان عصمت علیهم السلام مشاهده می شود. اینگونه اشعار در محافل و مجالس مذهبی نیز توسط افرادی که فاقد دانش کافی هستند ، مورد استفاده قرار می گیرد و موجب شیوع تحریف و غلو در بین مخاطبان می شود.با این توضیح ، عاری بودن اشعارکتاب قبله ی آبها ازتحریف و غلو و مضامین مجعول مزیتی ارزشمند محسوب می شود.

6-  کتاب قبله ی آبها قریب 600 صفحه می باشد که حدود یک صد صفحه در ابتدای کتاب به مطالب و مقالاتی تحقیقی و ارزشمند درباره ی زندگی و شهادت و کرامات حضرت عباس علیه السلام اختصاص یافته است و قریب 500 صفحه نیز چند هزار بیت از اشعار شاعران را در بر دارد.مخاطب کتاب ، هم با زندگی و حالات و کراماتی از حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام آشنا می شود و هم حجم گسترده ای از اشعار را در اختیار دارد که در این حجم در کتابهای دیگر نیامده است.

7-  مؤلف کتاب در انتخاب اشعار ، رویکرد درست و قابل تحسینی داشته است ، بدینگونه که با شناخت عمیق از زبان شعر معاصر و شعر سنتی ، هم از اشعاری که به زبان سنتی سروده شده و هم از اشعاری که به زبان معاصر گفته شده ، استفاده کرده است و نکته ی مهم دیگر اینکه از اشعاری که دارای زبان نو ، اما دچار اختلالات مضمونی یا انحرافات بیانی باشد ، استفاده نشده است.

8-  استفاده از اشعار شاعران جوان از دیگر ویژگی های مثبت کتاب است. مؤلف کوشیده است با آوردن اشعار شاعران پیش کسوت و جوان در کنار هم ، مخاطب را با نسل جوان شاعران آیینی آشنا سازد و محتوای کتاب را غنی تر کند. این شیوه در تشویق و ترغیب شاعران جوان و ارج نهادن به خلاقیت ادبی آنها نیزمؤثر است.

با عنایت به ویژگی های خاص کتاب ارجمند « قبله ی آبها » می توان گفت که انتشاراین کتاب ، اتفاقی درخشان در حوزه ی شعر آیینی ایران اسلامی است و چه نیکو که این رویداد ادبی در آذربایجان و تبریز شکل گرفته است، چرا که آذربایجان و بخصوص تبریز ، علاوه بر اینکه در رشد و اعتلای ادبیات ایران عزیز جایگاه والایی در طول تاریخ داشته است ، از مناطقی است که عشق و اشتیاق و اعتقاد مردم غیور آن به قمر منیر بنی هاشم ، حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در آفاق شهرت دارد و شایسته آن است که در انتشار آثار حول شخصیت الهی آن حضرت ، نویسندگان و شاعران این خطه ی حسینی پیشگام باشند و بخصوص از نهادها و مراکز فرهنگی و ادبی انتظار این است که تدابیر بیاندیشند و تمهیداتی فراهم سازند که هویت شیعی و انقلابی آذربایجان و تبریز به عنوان نخستین پایتخت حکومت فراگیر شیعه در ایران روز به روز برجسته تر شود. با عنایت به همین نکته ، نقش اداره کل تبلیغات اسلامی آذربایجانشرقی را در حمایت از انتشار کتاب نفیس قبله ی آبها بایستی ارج نهاد.

پیشگفتارکتاب به قلم مدیرکل سابق تبلیغات اسلامی آذربایجانشرقی ، حجه الاسلام حمید عظیمی است.در این پیشگفتار آمده است :« اهتمام خاص مقام معظم رهبری در مورد شعر و شاعران نیز بر کسی پوشیده است. این اهتمام خاص به مثابه‌ی الگویی برای مسئولان – بخصوص مسئولان فرهنگی – کشور است تا در این زمینه به تلاش و تکاپویی هماهنگ با رهنمودهای رهبر معظم انقلاب کمر همت ببندند... با عنایت به جایگاه شعر و شاعر در اسلام و اندیشه‌ها وبیانات امام راحل و مقام معظم رهبری، شعر در سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان نهادی برآمده از متن انقلاب مورد اهتمام بوده است. از ابتدای تأسیس اداره کل تبلیغات اسلامی آذربایجان‌شرقی نیز جلسات هفتگی شعر از اوان دهه‌ی 60 به کوشش روانشاد استاد محمد عابد در این اداره شکل گرفت.

بی تردید مجموعه شعر ارزشمند «قبله‌ی آب‌ها؛ در ثنا و رثای علمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام» از برکات فعالیت انجمن شاعران اهل بیت علیهم السلام می‌باشد که به کوشش مؤلف ارجمند استاد جلال محمدی به سرانجام رسیده است...»

کتاب قبله ی آبها در قطع رقعی و در 584 صفحه توسط نشر عاصم منتشر شده است. با آرزوی توفیق روزافزون برای مؤلف ارجمند کتاب ، استاد جلال محمدی که تاکنون آثار ارزشمندی به قلم ایشان منتشر شده ، و الحق از چهره های برجسته ی شعر وادب کشورمان است ، انتشار کتاب «قبله ی آبها »  را به جامعه ی حسینی و علاقمندان شعر و ادب آیینی تبریک می گویم و امیدوارم با انتشار کتابهایی از این دست ، شاهد اعتلا و غنای روزافزون شعر و ادب کشورمان باشیم.

-------------------------------------------

منبع مقاله: روزنامه مهد آزادی ،چاپ تبریز


اصلان آذراوغلو

بیانیه شاعران و نویسندگان آذربایجان ؛

بیانیه شاعران و نویسندگان آذربایجان ؛

در محکومیت اهانت شبکه های معاند به ساحت اهل بیت «علیهم السلام» و کشتار و دستگیری شیعیان نارداران

بیش از یکصد تن از شاعران و نویسندگان آذربایجان با انتشار بیانیه ای ، ضمن ابراز نفرت و انزجار از اقدام ننگین و رسوای برخی شبکه های معاند و تجزیه طلب پان ترکیستی در اهانت به ساحت مقدس ائمه اطهار علیهم السلام و حضرت صدیقه کبری ، فاطمه زهرا سلام الله علیها ، خواستار پیگیری قضایی ، قانونی و انقلابی عاملان و حامیان این اقدام از سوی مسئولان امر شدند.شاعران  و نویسندگان آذربایجان ، ضمن تقبیح شدید اقدامات دولت باکو در یورش خونین و خشن به شیعیان نارداران و جلوگیری از برپایی عزاداری حسینی ، خواستار حمایت جدی دولت جمهوری اسلامی از شیعیان در هر نقطه از جهان شدند.

در این بیانیه آمده است :

قال رسول الله (صلی الله علیه واله): انّ الله لیغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضاها... انّ فاطمه نور عینی و ثمره فؤادی

پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) فرمودند: به یقین خداوند با خشم فاطمه به خشم می آید و با خشنودی او، خشنود می شود... همانا فاطمه نور دیده و میوه دل من است.

 

حرکت نفرت انگیزی که قریب سی سال پیش با انتشار کتاب موهن "آیات شیطانی" در اهانت به مقدسات الهی، پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت آن حضرت و قرآن کریم آغاز شد، همچنان با حمایت کشورهای غربی و مدعیان دروغین آزادی و حقوق بشر ادامه دارد و هرازگاهی پرده ای از این نمایش موهن توسط غربی ها و عوامل و قلم بمزدان و رسانه ها و مطبوعات آنها اجرا می شود، چنانکه طی سالهای اخیر با اقداماتی مانند انتشار کاریکاتورهای موهن در دانمارک و هلند و فرانسه به ساحت مقدس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) جسارت ورزیدند، کشیش آمریکایی آشکارا اعلام کرد که قرآن کریم را خواهد سوزاند. جرج بوش رئیس جمهور سابق و شرور آمریکا از آغاز جنگ های صلیبی سخن گفت و... از سوی دیگر کوشیدند جریان سیاه مقدسات ستیزی و اهانت ورزی را به داخل برخی کشورهای اسلامی بکشانند. چنانکه در باکو، کتاب موهن آیات شیطانی و نیز مقالات اهانت آمیز دیگری در حق رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)، قرآن کریم و ائمه معصومین علیهم السلام در برخی مطبوعات منتشر شد. علاوه بر اینها دولت باکو اقدامات ننگین دیگری مانند تخریب مساجد  و ممنوعیت حجاب و بازداشت معترضان به ممنوعیت حجاب مانند دکترمحسن صمداف (رهبر حزب اسلام ) و روحانی مبارز آبگل سلیمانف را در دستور کار قرار داد که واکنش مراجع عظام قم و علمای اعلام خاصه حضرت آیت الله شبستری "دام ظله" و مردم غیور آذربایجان را در پی داشت. مردم قهرمان تبریز نیز که همواره پیشتاز حرکت های انقلابی بوده اند، با تظاهرات و نیز تجمع در مقابل کنسولگری دولت باکو در تبریز مراتب انزجار و نفرت خود را از این حرکات ضد اسلامی ابراز داشتند.متاسفانه اقدامات ننگین دولت باکو در مقابله با مردم، اخیرا با یورش خونین و خشن به شهرک مذهبی نارداران و شهادت مظلومانه جمعی از شیعیان این شهرک و دستگیری عده ای دیگر از جمله روحانیون شناخته شده ای مانند طالع باقر زاده و میکائیل ذوالفقار زاده و عده ای دیگر از شیعیان در مناطق مختلف جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) تشدید شده است. دولت باکو با محاصره شهرک نارداران و قطع آب و برق و جلوگیری از ورود خبرنگاران به این شهرک ، دهها هزار تن اهالی مظلوم این شهرک را در وضعیت سختی قرار داده و با استقرار صدها نیروی مسلح ، علایم عزای حسینی و پرچمهای عزاداری را جمع آوری کرده و مانع از برگزاری آیین پرشور اربعین حسینی شده است.این چندمین بار است که شهرک نارداران با یورش مسلحانه دولت باکو روبرو شده و شهدایی تقدیم مکتب حسینی کرده است. شاعران و نویسندگان اذربایجان ضمن ابراز انزجار از سیاست ضد دینی و ضد شیعی که در قالب ممنوعیت عزاداری حسینی ، ممنوعیت حجاب ، ممنوعیت آموزش قرآن کریم در مدارس ، دستگیری فعالان شیعه ، کشتار آزادیخواهان  و همکاری گسترده با رژیمهای اشغالگر و ضد شیعه مانند رژیم صهیونیستی و امریکا و ترکیه بروز و ظهور یافته است ، از مبارزه و مقاومت مردم جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) بخصوص اهالی مؤمن و مجاهد نارداران حمایت خود را اعلام می کند و خواستار آزادی سریع مومنان زندانی از جمله دکتر محسن صمداف ، آبگل سلیمانف ، طالع باقرزاده ، میکائیل ذوالفقار زاده و دیگر زندانیان مظلومی است که تنها جرمشان ، طلب ازادیهای ابتدایی و مشروع مانند آزادی حجاب و آزادی عزاداری حسینی در کشور شیعه نشین جمهوری آذربایجان است.

شاعران و نویسندگان آذربایجان با حمایت از بیانات و مواضع حضرت آیت الله شبستری نماینده مردم غیور آذربایجانشرقی در مجلس خبرگان درباره رویدادهای خونین نارداران ، خواستار توجه جدی دولت جمهوری اسلامی به موضوع و انجام اقدامات موثر برای جلوگیری از کشتار شیعیان و اعمال آزار و فشار برآنها در هر نقطه از جهان بخصوص در کشور نوپا و همسایه جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) است که در روزگاری نه چندان دور از خاک ایران جدا شده است.

از سوی دیگر با نهایت تاثر و اندوه، اخیرا برخی شبکه های معاند، تجزیه طلب و پانترکیستی که مورد حمایت سیاسی و مالی آشکار و پنهان دولتهای آمریکا و باکو قرار دارند، و سالها در راستای مقابله با فرهنگ اسلام و تشیع و تضعیف و تخریب وحدت و هویت ملی ایرانیان و گسترش تفرقه و نفرت بین اقوام هم دین و هم فرهنگ ایران اسلامی آب در هاون کوبیده و عرض خود برده و از آخور استعمار خورده اند، در اوج ناراحتی از بصیرت و هوشیاری مردم قهرمان آذربایجان و بی اعتنایی این مردم آگاه به تلاشهای مذبوحانه آنها برای ایجاد شکاف و اختلاف بین ملت ، نقاب از چهره خود برداشته و به شکل عریان، به ساحت قدس و نورانی ائمه اطهار "علیهم اسلام" و حضرت صدیقه کبری، فاطمه زهرا "سلام الله علیها" اهانت روا داشته اند. این اقدام نفرتبار شبکه های معاند و تجزیه طلب و پانترکیستی که از لسان آلوده و ناپاک برخی سران معلوم الحال و بی حیثیت آنها به منصه ظهور رسیده، قلوب شیعیان و خاصه مردم آذربایجان را که در طول تاریخ و زیر پرچم ولایت اهل بیت "علیهم السلام" از نثار و ایثار جان و مال دریغ نورزیده اند، به خون کشیده ،و مراتب خشم و نفرت آذربایجانی ها را از محافل و رسانه های معاند و جریان ضد اسلامی پانترکیسم دو چندان کرده است والبته بر شناخت آذریهای آگاه از ماهیت محافل و جریانها و شبکه های بیگانه گرا و ضد اسلام افزوده است. گوشه ای از خشم و نفرت آذربایجانی ها از این محافل و جریانها، طی روزهای اخیر در رسانه ها و شبکه های اجتماعی در قالب کمپین ها، پیامها و اشعار سروده شده توسط شاعران بصیر آذربایجان متجلی شده است.

دشمنان اسلام پس از سالها تلاش بی حاصل برای ایجاد نفاق بین مردم آذربایجان ومشاهده پایداری آذریها در پیروی از مکتب اهل بیت " علیهم السلام" و دفاع از انقلاب و نظام و تمامیت ارضی ایران اسلامی، با درک این حقیقت که محبت و ولایت اهل بیت علیهم اسلام خاصه محبت آفتاب سپهر عصمت ، حضرت صدیقه کبری "سلام الله علیها" و وحدت ملی حول محور ولایت، رمز پیروزی آذریها در طول تاریخ بوده و نهضت ها و قیامهای سرنوشت ساز مانند قیام شاه اسماعیل صفوی و ایجاد حکومت وحدت ملی در ایران، نهضت مشروطیت، نهضت تحریم تنباکو، قیام 29 بهمن 1356، دفاع از تمامیت ارضی ایران در ادوار مختلف از جمله طی هشت سال جنگ تحمیلی با پیروی از اهل بیت علیهم السلام و نهضت جاودانه حسینی و پیوند مردم با روحانیت مبارز محقق شده و در عصر حاضرنیز مردم آذربایجان همواره با شعارهای تاریخی ؛

 "آذربایجان اویاخدی ، انقلابا دایاخدی"

"آذربایجان جانبار، خامنه ای دن آیریلماز"

در عرصه های سرنوشت ساز پیشتاز ملت می باشند، با عصبانیت از نافرجام ماندن توطئه هایشان، به اهانت به ساحت مقدس خاندان عصمت و طهارت "علیهم اسلام" روی آورده و بار دیگر بی آبرویی و وابستگی خود به جریان انگلیسی "آیات شیطانی" را آشکار ساخته اند. اینان که پیش از این با بهانه های شناخته شده و سست و نادرستی مانند قومیت، زبان مادری و تعصبات جاهلی و سوژه های سیاسی و فرهنگی و محیط زیستی در راستای تحقق اهداف بیگانگان گام بر می داشتند، در نهایت با نومیدی از تلاشها و تکاپوهای تفرقه افکنانه، پرچم عناد و مخالفت با اهل بیت علیهم السلام را برافراشتند و آشکارا مقابل مردم آذربایجان و اعتقادات دینی و نورانی آنان صف آرایی کردند.

ما شاعران و نویسندگان آذربایجان با تاکید بر اینکه " وحدت کلمه " رمز پیروزی ملت ایران در میدانها و امتحانات سرنوشت ساز بوده و جریانات قومگرایی و ضد اسلامی و وابستگان بیگانگان به شدت به دنبال ایجاد تفرقه و تشتت بین ملت می باشند ،از مسئولین امور می خواهیم برای پیشگیری از فعالیتهای ضد وحدت ملی و قومگرایانه  که در قالبهای مختلف از جمله برخی مطبوعات محلی ، تحریف تاریخ و فرهنگ و هویت اصیل مردم آذربایجان با انتشار کتابها و مقالات غیرعلمی و ترجمه کتابهای تحریف شده منتشره در خارج ،برپایی همایشهای به ظاهر هنری و...حتی انتساب افراد بدسابقه و قومگرا در برخی مسئولیتها صورت می گیرد، اقدامات جدی و مسوولانه انجام دهند.

ما شاعران و نویسندگان آذربایجان با  ابراز انزجار و نفرت بی پایان خویش از بی ادبی و گستاخی و اهانت شبکه های معاند مورد حمایت بیگانگان به ساحت نورانی خاندان علم و عصمت و طهارت "علیهم السلام" ،خواستار انجام اقدامات عملی از سوی مسوولین جمهوری اسلامی بخصوص وزارت امور خارجه، وزارت ارشاد ، قوه قضائیه و مجلس شورای اسلامی بویژه نمایندگان آذربایجان برای مقابله عملی با اقدامات دولت آمریکا و رژیم باکو، تعطیلی شبکه های معاند و رسوا و مجازات عاملان اهانت به حریم ائمه اطهار "علیهم السلام" و حضرت صدیقه کبری "سلام الله علیها" می باشیم.تعقیب قضایی و قانونی  و انقلابی شبکه ها و افراد معاند و بیگانه پرست و ضد اسلامی که به ساحت مقدس اهل بیت رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله ) و نورچشم و میوه دل آن بزرگوار ، یعنی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها ) و اعتقادات صدها میلیون مسلمان و شیعه آشکارا اهانت ورزیده اند، بایستی تا حصول نتیجه و کنده شدن ریشه این شجره خبیثه ادامه یابد.

وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

شاعران و نویسندگان آذربایجان-

امضا کنندگان بیانیه :

داود آریانی بستان آباد - خلیل آسانی (حائر) – شهرام آقاخانی – ابراهیم آقازاده – غلامحسین آگاهی - دکتر رسول ابراهیمی – مجتبی ابراهیمی توفیقی – حسین اسرافیلی – دکتر سید احمد استوار – حسن اسدی تبریزی – بابک اسلامی – روح الله اسماعیلی قرمز گلی (منادی ) – علی اشرفی راد – علی احمد پور ترکمانی – ایوب احمد زاده – اژدر امجدی - سید حسن امامزاده – اسماعیل اکبرزاده زکی (مجاهد تبریزی) – اسد بابایی – حسن باحجب – محمدرضا بحری (فطرس) – عبدالله بحرالعلومی – یوسف بقایی - حسین پاینده (خاشع ) – دکتر حیدر پیرعلیلو – مسعود پیرامون – نوروز پورمند – کاظم پوررادی – محمد پژند (پرند ) – ابراهیم ترابی – عشرت جبارزاده (نجمه ) – بیت الله جعفری – بهمن جعفری – اکبر جعفری ثمرین – دکتر میکائیل جمال پور – وهاب حیدری – حسین حسنی افشرد – علی حسین زاده – جواد خیاط شفیق – قربانعلی خدایار – مصطفی دانش – دکتر غلامرضا دوست زاده – حسین دوستی – حسن دهقان زاده – فرزانه دهقان نژاد – محمدرضا ربانی – اصغر رضایی – اکبر رضایی تبریزی – محمد رضایی – سعید رضا زاده – محمد رنجبر (رنجی ) – ستار رزاقی راد – اسلام رزاقی کندرود – مهدی رستمی (فائض)– مهدی رستمی (گروه فرهنگی بهار )- عباسقلی رسولی – مجتبی زادصادق – قربان زارعی – حسن زرنقی – محمد سالک رحیمی – احد سالک – محمد تقی سبکدل – حسین سیف الدینی – غلامحسین سوداگر – اصغر سلیمان زاده – امیرحسین سلمانی –جهان سلیمانی -  علیرضا سعدی – اسکندر سعادت – رستم شاهمرادی سرایی – محمد شکری فرد – مهدی شنابی – علی شهودی – محمد صابر – اللهوردی صادقی – امین صادقی عدل – دکتر میکائیل صفایی – نوروز صمدی فر – یدالله ضیایی فرد – حبیب طاهری - محمد طاهری خسروشاهی – محسن عارف – میرعلی عابدیان – علیرضا عباسی (احسان ) –عبدالوهاب عباسی کرد آباد -  احد عدلجو – رقیه غلامی – جمشید فتحی پور – دکتر محمد فتح الله زاده - حسین فرهادی مراغه ای – اسماعیل فرشی ازهر – عباسقلی فری – مهدی فهیمی - ابراهیم قبله آرباطان – علی قدسی – هادی قهرمانی – دکتر احمد کاظمی – دکتر محمدرضا کفاش جمشید – علی گروسی – سید حامد مدنی – صمد مسگری – علی اصغر مقنی – حمید محرمی (نادم ) – مهدی محمدزاده مجید – شهرام محمدی – اسدالله محمدی – جلال محمدی – سید حسین موسوی شربیانی – سید محمد مسعود نقیب – رحیم نیک بخت میرکوهی – علیرضا نظری – علی نظری بستان آبادی – علی نصیرزاده – حسین نوری – بهمن نخلستانی – سید محمد هاشمی (غریب ) – ناجی هشترودی – محمد یادگاری – شعبانعلی یازرلو –و ...

(امضای بیانیه از سوی شاعران و نویسندگان آذربایجان ادامه دارد.)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


اصلان آذراوغلو

نگاه استاد شهریار به قفقاز / معرفی کتاب

معرفی کتاب "شهریار، انقلاب اسلامی و قفقاز " به قلم استاد جلال محمدی )

·        رسول زاهدی

این مطلب از  iraneshomali.blogfa.com برگرفته شده است

مزیت دیگر کتاب ارزشمند " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " آن است که این کتاب ، نخستین کتابی است که با موضوع قفقاز پیرامون زندگی ، شعر و شخصیت استاد شهریار به نگارش درآمده و فصلی از کتاب نیز به بررسی مکاتبات منظوم شعرای قفقاز با استاد شهریار اختصاص یافته است...

 

 

تردیدی نیست که استاد سید محمدحسین شهریار ، شاعر ملی ایران از " چهره های ماندگار " تاریخ ادبیات و حوزه تمدنی ایران بخصوص قفقاز و برخی کشورهای همسایه و آسیای میانه است که دیرینه ی تاریخی ، فرهنگی ، دینی و مذهبی مشترکی با ایران امروز دارند.درباره ی این شاعر و شخصیت بزرگ ، تاکنون کتابهای متعددی در ایران و خارج از ایران و بخصوص در کشورهایی مانند تاجیکستان ، جمهوری آذربایجان ، ترکیه و افغانستان منتشر شده است. آنچه درباره ی این کتابها گفتنی است اینکه در بیشتر این کتابها کوشش بر آن رفته که شخصیت و اندیشه ی استاد شهریار ، مطابق با علایق و گرایشهای فرهنگی و سیاسی نویسندگان یا نهادهای فرهنگی خاصی که این کتابها را منتشر کرده اند ، معرفی شود. اگر چه این موضوع تا حدی طبیعی به نظر می رسد اما نباید از این نکته غافل شد که معرفی یک شخصیت ملی بر طبق علایق و گرایشهای خاص سیاسی ، می تواند زمینه ساز " تحریف شخصیت " آن چهره ی ملی باشد که امری خسارتبار برای فرهنگ و ادبیات ایران است.چنانکه می بینیم در کتابهای منتشره در افغانستان و تاجیکستان ، بیشتر غزلهای عاشقانه و سروده های دوره ی جوانی استاد شهریار مورد توجه قرار گرفته است. یا در اغلب کتابهایی که در باکو یا ترکیه منتشر شده ، کوشش برآن رفته که از شاعر ملی ایران ، یک چهره ی محدود و قومی ترسیم شود یا حتی بدتر از آن برخی اشعار استاد شهریار درکتابهای منتشره در باکو تحریف شده و واژه هایی نیز در برخی اشعار مطابق میل و سلیقه ی سیاسی و فرهنگی ناشران تغییر یافته است ! چنانکه مصرع معروف : " من علی اوغلویام ، آزاده لرین مردی مرادی " از منظومه ی معروف سهندیه ، در کتابهای منتشره در باکو به صورت : " من ائلین اوغلویام ..." در آمده است ! روشن است که تحریف گران با همین دستکاری به ظاهر کوچک ، برآن بوده اند شاعری را که خود را " فرزند علی علیه السلام " معرفی می کند ، به عنوان " فرزند ایل و قوم !" معرفی کنند !

با این مقدمه ی کوتاه ، نکته ی مهمی را مورد تاکید قرار می دهم و آن اینکه ؛ معرفی صحیح شخصیت و اندیشه ی شاعر ملی ایران – چه در ایران و چه در سایر کشورها – اهمیت بسزایی دارد. و اگر در این راستا کوشش چشمگیر وبسامان و موثری صورت نگیرد ، چه بسا که شاهد باشیم ، شهریاری که مردم در قفقاز و ترکیه و تاجیکستان و ... می شناسند ، متفاوت از شخصیت واقعی شاعر و متفاوت از شهریاری است که هموطنان شاعر می شناسند. اینکه بر " کوشش بسامان و موثر" تاکید می شود ، از آن روست که گاهی همایشهایی پرسرو صدا به نام شاعر ملی ایران برپا می شود ، اما به جای معرفی استاد شهریار " چنانکه بود و هست " ، مسایل فرعی و مطابق با ذائقه ی سیاسی گردانندگان همایشها مورد توجه واقع می شود و یا بدتر از این ،کسانی که در کشورهای دیگر در تحریف شعر و شخصیت شهریار دخیل اند ، به عنوان مهمان دعوت می شوند ، و تحریفات خود را در قالب مقاله و سخنرانی در ایران منتشر می کنند!

کتاب " شهریار، انقلاب اسلامی و قفقاز " از جمله ی کتابهایی است که در آن نویسنده کوشیده است ، استاد شهریار را چنانکه بود و هست ، معرفی کند و از این منظر ، این کتاب از کتابهای ارزشمند و ماندگار در حوزه ی شهریارشناسی است.

مزیت دیگر کتاب ارزشمند " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " آن است که این کتاب ، نخستین کتابی است که با موضوع قفقاز پیرامون زندگی ، شعر و شخصیت استاد شهریار به نگارش درآمده و فصلی از کتاب نیز به بررسی مکاتبات منظوم شعرای قفقاز با استاد شهریار اختصاص یافته است.

استاد جلال محمدی ، نویسنده ی کتاب ، که خود از شاعران و نویسندگان شناخته شده ی معاصر است و در روزگار حیات استادشهریار نیز با ایشان درارتباط بوده و از سوی دیگر سالها مطالعات فرهنگی گسترده ای در حوزه ی قفقاز داشته و مقالات بسیاری در این زمینه منتشر کرده است، در واقع از چهره هایی است که شایستگی نوشتن در موضوع کتاب را داراست. نویسنده از سویی هم با استاد شهریار و شعر و شخصیت و اندیشه ی وی به صورت عمیق آشناست و هم سالها فعالیت فرهنگی در گستره ی قفقاز – بخصوص مناطق مسلمان نشین قفقاز – و آشنایی نزدیک با شاعران و نویسندگان و فضای فرهنگی وسیاسی و محیط ادبی ومطبوعاتی آن سامان ، این امکان را به نویسنده می دهد که بتواند کتابی ارزشمند به جامعه ی ادبی و علاقمندان شهریارشناسی ارایه کند.علاوه بر این نویسنده ی کتاب ، در سالهای دهه ی هشتاد تلاشهای گسترده ای در راستای ایجاد پلی برای روابط فرهنگی بین شاعران ، نویسندگان و روزنامه نگاران آذربایجان با جامعه ی مسلمانان قفقاز جنوبی انجام داده که سفرهیاتهای متعدد از روزنامه نگاران و شاعران آذربایجان به باکو ، نخجوان ، تفلیس ، گنجه و... را میتوان بخشی از دستاوردهای این تلاشها دانست که از رهگذر این فعالیتها و سفرها علاوه بر انتشار کتابها و گزارشهای مطبوعاتی که در گسترش روابط با قفقاز جنوبی و افزایش اگاهی ایرانیان بخصوص اصحاب مطبوعات از وضعیت فرهنگی و سیاسی آن سامان موثر بود ،  

 زمینه ی شناخت صحیح از آن دیارو مسایل امروزآن ، برای جمعی از نخبگان فرهنگی فراهم شد که اغلب این نخبگان ، امروز از چهره های تاثیر گذار در حوزه ی فرهنگ و ادبیات می باشند.

کتاب " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " در هفت فصل و 302 برگ به شیرازه در آمده است . عنوان فصل نخست کتاب " نگاهی به زندگی ، شعر و اندیشه ی شهریار " است که در آن موضوعاتی مانند " شهریار و اهل بیت علیهم السلام " ، " ایران و شهریار " ، " نثر شهریار " و ... مورد توجه نویسنده قرار گرفته است. " شهریار و انقلاب اسلامی " عنوان فصل دیگری از کتاب است که در آن با استناد به اشعار فارسی و آذربایجانی استاد شهریار و منابع متعدد و کلام بزرگانی مانند روانشاد استاد مهرداد اوستا ،روانشاد آیت ا... ملکوتی و کتابهای متعدد و حتی مقالات منتشر نشده ی برخی پژوهشگران جوان مانند طاهری خسروشاهی نگرش استاد شهریاربه انقلاب اسلامی ونقش بی بدیل وموثر این شاعر بزرگ درشکوفایی و گسترش شعر انقلاب و دفاع مقدس مورد واکاوی و تبیین قرار گرفته است.

" گزیده ای از اشعار دینی و انقلابی استاد شهریار " فصل دیگری از کتاب است که در آن جمعی از سروده های استاد شهریار گنجانده شده است. برخی از این شعرها مانند شعری که با بیت " سلام ای جنگجویان دلاور/ نهنگانی به خاک و خون شناور..." آغاز می شود ، در روزگار دفاع مقدس اشتهارعام یافته بود و بارها و بارها در مطبوعات و کتابهای درسی نیز منتشر شده بود. با دقت عمیق در شعرهای انقلابی و میهنی  اجتماعی استاد شهریار ، این نکته به روشنی قابل درک است که استاد شهریار ، از بینش سیاسی عمیقی برخوردار بود. به عنوان مثال در مثنوی " ارک تبریز " می گوید:

مسجدی قدس و قلعه یی محکم

سنگر و منبرش کنار به هم

پاسگاه سپاه اسلام است

کز سرآغازش این سرانجام است

دیده بان موثق تاریخ

چشم تشویق و چهره ی توبیخ

دوربینش گرفته چون عکاس

عکس شاه اسمعیل و شاه عباس

شاهد آن دو چهره ی صفوی ست

که فروغ چراغ مصطفوی ست

روزها دیده سخت و توفانی

حمله ی روس و جنگ عثمانی

روس ، قفقاز برد و گرجستان

انگلیس آفت بلوچستان

شرح طومارهای مبسوطه ست

شاهد انقلاب مشروطه ست

لیک مشروطه هم صحیح و سقیم

نوعروسی که شد عجوز و عقیم

فتنه یی بود و سخت فتان شد

برد و بازش به سود شیطان شد

باز برگشت دیو استبداد

که به جایی نمی رسد فریاد...

از همین ابیات می توان نگرش دقیق و صحیح استاد شهریار به مسایلی چند را دریافت. نخست اینکه از بنای ارک به عنوان مسجد یاد میکند که درکنارش قلعه ی نظامی یا پاسگاه اسلام نیز بوده است . شاعر بزرگ به تعبیری شیرین و فصیح از کنار هم بودن " سنگر و منبر " سخن می گوید. دیگر اینکه شاعر ، به سیادت شاه اسماعیل صفوی تاکید می ورزد و صفویه را فروغی از چراغ نبوت معرفی می کند. این تاکید شاعر هنگامی معنا دار میشود که بدانیم برخی ازتاریخ پژوهان معاصر در ایران و قفقاز و ترکیه  به علت علایق و اهداف خاص سیاسی ، می کوشند تا انتساب صفویان به خاندان رسول اکرم " صلی ا... علیه و آله " را انکار کنند و حکومت مذهبی و شیعی ایران عصر صفوی را ، لباس حکومتی قومی و قبیله ای بپوشانند !

شاعر با ابیاتی دیگر در" مثنوی ارک " نقش انگلیس و روس و ترکهای عثمانی  را در تکه پاره کردن ایران بزرگ یادآور می شود و از آذربایجان با عنوان " آذرآبادگان " یاد میکند و در ادامه ، مشروطه را به عنوان فتنه و آفتی معرفی می کند که از دل آن استبداد رضاخانی بیرون آمد . این در حالی است که هنوز هم جمعی از اهل سیاست وفرهنگ ، به تبعیت از تاریخ نگاران درباری و غربگرا ، مشروطه را دستاوری عظیم میدانند و هنوز هم برای آن کنگره های بزرگداشت برپا می دارند . اما شهریار ملک سخن با نگاه نافذ سیاسی خود مشروطه را به سان نوعروسی میداند که عجوز و عقیم شد و این یعنی اینکه ؛ اول آن خوش بود و پایانش مصیبت . به عبارت دیگر نهضتی بود که منحرف شد ومشروطه ای که باید " مشروعه " می شد ، لاییک و غربی و سلطنتی و دیکتاتوری شد.

" نگاهی به حیدربابایه سلام و مکاتبات شعرای قفقاز با استاد شهریار " عنوان فصلی مهم از کتاب است که در آن نامه های منظوم شاعران کمونیست قفقاز- که در آن زمان زیر پرچم حکومت کمونیستی شوروی بودند – خطاب به استاد شهریار، اهداف و محتوای این نامه ها ، چگونگی مواجهه ی استاد شهریار با این حرکت ادبی – سیاسی و تحریف اشعار استاد شهریار در باکو مورد بررسی قرار گرفته و از خواندنی ترین فصلهای کتاب است.

در فصل " قفقاز ؛ جنگهای روس – ایران و نگاه شاعران " در باره ی عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای – که جدایی قفقاز از ایران را رقم زد – و بازتاب جنگها و جدایی قفقاز از ایران در اشعار برخی شاعران از جمله میرزا ابوالقاسم فراهانی ، ملا مهرعلی خویی ، عبدالرحمن گنجه ای و استاد شهریار به اجمال بحث شده ، که این فصل به عنوان زمینه ای است برای ورود به فصل پایانی کتاب یعنی " همآوایی شاعران ایران و قفقاز" که با شعر استاد شهریار درباره ی نبرد ایلات قفقاز با دشمنان ایران شروع می شود. در این فصل که حدود 130 برگ از کتاب را دربرگرفته ، اشعار شاعران معاصر ایران و قفقاز درموضوع جدایی قفقاز از ایران و موضوعات مرتبط به سامان درآمده است. این فصل که می تواند به صورت کتاب جداگانه ای منتشر شود ، از اهمیت شایانی در شعر و ادبیات معاصر ایران بخصوص شعر معاصر آذربایجان برخوردار است.اهمیت این فصل از کتاب هنگامی آشکار میشود که بدانیم در تاریخ شعر و ادب ایران ، این تنها مجموعه شعری است که اشعارجمعی از شاعران معاصر ایران و قفقاز در موضوع قفقاز در آن به شیرازه درآمده است و از این روست که امیدواریم استاد محمدی ، این فصل از کتاب را به صورت مجموعه ای مجزا منتشرکنند. دیگر ویژگی این فصل ، آن است که اشعارگنجانده شده در آن به دو زبان فارسی و آذربایجانی است واغلب سرایندگان آنها نیز شاعران آذربایجانی ایران اند . و این یعنی اینکه هنوز هم شاعران ایران و خاصه آذربایجان از جدایی قفقاز شعر می سرایند و زخم جدایی التیام نیافته است...

کتاب ،علیرغم تازگی و اهمیت موضوع و غنای محتوا ، فاقد فهرست و مقدمه می باشد و برخی اشتباهات حروف نگاری نیز در آن به چشم می خورد که البته از اهمیت و ارزش کتاب نمی کاهد و امید است در چاپ دوم کتاب ، نکاتی از این دست  و طراحی روی جلد نیز مورد توجه و دقت ناشرمحترم قرارگیرد.

کتاب " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " به تازگی توسط انتشارات هادی تبریز ، در 2000 نسخه و به قیمت 9500 تومان به کسوت طبع درآمده است. این کتاب گامی ارزشمند در راستای شناخت ابعاد مختلف اندیشه ، شعر و شخصیت و زندگی استاد شهریار شاعر ملی ایران و جایگاه و نقش جدایی قفقاز در شعر معاصر ایران بخصوص شعر معاصر آذربایجان است و نخستین کتابی است که با موضوع قفقاز در پیوند با استاد شهریار منتشر شده است ، ولی بی گمان نمی تواند آخرین کتاب در این موضوع مهم باشد و امید آن است که همچنان مورد توجه و تحقیق قرار داشته باشد .

سخن را با ابیاتی ازمثنوی استاد شهریار در بیان دفاع ایلات قفقاز از ایران به پایان می برم :

 

الـوداع، ای افق روشــن و بـاز

شهـره گهـواره ی گیتـی، قفـقـاز!

 

تاج اعصار و قرون هشته به فرق

پـل تـاریـخی و دروازه شــرق

 

ای تـو را نـام، بلـند و جـاوید

چشمه ی شرق و اجاق خورشید

 

جنگجویان تـو بـا نام و نشان

قهرمانان تو با حشمت و شأن

 

ای که تا بازپسین تیر و تفنگ

بود با دشمن ایرانــت جنــگ

 

تا دلیران تو در خون نطپید

پای دشمن به دیارت نرسید

 

 

چونی ای کشور‌آزاده، اسیر؟

چونی ای شیر ژیان در زنجیر؟..

 

 

 

منبع : روزنامه مهد آزادی ، چاپ تبریز ، مورخ 28 /10/1393


اصلان آذراوغلو

جنایات ترکهای تکفیری به همراه وهابیون عرب در سوریه

 

جنایات مشترک  ترکها و عرب های تکفیری در سوریه

 

 

بر اساس بررسی های میدانی صورت گرفته، اغلب عناصر و حتی سرکردگان و فرماندهان میدانی دو گروه تروریستی تکفیری «جبهه النصره» و «ارتش مهاجرین و انصار» که وابسته به گروه تروریستی «القاعده» هستند، را عناصر غیر سوری تشکیل می‌دهند، به گونه‌ای که اغلب عناصر النصره مصری و تونسی هستند که به آنها گروه موسوم به «کتیبه سیف الله چچنی» افزوده می‌شود که تمام عناصر آن چچنی تبار هستند.

همچنین ستون «ارتش مهاجرین و انصار» را گروه موسوم به «کتیبه امام بخاری» تشکیل می‌دهد که گروهی چچنی است.

گروه تروریستی موسوم به «جنبش آزادی ترکستان شرقی» یکی دیگر از گروههای مهم فعال در میان گروههای تروریستی در سوریه است که اغلب عناصر آن از استان سین کیانگ (ترکستان- ترکیه واقعی )هستند . اهالی مسلمان سین کیانگ سنی مذهب هستند اما طی سالهای اخیر برخی دولتهای عربی مانند عربستان سعودی با هزینه های گزاف و اعزام مبلغین و جذب نبرو تلاش کرده اند وهابی گری وافکار تکفیری و افراطی  را در میان اهالی این استان رواج دهند. امریکا نیز که در تلاش برای ایجاد بحران قومی در چین است ، یک زن به نام ربیعه قادیر را به عنوان رهبر تجزیه طلبان سین کیانگی  مورد حمایت قرار داده است . گروه تروریستی «سربازان شام» اغلب عناصرش قفقازی و عرب غیر سوری است. همچنین گروه تروریستی موسوم به «کتیبه توحید و جهاد» عناصر آن دارای تابعیت‌های ازبکستانی و قفقازی هستند.

در میان جنایتکاران تکفیری قفقازی فعال در سوریه که زیر پرچم انواع گروههای تروریستی  به خونریزی و سربریدن اشتغال دارند ، صدها تن از اتباع دولت باکو را بایستی افزود. مقامات باکو طی ماههای اخیر به صراحت از حضور حدود 300 تا 400 وهابی آذری زبان در سوریه خبر داده اند که برخی از آنها به هلاکت رسیده اند.

گفتنی است دولت ترکیه  پایگاه اصلی جذب و انتقال ترکهای تکفیری از قفقاز و آسیای میانه به سوریه می باشد.

گفته میشود ، گروه های تروریستی و بخصوص داعش در مقابل خدمات ترکیه ، علاوه بر تلاش برای تحقق اهداف ضد اسلامی و ضد شیعی دولت ترکیه ، نفت ، آثار باستانی و سایر مواد اولیه را به صورت بسیار ارزان در اختیار ترکها قرار می دهند

اصلان آذراوغلو

استقبال از یک جنایتکار جنگی در باکو !؟

 

·        دکتر عارف محمدزاده

 

 

برای نخستین بار در تاریخ تشکیل کشور نوپای جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) ، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به باکو سفر کرد.

اگر چه سفر وزیر جنگ رژیم " کودک کش " به باکو ، با توجه به مناسبات گسترده ای که دولت باکو  با این رژیم برقرار کرده ، امر غیر منتظره ای به شمار نمیرود ، ولی با توجه به اینکه رژیم باکو تلاش میکرد بخش اعظم روابط خود با این رژیم اشغالگر و کودک کش را پنهان نگه دارد ، این سفر میتواند تامل برانگیز باشد.

از تاریخ پیدایش جمهوری آذربایجان از سال 1991 و طی عمر بیست و ساله دولت باکو ، این نخستین بار است که وزیر جنگ رژیم صهیونیستی آشکارا و با اعلام در رسانه ها به باکو سفر کرده است. این سفر نگاه تحلیلگران را سیاسی را به خود معطوف کرده است ، بویژه اینکه درست چند روز بعد از آن انجام میگیرد که هواپیمای بدون سرنشین با تجاوز به آسمان ایران ، هدف قرار گرفته و منفجر شده است و منابع نزدیک به رژیم صهیونیستی و نیز برخی منابع ایرانی اعلام کرده اند که این هواپیما از جمهوری آذربایجان پرواز و به خاک ایران تجاوز کرده است.

 

سفر موشه یعالون، وزیر جنگ اسرائیل به باکو پس از آنکه وی به باکو وارد شد، اعلام شد. یعالون طی دو روز اقامت خود در باکو با مقامات بلندپایه باکو از جمله الهام‌ علی‌اف، رییس جمهور، ایلمار محمدیارف، وزیر امور خارجه و ذاکر حسن‌اف، وزیر دفاع دولت باکو دیدار میکند.

وزارت جنگ اسرائیل در بیانیه‌ای اعلام کرد: قرار است طی این سفر روابط میان دولت باکو و اسرائیل تقویت شده و بر سر راهبردهای مسائل منطقه‌ای بحث شود.

یعالون طی سفر خود به باکو قرار است در نمایشگاه بین‌المللی صنایع دفاعی در جمهوری آذربایجان غرفه متعلق به اسرائیل را افتتاح کند. وزارت جنگ اسرائیل در این غرفه همراه با ۱۵ شرکت نظامی اسرائیلی حضور پیدا خواهد کرد. یعالون هنگام ورود به باکو گفت: خوشحال هستم که در نخستین سفر تاریخی یک وزیر جنگ اسرائیل به جمهوری آذربایجان در اینجا حضور دارم.

وی افزود: روابط دو جانبه میان ما ثمربخش است و میان دو طرف روابط راهبردی و تلاش‌های مشترک در حوزه‌های مختلف برقرار است.

یعالون تاکید کرد: نمایشگاه تسلیحات در باکو فرصتی دیگر به منظور آنکه به دنیا قدرت و قابلیت‌های صنایع نظامی اسرائیل را نشان دهیم ایجاد می‌کند.

همچنین وزیر جنگ اسرائیل قرار است با نمایندگان جامعه یهودیان ایران شمالی (جمهوری آذربایجان) نیز دیدار کند.

درباره سفر وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به باکو نکات ذیل گفتنی است :

1-    انجام این سفر به صورت آشکار و اعلام آن در رسانه ها ، بیانگر این واقعیت است که روابط دولت باکو با رژیم صهیونیستی به شدت گسترده شده است. به گونه ای که دولت باکو حساسیتهای خاصی را که درباره ی این روابط داشت تا حد زیادی کنار نهاده است.گفتنی است برخی کشورهای اسلامی که به دلیل ماهیت غربگرایانه یا دیکتاتوری خود مانند مصر ، اردن ، قطر و... با رژیم صهیونیستی رابطه دارند ،ترجیح میدهند روابطشان با رژیم اشغالگر به خاطر حساسیتهای مردمی جهان اسلام و ماهیت اشغالگری و ضدبشری رژیم صهیونیستی تا حد مقدور پنهانی باشد بخصوص در حیطه روابط نظامی وامنیتی .اگر چه دولت باکو نیز از این رویه پیروی میکند اما پذیرفتن وزیر جنگ رژیم صهیونیستی نماد و نشانه ی بزرگ و آشکار روابط نظامی و امنیتی با رژیم صهیونیستی است . و این حاکی از آن است که باکو  و رژیم صهیونیستی در پی آن هستند که این روابط را "عادی" نشان دهند .این مساله برای رژیم صهیونیستی بسیار حایز اهمیت است ، زیرا میتواند به مثابه ی الگویی برای کشورهای دیگر در جهان اسلام – بخصوص کشورهای نوپا مانند ترکمنستان در جوار ایران – مورد استفاده واقع شود.

2-    سفر وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به باکو بعد از جنایتهای گسترده ی این رژیم در غزه و کشتار و زخمی کردن هزاران کودک و زن و ویران کردن گسترده خانه های مسکونی ، حاکی از همراهی کامل دولت باکو با اسراییل و حمایت سیاسی باکو از جنایات رژیم صهیونیستی است.بخصوص اینکه آشکار است وزیر جنگ در انجام این جنایتها و نسل کشی ، مسئولیت مستقیم دارد. به عبارت دیگر ، موشه یعالون در حالی وارد باکو شد که دستهایش تا مرفق به خون کودکان فلسطینی رنگین است و با همین دستهای آغشته به خون با الهام علی اف و دیگر مقامات باکو ابراز صمیمیت میکند.

3-    سفر وزیر جنگ رژیم رژیم صهیونیستی به باکو بعد از غائله ی تجاوز پهباد این رژیم به آسمان ایران و اعلام پرواز این پهباد از خاک ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) و یا حداقل اینکه دولت باکو متهم به همکاری در این اقدام ضد ایرانی است ، به معنای نادیده گرفتن حساسیتهای جمهوری اسلامی بخصوص درباره تمامیت ارضی و امنیت ایران ، عدم توجه به حسن همجواری و احترام به ایران از سوی دولت نوپای باکو است.

4-    روابط گسترده ی دولت باکو با رژیم اشغالگر قدس در ابعاد مختلف اقتصادی ، نظامی ، امنیتی و فرهنگی و بخصوص تامین نفت مورد نیاز این رژیم از سوی باکو و سفر وزیر جنگ اسراییل به باکو ، بار دیگر این واقعیت را به اثبات رساند که تبلیغات دروغین دولت باکو درباره ی تقبیح اشغالگری در ارتباط با ارمنستان ،فاقد ارزش و اهمیت است.اگر دولت باکو حقیقتا خواستار توجه کشورهای همسایه مانند ایران و ترکیه در روابط با ارمنستان به مناقشه ی قره باغ است ،چگونه با دولتهای اشغالگر و تجاوزگر مانند اسراییل و امریکا ، از گسترده ترین روابط برخوردار است؟

5-    از هر زاویه که نگاه شود ، پذیرش وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در باکو یک حرکت ضد ایرانی است.

6-    سفر وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در این موقعیت (و سفرهای مکرر و متقابل مقامات باکو و تل آویو ) به باکو ، بار دیگر نشان داد که لفاظی های مکرر  و منافقانه ی مقامات باکو  بخصوص شخص الهام علی اف درباره روابط با ایران حتی ارزش تبلیغاتی هم ندارد و صرفا برای تکرار توسط برخی عناصر ساده لوح دیپلماسی و سیاسی کاربرد دارد ؛ بویژه اینکه چند روز پیش از سفر وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به باکو ، یک همایش ضد ایرانی با سرکردگی یکی از عناصر نزدیک به مقامات باکو و عضو پارلمان این دولت و دستیاری عده ای از کارمندان مراکز دولتی باکو در این شهر برگزار شد که محور اصلی این همایش ، مخدوش ساختن تمامیت ارضی ایران بود.

7-    جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) درباره روابط "استراتژیک با اسراییل (عبارت "روابط استراتژیک" درباره روابط با رژیم صهیونیستی ، مقامات باکو و از جمله الهام علی اف بکار برده اند ) برای جمهوری اسلامی مشبه با هیچ کشور دیگری نیست. این جمهوری نوپا ، علاوه بر اینکه بخشی جدا شده از ایران است ،مرز طولانی آبی – خاکی با کشورمان دارد ، اگر چه جمعیت آن چند میلیون نفر بیشتر نیست ، ولی اکثریت مطلق آنها شیعه هستند و روابط متقابل مردمی بین دو کشور برقرار است.علیرغم اینکه دولت این کشور ، دولت نوپایی است ولی برای پیگیری ایده های تجزیه طلبانه ی دوره ی شوروی درباره آذربایجان ایران ، با امریکا و اسراییل همکاری دارد.با این وضعیت ، هر گونه روابط این دولت با رژیم صهیونیستی برای امنیت امروز و آینده ی ملت ایران و صلح و ثبات منطقه قفقاز به شدت نگران کننده است. اکنون سوال این است : عدم برخورد فعال و تاثیر گذار دولت جمهوری اسلامی برای مقابله با نفوذ و حضور گسترده اقتصادی و نظامی اسراییل در جمهوری آذربایجان چیست ؟  مسامحه و بیتوجهی ؟ عادت و از دست دادن حساسیتهای لازم نسبت به این موضوع مهم ؟ یا هر چیز دیگر . وزارت خارجه ایران – از دولتهای قبل تاکنون – نشان داده است که بنا به دلایل متعدد فاقد انگیزه ی تصمیم سازی و تاثیر گذاری برای مقابله با نفوذ رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان – که به حق باید آن را پاره ای از پیکر ایران نامید – است. تصمیم گیران جامع امنیتی – نظامی (شورای عالی امنیت ملی ) این باره چه تدبیری دارند ؟ این همان نقطه ای است که حایز اهمیت بسیار است.

8-    دولت باکو طی سالهای گذشته به روشنی دیده است که روابط با رژیم صهیونیستی ، هزینه ای از سوی ایران بر وی تحمیل نکرده است . به عبارت دیگر ، این روابط که برای امنیت امروز و آینده ی ایران و قفقاز خطرناک است ، هیچونه تبعات مناسب را برای دولت باکو در پی نداشته است و با توجه به این مساله ، دولت باکو شیب روابط خود با رژیم صهیونیستی را تنظیم و تندتر کرده است. زمینه های متعدد برای برای گشایش سفارت دولت باکو در سرزمینهای اشغالی نیز از سالهای قبل در حال تدارک است.(نمونه ای روشن از تبعات خطرناک روابط باکو – تل آویو ؛ استخدام مزدور برای ترور دانشمند هسته ای ایران شهید علیمحمدی در باکو بود و...)


اصلان آذراوغلو

برگزاری همایش ضد ایرانی توسط دولت نوپای باکو

همایش ضد ایرانی ؛ هدیه جدید دولت باکو به دولت روحانی

 

 دکترعارف محمدزاده - عضو تحریریه مجله ایران شمالی

 

 

در حالی که طبق اخبار منتشره در برخی مطبوعات باکو ، محسن پاک آیین سفیر جمهوری اسلامی در باکو با اشتیاق خبر از سفر قریب الوقوع رییس جمهور کشورمان به  باکو داده است ، یک همایش ضد ایرانی با همکاری دولت باکو و با حضور و فعالیت برخی مقامات و کارمندان مراکز دولتی برگزار شد.

این همایش ضد ایرانی که موضوع آن آذربایجان ایران بود و در تاریخ 17شهریور در مرکز بین المللی مطبوعات باکو برپا شد ، اقدام تازه ای نبود ، بلکه تکرار جسارتها و گستاخی هایی بود که دولت باکو طی  دو دهه گذشته علیه کشوری که از آن جدا شده ، انجام داده است و متاسفانه به علت عدم پاسخ عملی و قاطع دولت جمهوری اسلامی ، اقدامات تکراری خود علیه تمامیت ارضی ایران اسلامی ، همکاری با گروهکهای تجزیه طلب امریکایی – صهیونیستی  و تکرار تحریف واقعیتهای تاریخی مانند تعلق 17 شهر قفقاز به ایران و دخالتهای مضحک و گستاخانه درباره آذربایجان ایران را پی گرفته است.

در این همایش که در مرکز بین المللی مطبوعات باکو برگزار شد ، افرادی چون صابر رستمخانلو ( عضو پارلمان باکو ، رییس حزب همبستگی شهروندی " از احزاب طرفدار دولت "و چهره شناخته شده مرتبط با صهیونیسم )  ، " یاسمن قره قویونلو " کارمند آکادمی دولتی علوم در باکو ، " یادگار ترک ائل " کارمند شعبه علوم سیاسی ، " دلاور عظیملی " کارمند انستیتوی تاریخ آکادمی دولتی علوم ، " عارف اسماعیل بیلی " معاون امور سیاسی و اجتماعی رهبر حزب همبستگی شهروندی (حزب شبه دولتی ) و جمعی دیگر از کارکنان دولت باکو سخنرانی و فعالیت داشتند. همچنین برخی تجزیه طلبان که از اعضای سابق گروهکهایی مانند فدایی خلق و... بوده و طی سالهای اخیر توسط سازمانهای اطلاعات غربی برای فعالیت جهت ایجاد اختلافات قومی در ایران اجیر شده اند ، سخنرانی کرده و اعلام داشتند که صدها تن از آذریهای ایران به جرم تکلم به زبان آذری دستگیر وزندانی هستند !

صابر رستم خانلو عضو انتصابی پارلمان باکو – که از زمان حیدر علی اف به عنوان نماینده پارلمان منصوب شده گفت : در کتاب اداره اطلاعات مرکزی آمریکا تعداد آذربایجانی های ایران در سال 2013 میلادی 13 میلیون ذکر شده است .

رستم خانلو بدون ذکر اینکه چگونه کتاب اداره اطلاعات مرکزی امریکا ( سازمان سیا ) در اختیار وی قرار گرفته افزود : من اعلام میکنم که سیا در برآورد این تعداد اشتباه کرده است و بایستی با همکاری ما اقدامات خود را درباره آذری های ایران دنبال کند.

رستم خانلو و تعدادی دیگر از کارمندان دولت باکو که محفلی با عنوان " کنگره آذری های جهان ! " با طرح و کمک امریکا ایجاد کرده اند ، گفت : کنگره آذری های جهان در نظر دارد تا پایان سال جاری چندین نشست از جمله همایش آتی این کنگره را برگزار کند و مسأله آذربایجان ایران را مد نظر قرار خواهد داد.

وی به صورت ساختگی از دولت باکو به خاطر عدم کمک به فعالیت های عناصر پان ترکیست برای تاثیر گذاری در جامعه آذریهای ایران انتقاد کرد !

واکنش تکراری و بی اثر سفارت ایران در باکو

 

به دنبال برگزاری همایش ضد ایرانی گروهک موسوم به " داگ "در باکو با همکاری کارکنان دولت الهام علی اف ، سفارت جمهوری اسلامی در باکو به انتشار بیانیه ای اکتفا کرد ، در حالی که سفیر محسن پاک آیین در این باره موضعی اتخاذ نکرده و اقدامی خاص انجام نداده است. این در حالی است که چندی پیش به دنبال انتشار خبر اعزام پهباد صهونیستی به خاک ایران از قلمرو ایران شمالی (جمهوری آذربایجان ) ، پاک آیین برای تبرئه مقامات باکو ، طی خبری که به صورت گسترده  در رسانه های باکو منتشر شد ، اعزام پهباد ازایران شمالی را رد کرد !

سفارت ایران در این بیانیه تأکید کرده که هتاکی و بی احترامی این گروهک تجزیه طلب به جمهوری اسلامی ایران را برنتابیده و از مجاری دیپلماتیک و راه های قانونی، برخورد حقوقی لازم با کسانی که به ملت بزرگ ایران به خصوص آذربایجانی های غیور این کشور توهین کرده اند را پیگیری خواهد کرد.

در پایان این بیانیه آمده؛ جمهوری اسلامی ایران اجازه برگزاری نشست های ضد آذربایجانی (!؟)  را نمی دهد و انتظار دارد مقامات جمهوری آذربایجان نیز برخورد قانونی لازم را با گروهکی که تمامیت ارضی ایران را زیر سئوال برده است انجام دهند.

بیانیه سفارت جمهوری اسلامی در باکو به حدی محافظه کارانه است که در آن به مسولیت دولت باکو در برگزاری همایش ضد ایرانی اشاره ای نشده است و صرفا گروهک مورد حمله قرار گرفته است و طنز ماجرا اینجاست که سفارت انتظار دارد مقامات باکو " برخوزد قانونی لازم " را با گروهکی که تمامیت ارضی کشورمان را زیر سوال برده انجام دهد ! در حالی که مسولیت مستقیم این همایش و همایشهای مشابه در وهله اول برعهده دولت باکو است . ازاین گذشته ، همایشهای ضد ایرانی مشابه را دولت باکو به صورت گسترده ذیل عنوان " کنگره آذریهای جهان " با حضور شخص الهام علی اف برگزار کرده است و سفارت نیز مشابه همین بیانیه ها را صادر فرموده است !

 

همانگونه که گذشت ،برگزاری همایشهای ضد ایرانی با مجوز و همکاری دولت باکو پدیده جدیدی نیست ، برگزاری اینگونه همایشها و حرکتها طی ادوار مختلف (دوره خاتمی ، احمدی نژاد ) همواره ادامه داشته است ، وکارشناسان میدانستند که در دولت روحانی نیز همایشها و حرکتهای ضد ایرانی دولت باکو تداوم خواهد داشت ، خبرهای منتشره در مطبوعات ورسانه های باکو به روشنی نشانگر همکاری دولت باکو در برگزاری جدیدترین همایش ضدایرانی است و میتواند به عنوان هدیه ای به دولت روحانی تلقی شود ، این در حالی است که برخی عناصر ساده لوح یا عناصری که منافع تجاری و سیاسی در کاردارند ، پیوسته با توجه به سفر اخیر الهام علی اف به تهران اظهار میداشتند که فصلی دیگر از روابط تهران – باکو آغاز شده است! در دولتهای قبل نیز هنگامی که اینگونه سفرها انجام میگرفت – که نتیجه خاصی دربر نداشته است – افرادی خاص مدام در پی القای این موضوع بودند که فصلی جدید در روابط و همکاری های طرفین آغاز شده است !

گفتنی است آمارهای منتشره توسط دولت باکو ، حاکی از تقلیل روابط تجاری طی سال گذشته میلادی بین باکو وایران اسلامی است.

انتظار میرود برای یک بار هم که شده ، مراکز مسئول در جمهوری اسلامی ، نشستی با عنوان " بررسی چگونگی پایان دادن به اقدامات آشکار دولت باکو علیه تمامیت ارضی ایران " را برگزار کنند ، نشستی که مصوبات آن ضمانت اجرایی داشته باشد.


اصلان آذراوغلو

یک فراماسونر در آستانه مرگ / دکتر جواد هیت در بیمارستان

جواد هیئت با همه فراز و فرودهای زندگی و کارنامه ای که چندان نیز برای اگاهان و اهل تحقیق پنهان نیست اندک اندک در حال عبور از دالان مرگ و ورود به جهان " حساب " است. او که سالهاست در باکو و در حمایت دیکتاتور باکو بسر میبرد دیگر حالش وخیم شده و بیمارستان منتقل شده است... بدین مناسبت بار دیگر خلاصه ای از کارنامه زندگی اش را مرور می کنیم:

 

ماه پشت ابر پنهان نمی ماند!

نگاهی به وصیت نامه دکتر جواد هیئت عضو سازمان جهانی فراماسونری

(متن کامل مقاله )

·      *  عارف مسلمی کلخوران

 

دکتر جواد هیئت، اخیرا متنی را در قالب وصیت نامه در یک نشریه محلی  ارومیه که به تبلیغ ایده ضد اسلامی پان ترکیسم و فعالیت تبلیغی به نفع یک دولت بیگانه شهرت دارد، منتشر کرده است . بررسی این وصیت نامه سیاسی ، از آن روی ضروری است که دکتر جواد هیئت و پدرش علی هیئت از چهر ه های خاص سیاسی هستند که هر دو دهها سال از عمر خود را در خدمت رژیم پهلوی سپری کرده اند ، با این حال نسل جدید ، بخصوص نسل جدید آذربایجانی ها ، اطلاعات جامعی از زندگی و فعالیتهای این دو چهره ندارند . به نظر میرسد دکتر جوا د هیئت هرگز مایل نبوده ، اطلاعات جامعی از زندگی خود و پدرش را در اختیار مخاطبان قرار دهد و علیرغم اینکه بیش از سی سال است ، در پرتو آزادیهای حاصل از استقرار نظام اسلامی در ایران ، نشریه « وارلیق » را منتشر می سازد ، هرگز در این نشریه اطلاعات خاصی از زندگی و فعالیتهای خود و پدرش را منتشر نکرده است.

بررسی این وصیت نامه برای پژوهشگران و بخصوص جوانان هوشیار آذربایجان می تواند بسی آموزنده باشد، چرا که طی سالهای گذشته، شبکه ای از عناصر چپگرای زمان شاه (عناصر وابسته به شوروی) که بعد از فروپاشی شوروی، نقاب پان آذریسم و وقومگرایی بر چهره زده اند و از سوی برخی دستگاه های اطلاعاتی همسایه  و انسوی آبها کارگردانی و حمایت  میشوند تلاش کرده اند، با ابزار تبلیغ، چهره ویژه ای از آقای جواد هیئت ترسیم کرده و جایگاهی فرهنگی برای وی  تعریف کنند!

دکتر جواد هیئت در وصیت نامه ، خود را اینگونه معرفی می کند:

"اینجانب دکتر جواد هیئت فرزند مرحوم علی هیئت متولد 1304 شمسی در تبریز، مقیم تهران، استاد سابق جراحی دانشگاه آزاد اسلامی و عضو ایرانی آکادمی جراحی پاریس و مدیر و سردبیر مجله فرهنگی فارسی – ترکی وارلیق بدینوسیله خلاصه عقاید خودم را به شرح زیر... می نگارم"

جناب دکتر محترم در این بیوگرافی مختصر، فقط برخی سوابق خود را که مربوط به بعد از انقلاب اسلامی ( مثلا تدریس در دانشگاه آزاد و سردبیری نشریه و...) متذکر می شود، در حالی که دکتر محترم در سال 1357 (سال پیروزی انقلاب اسلامی) 53سال داشته است و طبیعی است که مخاطبان بخواهند بدانند وی در زمان رژیم پهلوی چه فعالیتهایی داشته است ؟ دکتر محترم درباره سوابق و عملکرد خود طی سالهای قبل از انقلاب اسلامی، حتی یک کلمه نیز مرقوم نفرموده است. علت اصلی این مسئله آن است که اگر مسوولیت ها و عملکرد خود در دوره رژیم پهلوی را به درستی مرقوم می داشت، دیگر نمی توانست با شعارهای پوچ قومگرایانه و تظاهر به طرفداری از زبان آذربایجانی و امثال آن، برخی جوانان ساده را در دام تبلیغات خود و رفقای خارجی اش گرفتار سازد.

اگر جناب دکتر که در نشریات دولتی باکو و عناصر بیگانه گرا در داخل  « جراح  - تورکولوژ - سردبیر - نژادشوناس -و غیره » خوانده می شود  اشاره می فرمود که در زمان شاه، رییس بیمارستان شهربانی بوده است، گوشه ای از شخصیت واقعی وی برملا می شد. در زمان شاه، شهربانی (پلیس) در سراسر ایران تنها یک بیمارستان اختصاصی داشت که در تهران واقع بود. این بیمارستان علاوه بر اینکه به نیروهای پلیس رژیم شاه خدمات درمانی ارایه می داد، تنها مرکز امن درمانی بوده که پلیس و سازمان امنیت و اطلاعات شاه (ساواک)، نیروهای مخالف را که زیر شکنجه یا در درگیری با ماموران شاه زخمی می شدند، به این مکان منتقل می کردند. افرادی از چهره های مبارز و حساس ضد رژیم شاه نیز اگر در زندان بیمار می شدند، به بیمارستان شهربانی منتقل می گردیدند. بیمارستان شهربانی، تنها بیمارستانی بود که ارایه اینگونه خدمات ویژه را به پلیس و ساواک و "کمیته مشترک ضد خرابکاری" عهده دار بود. در این بیمارستان، ماموران شهربانی و ساواک، از مبارزین زخم دیده و از افرادی که حتی در حال مرگ بودند، بازجویی می کردند و در صورت لزوم ، افراد زخمی و صدمه دیده را  در بیمارستان تحت شکنجه های وحسیانه قرار می دادند تا به اطلاعات آنها  دست یابند. روشن است که ریاست چنین بیمارستانی که در واقع یک مرکز امنیتی بود، بایستی به فردی سپرده می شد که کاملا در خدمت رژیم شاه و مورد اعتماد و تایید دستگاه امنیتی رژیم باشد و این فرد، کسی نبود جز جناب آقای دکتر جواد هیئت!

پنهانکاری دکتر جواد هیئت درباره سوابق خود، منحصر به نهانسازی سی سال خدمت به رژیم پهلوی در امور مختلف سیاسی - امنیتی  نیست. وی خود را عضو آکادمی جراحی پاریس، معرفی کرده و این حاکی از آن است که نامبرده با وجود کهولت سن، دچار آلزایمر و مرض فراموشی نشده است، با این حال درباره عضویت خود در یکی از مهمترنی و معروفترین سازمانهای اطلاعاتی و استعماری جهان حتی یک واژه مرقوم نفرموده است!

"فراماسونرها و روتارین ها و لاینزهای ایران" عنوان کتابی است که از سوی یک مرکز رسمی یعنی "مرکز اسناد انقلاب اسلامی" ایران به سال 1377 منتشر شده است. این کتاب حاوی اسامی فراماسونرهای ایرانی است که تا سال پیروزی انقلاب (1357) به عضویت این سازمان جهانی استعماری و اطلاعاتی در آمده و در آن فعالیت داشته اند. در صفحات 489 و 696 نام دکتر جواد هیئت به عنوان عضو این سازمان اطلاعاتی و استعماری درج شده است. دکتر جواد هیئت با درجه "فراماسونری" در این سازمان عضویت داشته است. همانگونه که گذشت، کتاب یاد شده از سوی یک مرکز رسمی کشور منتشر شده است.

دکتر جواد هیئت نه  به عضویت خود در سازمان استعماری و اطلاعاتی فراماسونری اشاره کرده و نه از فعالیت های خود در این سازمان چیزی نوشته است. برای مخاطبان جالب است که بدانند دکتر جواد هیئت چه فعالیت هایی در ارتباط با این سازمان در روزگار پهلوی داشته است و ارتباط وی بعد از انقلاب با این سازمان اطلاعاتی و استعماری چگونه بوده است!؟ البته آگاهان می دانند که سازمان استعماری فراماسونری،‌ تنها سازمانی است که اعضای آن هرگز خاطرات و عملکرد خود را منتشر نمی کنند. اگر چه تاکنون بسیاری از اعضای سازمانهای اطلاعاتی مانند سیا،  ک.گ.ب، موساد و... خاطرات خود را منتشر کرده اند، اما هرگز حتی یک نفر از اعضای سازمان فراماسونری خاطرات خود را منتشر نکرده است؟ آیا دکتر جواد هیئت نیز مانند اعضای وفادار سازمان فراماسونری عمل کرده و نمی خواهد گوشه ای از اسرار این سازمان استعماری آشکار شود؟ جواد هیئت اگر واقعا هنوز در سازمان اطلاعاتی - استعماری فراماسونری عضویت ندارد کمترین انتظار این است که صادقانه به عضویت در این سازمان اعتراف کرده و خاطرات و اطلاعات خود را از این سازمان مخوف استعماری منتشر سازد تا مردم بدانند استعمارگران از چه شیوه ها و شگردهایی برای استمرار حیات رژیم ضدانسانی پهلوی استفاده می کردند و سازمان فراماسونری چه نقشی در بکارگیری سرمایه های انسانی کشور در راستای تامین منافع استعمارگران و غارت منابع کشور داشته است.

اطلاعات و خاطرات جواد هیئت از سران و مقامات رژیم پهلوی نیز که با آنها همکاری و همراهی داشته در صورت انتشار میتواند بسیار جالب باشد.

 دکتر جواد هیئت مرقوم داشته است:

"خلاصه عقاید خودم را برای بازماندگانم و جامعه ایرانی می نگارم تا در مورد افکار و عقاید من دچار اشتباه و انحراف نشوند[!!؟]"

جواد هیئت درباره سالهای طولانی از زندگی خود از جمله همکاری موثر امنیتی با رژیم پهلوی، عضویت در سازمان اطلاعاتی و استعماری فراماسونری، همکاری با ساواک در اداره برخی انجمن های مرتبط با خارج از کشور و...حتی یک جمله نیز مرقوم نداشته و در واقع کوشیده است این سوابق را پنهان کند تا مردم شخصیت و عملکرد و عقاید واقعی وی را ندانند. با این حال مدعی است که منظور او از نگاشتن "خلاصه عقاید خود" آن است که دیگران درباره عقاید و افکار وی دچار اشتباه نشوند!

در واقع هدف جواد هیئت از نگاشتن گوشه های قابل قبول و ارایه اطلاعات معمولی از زندگی خود و نهان ساختن بخش های عظیم از فعالیتهای دهها ساله خود، چیزی جز فریب مخاطب نمی تواند باشد . ارایه اینگونه اطلاعات در واقع تلاش برای تکمیل ساختن ماسکی است که با زدن آن بر چهره خود، شخصیت واقعی وی به عنوان عنصری از عناصر رژیم پهلوی و فردی وابسته به سازمان استعماری فراماسونری، پنهان میشود و چهره خاصی  از وی ترسیم میشود؛ چهره ای که مقبول طبع همه واقع گردد!

جواد هیئت در ادامه افزوده است:

"من در زندگی فردی و اجتماعی تا حد زیادی پیرو پدرم (مرحوم علی هیئت) بوده و از او بسیار چیزها آموختم و او را نمونه کامل برای خودم قرار دادم.

من معتقد به خدای یگانه و دین اسلام هستم و سالهای زیادی در فراگرفتن آن کوشیده ام. البته معلومات پایه از پدرم بوده..."

متاسفانه دکتر جواد هیئت ، پدرجان خود یعنی علی هیئت را در وصیت نامه معرفی نکرده است تا مردم وی را نیز بشناسند.فقط به « مجتهد ! » بودن پدرش ، اشاره کرده است ! چیزی که می تواند چهره ای مثبت درذهن و فکر مخاطب مسلمان از « علی هیئت » ترسیم کند !

علی هیئت از کارگزاران فعال رژیم پهلوی بوده و در دوره حکومت رضاشاه و محمدرضا شاه نیز جزو مقامات مورد توجه این رژیم بوده است. مطالعه خاطرات آقای مجتهدی درباره فرقه دمکرات که به کوشش رسول جعفریان منتشر شده و نیز کتاب احمد کسروی درباره قیام شیخ محمد خیابانی که به کوشش کاتوزیان منتشر گردیده، حاکی از آن است که علی هیئت نیز ابتدا مانند احمد کسروی در لباس روحانیت بوده است. علی هیئت از مریدان و پیروان احمد کسروی بوده است. جواد هیئت نیز خود را پیرو علی هیئت معرفی میکند . یعنی با عنایت به اینکه علی هیئت پیرو کسروی بوده و جواد هیئت نیز خود را پیرو علی هیئت معرفی می کند ، در واقع جواد هیئت نیز پیرو احمد کسروی است ! احمد کسروی و علی هیئت هر دو از مخالفان سرسخت شیخ محمد خیابانی بوده اند و به همین علت نیز شیخ محمد خیابانی بعد از مخالفت قهرمانانه با قرار داد ننگین 1919 وثوق الدوله -که کشور را در اختیار بیگانگان قرار می داد- و بر افراشتن پرچم قیام آزادیخواهانه در تبریز، احمد کسروی و علی هیئت را از تبریز تبعید کرد. در واقع حضور این دوتن در تبریز خطری برای قیام شیخ محمد خیابانی به شمار می رفت که وی مجبور شد این دو تن را از تبریز بیرون براند. این دو تن به تهران رفته و در تهران به جوسازی علیه شیخ محمد خیابانی پرداختند و حکومت را علیه شیخ تحریک کردند. علی هیئت  ابتدا همانند کسروی لباس روحانیت به تن داشت ، اما همانند احمد کسروی لباس روحانیت را از تن به در آورد و ریش خود را تراشید و وارد دستگاه رضاشاه پهلوی شد و مسوولیت های بالای قضایی به وی سپرده شد. علی هیئت در دوره محمدرضا شاه به وزارت دادگستری نیز رسید. علیرغم اینکه در حکومت دکتر محمد مصدق وزیر دادگستری بود، بعد از کودتای 28مرداد، به عنوان استاندار ایالت بزرگ فارس تعیین شد. در این دوره که قشقایی ها قیام کرده بودند، علی هیئت تلاش گسترده ای برای فرونشاندن قیام سامان داد.

علی هیئت تا سن 75سالگی همچنان در منصب های حکومتی رژیم پهلوی فعالیت می کرد. و این حاکی از وابستگی شدید او به رژیم پهلوی می تواند باشد. با این توضیحات می توان مقصود واقعی دکتر جواد هیئت را از جمله "من در زندگی فردی و اجتماعی تا حد زیادی پیرو پدرم بوده ام" درک کرد!

همانگونه که علی هیئت در خدمت رژیم پهلوی بوده، دکتر جواد هیئت نیز در پیروی از پدرش تا پیروزی انقلاب اسلامی در خدمت رژیم خودکامه و ضد اسلامی پهلوی بوده است.

این پدر و پسر عمری در خدمت رژیم ضد اسلامی پهلوی بوده اند و با این حال دکتر جواد هیئت می نویسد: "من معتقد به خدای یگانه و دین اسلام هستم"

آری، معاویه و ابن ملجم و یزید و ابن زیاد و کسانی که شخصیت هایی مانند شهید مدنی و شهید دستغیب را کشتند، خود را مسلمان و معتقد به خدا معرفی می کردند. کسی که حقیقتا معتقد به خدای یگانه و دین اسلام باشد، باید اعمال او نیز اعمالی باشد که با اصول و احکام اسلامی در حد قابل قبولی منطبق باشد .آیا اعمالی مانند فعالیت در تحکیم پایه های رژیم ضد اسلامی و استبدادی پهلوی، عضویت و فعالیت در سازمان استعماری فراماسونری با عقیده به خدای یگانه و دین اسلام سازگار است؟

جواد هیئت در ادامه مرقوم داشته است: "من با تمام وجودم معتقد به استقلال، تمامیت ارضی و پیشرفت ایران هستم، خودم را ایرانی می دانم و ایران را وطن عزیز خود می شمارم. در اینجا باید کمی توضیح بدهم[!] ... من ایرانی را دوست دارم و برای آن جانفشانی می کنم (آرزو می کنم) که مردم آن دارای حقوق مساوی و خوشبخت باشند. برادری و برابری عملا هم از ارکان ملیت ما می باشد. من حاکمیت یک قوم بر دیگر اقوام را قبول ندارم... من به مردم و ملت ایران افتخار می کنم بدون خود بزرگ بینی و شوونیزم! در ایران اقوام مختلف با زبانها و ویژگی های مختلف زندگی می کنند... من یک آذربایجانی ترک و یا ترک زبان هستم. ترک و ترک زبان و ترکی هر سه مقوله فرهنگی هستند، بنابراین با هم فرقی ندارد..."

جواد هیئت می نویسد: "انسان با زبان مادری می اندیشد و اندیشه خود را با آن زبان بیان می کند و یا می نویسد. اگر بخواهد به زبان دیگری سخن بگوید و یا بنویسد، باید اندیشه خود را به آن زبان ترجمه کنند"!؟

اینجاست که جواد هیئت به مبحث اصلی خود یعنی همان بحث ترک گرایی (پان ترکیسم) می پردازد و وارد مساله اصلی یعنی قوم گرایی و تفرقه اندازی در جامعه اسلامی می شود که در این باره هم اصلی ترین بهانه، سوژه زبان مادری است.

بررسی این سطور از وصیت نامه پیر فراماسونر،‌جالب به نظر می رسد، او نوشته که با تمام وجود معتقد به استقلال، تمامیت ارضی و پیشرفت ایران است! همچنانکه خود را معتقد به خدای یگانه و دین اسلام معرفی کرد، اما در عمل خود و پدرش عمری در خدمت رژیم ضد خدایی و ضد اسلامی پهلوی بودند. جواد هیئت خود را معتقد به اسلام معرفی کرد، اما در سازمان استعماری فراماسونری که در استیلای غرب بر مسلمانان نقش مهمی دارد، عضویت داشته است . نیز خود را معتقد به استقلال و تمامیت ارضی و پیشرفت ایران معرفی کرده و در عباراتی شگفت انگیز می نویسد: "ایرانی را دوست دارم و برای آن جانفشانی می کنم" به راستی واژه "جانفشانی" از واژه هایی است که با شخصیت و زندگی کسانی مانند علی هیئت و جواد هیئت بیگانه است. هشت سال جنگ بر این مملکت تحمیل شد و کسانی مانند جواد هیئت غرق در ناز و نعمت و ثروت و رفاه در امنترین و خوش آب و هواترین نقطه تهران، خوش می گذراندند و هرگز برای جانفشانی حتی برای روزهایی معدود به جبهه های جنگ نرفتند ، شاید هم ما خبر نداریم و آقای جواد هیئت در کسوت یک بسیجی گمنام به جبهه رفته و در خط مقدم نبرد، در راه استقال و حفظ تمامیت ارضی ایران جانفشانی فرموده است!‌این از ادعای جانفشانی وی!...

جواد هیئت که مدعی جانفشانی در راه استقلال و تمامیت ارضی و پیشرفت ایران است، بعد از انقلاب اسلامی و در سایه آزادی فراهم آمده از خون صدها هزار شهید، با فعالیت های سیاسی در قالب و پوشش فرهنگ و مطبوعات، در راستای اهداف سازمان استعماری فراماسونری حرکت خود را ادامه داده و در راه تفرقه افکنی قومی، تضعیف وحدت ملی و خدشه به تمامیت ارضی فعالیت کرده است.

نشریه بی مایه "وارلیق" که جواد هیئت صاحب امتیاز و مدیر آن است. طی سی سال گذشته، در مسیر تبلیغ قومگرایی و پان ترکیسم و تبلیغ چهره های ضد ایرانی فعالیت داشته است. این نشریه در بسیاری از شماره های خود از عبارت جعلی جغرافیایی که توسط عناصر ضد ایرانی در باکو به عنوان نامی برای آذربایجان ایران ابداع شده و متعلق به ادبیات تجزیه طلبان وابسته است  ، استفاده کرده است و با همه اینها جواد هیئت خود را فردی مدافع استقلال و تمامیت ارضی ایران معرفی می کند!

اگر واقعا جواد هیئت معتقد به اسلام است چرا هرگز در نشریه « وارلیق » که طی بیش از سی سال در سایه آزادیهای حاصل از خون هزاران فرزند رشید اسلام در اختیار وی بوده  به نشر معارف اسلامی با اقداماتی مانند انتشار مقالات درباره صدها موضوع اسلامی همچون تاریخ اسلام - حیات ائمه اطهار علیهم السلام - فلسفه اسلامی - زندگی نامه های چهره های علمی اسلامی - ادبیات آیینی و عاشورایی - مهدویت - علوم قرآنی و...  نپرداخته است ؟ اما هر شماره از این نشریه ضداسلامی سرشار از مطالب قومگرایانه و تفرقه افکن بین ملت اسلام است و در اغلب شماره های آن مطالبی منتشر میشود که جز القای « ایده های پان ترکیستی » به مخاطب غایتی ندارد...حال اینکه همین نشریه تاکنون میلیاردها ریال از بیت المال مسلمین به صورت کاغذ - فیلم و زینک - و یارانه نقدی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جمهوری اسلامی ایران دریافت کرده است ؟

جواد هیئت با این کارنامه سیاه، از همکاری با دستگاه امنیتی پهلوی تا عضویت در فراماسونری و فعالیت تبلیغی علیه وحدت ملی و اتحاد مسلمین و تلاش در راستای تفرقه افکنی با انتشار نشریه "وارلیق"، می نویسد: "من حاکمیت یک قوم بر دیگر اقوام را قبول ندارم..." به عبارت روشن   ، او با این ترفند و بازی با سوژه زبان مادری، از حاکمیت یک قوم بر اقوام دیگر در ایران سخن می گوید! همان ایده ای که تئوریسین ها و کارگزاران ضد ایرانی در باکو و آنکارا و مراکز ویژه واشنگتن و لندن و رسانه های آذری زبان آمریکا و انگلیس آن را مورد توجه قرار داده اند تا میان ملت بزرگ ایران با سوژه قومیت مرزبندی و خط کشی و تفرقه افکنی کنند.

تاکید جواد هیئت بر زبان مادری و ایجاد تقابل بین زبانهای قومی و محلی با زبان ملی و رسمی و تاریخی کشور نیز همان ترفندی است که از سوی رسانه های وابسته به دستگاه های اطلاعاتی بیگانه و مراکز پژوهشی آنها پیگیری می شود.

ایجاد اختلاف بین اقوام مسلمان از مهمترین راهبردهای استعمار است. و در این راستا، از ابزاری مانند زبان قومی، فرهنگ های محلی و... بهره برداری می شود. بدینگونه که زبان قومی یا عناصر فرهنگی قومی مانند موسیقی و حتی سرزمین قومی را در تقابل با زبان ملی و عناصر فرهنگ ملی و حتی سرزمین ملی و میهن عمومی یک ملت قرار داده و اقوام را علیه همدیگر تحریک می کنند تا بحران و برادرکشی بین اقوام مسلمان ایجاد شود و استعمار بتواند استیلای خود را بر جوامع اسلامی ادامه دهد.

جواد هیئت تحصیلات طبی دارد و هرگز درباره تاریخ ، زبان ، شعر و ادب، سیاست ، قوم شناسی ، جغرافیا ، ژورنالیسم و رشته های متعدد مربوط به این علوم در هیچ مدرسه و دانشگاهی درس نخوانده است ، اما وانمود می کند که از این مسایل معلوماتی دارد و حتی با کمال خامی نظریه نیز ارایه میکند ، نظریه ای که اهل درس و دانش را به خنده وا میدارد ، او می نویسد : « من یک آذربایجانی ترک و یا ترک زبان هستم. ترک و ترک زبان و ترکی هر سه مقوله فرهنگی هستند، بنابراین با هم فرقی ندارد . » !!

در اینجا باید از زبان جناب مولوی سخن گفت که :

آن یکی شیر است اندر بادیه

وان یکی شیر است اندر بادیه !

  جواد هیئت می پندارد که با کشیدن شکل مار ، مخاطب را فریب داده است ، حال اینکه در واقع خود را فریب داده و مخاطب فرهیخته به ریش وی می خندد! چنانکه جناب مولوی می فرماید، بین شیر و شیر، و بادیه و بادیه فرق فراوان است و اصلا از جنس هم نیستند ، اگر چه رسم کلماتشان همانند است ! جواد هیئت تصور کرده که « ترک و ترک زبان و ترکی با هم فرقی ندارند ، چون هر سه مقوله  فرهنگی هستند ! »

جناب دکتر جراح قلب با این جمله حد اعلای سواد خود را در مباحث تخصصی نشان داده است : « ترک و ترک زبان و ترکی هر سه مقوله فرهنگی هستند، بنابراین با هم فرقی ندارد..."

یعنی اگر کودک آذری مسلمان در میان ارامنه یا روس بزرگ شود و زبان کاربردی او زبان ارمنی یا روسی باشد و زبان ملی خود (مانند فارسی ) و زبان مادری خود ( آذربایجانی یا به قول دوختور هیئت ترکی ) را نداند بنا بر این او دیگر ارمنی یا روس محسوب میشود ! زیرا محور هویت انسان از نگاه جناب دوختور " زبان " است... که در اینصورت بایستی به ریش دوختور محترم و رفقایش خندید . چرا که در اینصورت کسانی که در امریکا و کانادا و هند و پاکستان و... زبان مادری شان " انگلیسی " است بایستی انگلیسی محسوب شوند نه امریکایی و هندی و پاکستانی و...

با مثالی دیگر موضوع روشنتر می شود : درایران دو قوم ترکمن و آذربایجانی هستند که بنا به تعریف عوامانه دکتر جواد هیئت هر دو ترک بوده و فرقی با هم ندارند ، زبانشان هم ترکی است و ترک زبان هستند . درحالی که با اندکی تحقیق روشن میشود که میان این دو قوم تفاوت های گسترده ای وجود دارد . این دو قوم که به قول دکتر جواد هیئت هیچ فرقی با هم ندارند طرز زندگی ، جهان بینی ، مذهب ، آداب و رسوم ولباس و خوراک و در یک کلمه فرهنگ قومی  و مذهبی جداگانه و متفاوتی از هم دارند . این تفاوت چنان است که تاکنون کمتر و شاید نتوان دید که پسر آذربایجانی با دختر ترکمن و یا برعکس ازدواج کنند در حالی که ازدواج میان آذربایجانی ها با کسانی که زبان مادری متفاوتی دارند - مانند فارسی - بسیار معمول است . جواد هیئت می پندارد که چون آذربایجانی را میتوان ترک زبان گفت و از سویی باور دارد و مینویسد که ترک و ترک زبان و ترکی هیچ فرقی با هم ندارند بنا براین نتیجه اینکه فرقی میان ترک ترکیه  و  اویقورهای چینی و آذربایجانی های ایرانی وجود ندارد و این یعنی وحدت فرهنگی ترکها به زعم خام نظریه پردازان پان ترکیسم و پیروان آنها از جمله دکتر هیئت ! اینان تصور می کنند که با محور قرار دادن زبان قومی در تبلیغات می توانند در زندگی واقعی مردم نیز « زبان » را محور تصمیم گیری مردم قرار دهند و اندیشه و ارزشهای انسانی و اخلاقی را که با دین پدید آمده و با دین پایدار مانده اند از جایگاه محوری در زندگی مردم آذربایجان یا دیگر اقوام حذف کنند .

 جواد هیئت نیز همین مسیر را ادامه داده و از نوشتن دروغهای بزرگ پرهیز نمی کند می نویسد: "انسان با زبان مادری می اندیشد و اندیشه خود را با آن زبان بیان می کند و اگر بخواهد به زبان دیگری سخن بگوید و یا بنویسد، باید اندیشه خود را به آن زبان ترجمه کند!"

 

این سخنان جواد هیئت که برگرفته از مطالب تبلیغاتگران و تئوریسین های کشورهای استعماری است، دروغی آشکار و اهانتی به انسانهاست. انسان از چنان استعدادی برخوردار است که می تواند با هر زبانی که آن را آموخته، اندیشه خود را بیان کند و حرف بزند و بنویسد. بسیار مضحک و مسخره است که تصور کنیم استاد سید محمد حسین شهریار، شاعر ملی ایران، که آثار ماندگاری به زبان ملی مان یعنی زبان فارسی خلق کرده، ابتدا به زبان آذری یا آذربایجانی یا ترکی آذری فکر کرده و اندیشیده و سپس ترجمه افکار خود را به زبان فارسی به شعر درآورده و این شعرهای ترجمه شده ، توانسته است در شعر معاصر ایران و در زبانهای فارسی و آذربایجانی ، جایگاه برتر را از آن خود کند!

اینگونه سخنان که توسط دکتر جواد هیئت نوشته میشود حاکی از آن است که نامبرده تعریف اندیشه و زبان را نمیداند.اندیشه جوهر انسان است . همان که مولوی فرموده است : ای برادر  ! تو همه اندیشه ای . اندیشه جوهر وجودی انسان است در حالی زبان فقط در حد ابزار و وسیله است. چنین است که حتی افراد فاقد زبان و کر و بی سواد و فاقد قوه نوشتن نیز می توانند بیاندیشند. بسیار مضحک است که کسی بگوید انسان اول با زبان مادری اندیشه کرده و بعد از آن اندیشه خود را از زبان مادری به زبان دیگر بیان می کند و بنا بر این اگر کسی فاقد زبان و لال باشد نمی تواند اندیشه کند !

بیسوادی و نا آگاهی دکتر جواد هیئت و امثال وی از این همین جمله " انسان با زبان مادری می اندیشد ! " به صورت انکارناپذیری روشن می شود. از همین جمله که جزو جملات کلیدی قوم پرستان جاهل است مشخص می شود که اینان نه تنها تعریف حقیقی زبان را نمی دانند که اندیشه و انسان را نیز نمی شناسند.

زبان چیزی جز وسیله  گفتگو نیست و البته نیز تنها وسیله برای گفتگو نمی باشد. چنانکه انسانهای محروم از زبان  به وسیله حرکات دست و ... با همدیگر گفتگو  می کنند یا از طریق نوشتن . زبان منحصر به انسان نیست. زبان رنگ نیز زبانی است که انسانها با آن می توانند با همدیگر گفتگو کنند. زبان نور نیز چنین است . استفاد از زبان نور از طریق خودرو در حد معینی بین اسنانها رایج است . زبان نماد و نشانه نیز زبان دیگریست و...

جواد هیئت در زندگی شخصی خود نیز به حرف زدن به زبان مادری صادق نبوده است ! و دوستانش می دانند که وی در خانه و با همسر و فرزندانش به زبان ملی یعنی زبان فارسی گفتگو می کند !

آری چنانکه تئوریسین های یهودی و اروپایی ایده های ضد اسلامی مانند پان ترکیسم، پان ایرانیسم، پان عربیسم، پان آذریسم، پان کردیسم و... را ابداع کرده و در میان ملل و اقوام اسلامی ترویج و تبلیغ کردند و می کنند، جزئیات این ایده ها مانند محور قرار دادن زبان قومی و مادری یا رقص بومی و موسیقی و غیره را در جوامع اسلامی ترویج می کنند تا این آموزه های تفرقه افکنانه و ضد انسانی را جایگزین آموزه های اسلامی کنند.

جواد هیئت بعد از تکرار سخنان تئوریسین های غربی درباره زبان و القای قومگرایی به مخاطب، بار دیگر برای تطهیر خود و ترسیم سیمایی قابل قبول از خود می نویسد: "من با هر جور استعمار چه خارجی و چه داخلی مخالفم" این در حالی است که عملکرد دکتر جواد هیئت چه در دوره حکومت شاه و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به روشنی گواه آن است که نامبرده دروغ می گوید. اگر وی با استعمار داخلی و خارجی مخالف بود، چرا ده ها سال از عمر خود را در خدمت رژیم پهلوی که نماینده شناخته شده استعمار آمریکا بود، سپری کرد؟ چرا به همکاری با نهادهای امنیتی رژیم خونریز پهلوی پرداخت؟ چرا به عضویت سازمان استعماری و اطلاعاتی فراماسونری درآمد؟ و چرا بعد از انقلاب نیز در راستای اهداف استعمار – که از جمله آنها ترویج قومگرایی و مخالفت با انقلاب اسلامی است- فعالیت کرد.

مجله وارلیق علاوه بر اینکه نشریه ای در راستای تحقق اهداف سازمان فراماسونری و استعمارگران است، به عنوان پوششی برای فعالیت شبکه ای از عناصر وابسته به بیگانگان مورد استفاده قرار گرفته است. ارتباطات مستمر جواد هیئت با برخی دولتهای استبدادی و خودکامه خارجی مانند دولت باکو بر کسی پوشیده نیست. این دولت، رکورد تخریب مساجد را به نام خود ثبت کرده است. زندانهای این دولت پر از جوانان مسلمان آذربایجانی است که بزرگترین خواسته آنها، آزادی حجاب و آموزش قرآن و اجرای احکام اسلامی است. نوکری دولت باکو برای استعمار آمریکا و صهیونیسم جهانی بر کسی پنهان نیست، این دولت، جمهوری آذربایجان (ایران شمالی) را در اختیار آمریکا و صهیونیسم قرار داده است. جواد هیئت طی سالهای گذشته، مدتهای متمادی در هتل های اختصاصی این دولت در باکو سپری کرده و حتی به دیدار و خدمت رئیس خودکامه این دولت شتافته است، و این دولت استعماری، به پاس خدمات جواد هیئت، تصویر وی را در کتاب ضد ایرانی "آتایوردو" (کتاب درسی دولت باکو) چاپ کرده است!

ااینگونه است که جواد هیئت، عضو شهربانی (پلیس) رژیم شاه، همکار کمیته مشترک (کمیته مشترک ساواک و شهربانی) عضو سازمان معروف فراماسونری و عضو چند تشکل خارجی دیگر، خود را "مخالف اسعتمار داخلی و خارجی" معرفی می کند!

اما ماه پشت ابر پنهان نمی ماند!


اصلان آذراوغلو

اعطای مجوزرسمی فعالیت در ایران به شبکه صهیونیستی باکو

 

 

شبکه تلویزیونی " آینس " ( آ . ان . اس) باکو که از ابتدای تاسیس به فعالیت تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی ایران ، و فعالیت به نفع رژیم صهیونیستی  اشتغال دارد ، مجوز فعالیت رسمی در جمهوری اسلامی ایران را از دست سفیر ایران در باکو دریافت کرد.

به گزارش واحد خبر حرکت ازادیبخش ایران شمالی به نقل از سایت «آینس پرس»، این مجوز در دیدار محسن پاک آیین سفیر کشورمان در جمهوری آذربایجان با «واحد مصطفی یف» رئیس شبکه آینس به وی ارائه شد.

این شبکه تلویزیونی که به ظاهر شبکه خصوصی تلقی می شود ،اما همه میدانند که در قلمرو دولت باکو ، شبکه های خصوصی مانند آینس ، لیدر ، آ تی وی  در واقع شبکه هایی هستند که به حکومت باکو وابسته هستند و عملکرد آنها نیز از بدو تاسیس  موید همین نظر است . اما در این میان شبکه تلویزیونی آینس در فعالیت علیه جمهوری اسلامی ( فعالیت ضد تمامیت ارضی ایران ، حمایت تبلیغاتی از گروهکهای ضد انقلاب و تجزیه طلب ، پوشش خبری فعالیتهای تجزیه طلبان وابسته و بزرگنمایی آنها ، تبلیغات علیه فعالیتهای روزمره نهادهای ایرانی در باکو ، هماهنگی با رسانه های غرب در جریان مسایلی مانند فتنه 88 و رویدادهای مختلف از جمله زلزله ارسباران و...اغتشاشات بیگانه گرایان در موارد مختلف) گوی سبقت را از دیگر شبکه های تلویزیونی باکو ربوده است.

صدور مجوز فعالیت رسمی در ایران به این شبکه تلویزیونی توسط سفیر ایران ، در حالی است که این شبکه با سفارت رژیم اشغالگر قدس در باکو ارتباطات نزدیک دارد و از چند سال پیش نیز دفتر نمایندگی خود را در فلسطین اشغالی دایر کرده است. گفته میشود سفارت رژیم صهیونیستی در باکو در ازای فعالیت ضد ایرانی" واحد مصطفی یف " خواسته های مالی وی را تامین میکند.

شبکه آینس که مدتی در پوشش اپوزوسیون و همنوا با جریان غربگرای رقیب حاکمیت در عرصه افکار عمومی ظاهر میشد ، با حاد شدن رقابت جریان غربگرای رقیب با حاکمیت در مواقع تعیین کننده مانند تلاش جریان غربگرای رقیب برای تصاحب حاکمیت از طریق تظاهرات و تجمع در باکو در ایام انتخابات ریاست جمهوری ، نقاب خود را کنار نهاد و با فعالیت به نفع گروه حاکم ، چهره واقعی و وابستگی خود را گروه حاکم را آشکار ساخت.

شبکه آینس علاوه بر برنامه های تلویزیونی ، مجله ای به نام " حسابات " نیز منتشر میکند که در اغلب شماره های آن ، به شیوه های مختلف علیه ایران اسلامی تبلیغات میشود .

صدور مجوز فعالیت برای شبکه آینس در ایران در شرایطی صورت می‌گیرد که طی سه سال اخیر مطبوعات کشورمان اخبار متعددی از فشارهای دولت باکو به نمایندگی صداوسیما در باکو منتشر کرده‌اند.

همچنین گفته میشود " احمد کاظمی " مسول نمایندگی صدا و سیما در باکوکه قبلا یکبار مراجعت از ایران به باکو به تهران  برگردانده شده بود ، به دلیل وقوف بر اینکه در صورت بازگشت به ایران ، امکان مراجعت به باکو نخواهد داشت ، از این کشور خارج نمی شود.

صدور مجوز فعالیت برای شبکه آینس در ایران در شرایطی صورت می‌گیرد که طی سه سال اخیر مطبوعات کشورمان اخبار متعددی از فشارهای دولت باکو به نمهادی ایرانی از جمله نمایندگی صداوسیما در باکو منتشر کرده‌اند.

بازداشت آناربایرامی خبرنگار محلی صداوسیما در باکو و 10 ماه حبس ناعادلانه وی و نیز اخراج خبرنگار واحد مرکزی خبر از باکو در بهمن 90 از جمله این فشارها بود.

اعطای مجوز فعالیت در ایران به شبکه ضد ایرانی و شناخته شده " آینس " در واقع اعطای جایزه ای خاص به این شبکه به خاطر بیست سال فعالیت ضد ایرانی است.هنوز مسولین سفارت ایران در باکو از جمله " محسن پاک آیین " سفیر جمهوری اسلامی درباره این موضوع توضیحی منتشر نکرده اند.

شایان ذکر است اقدامی مانند اعطای مجوز به شبکه تلویزیونی " آینس " در واقع کمک به گسترش دایره فعالیتهای تبلیغی سیاسی رسانه های بیگانه علیه تمامیت ارضی ، وحدت ملی و انقلاب اسلامی تلقی میشود که اقدامی خلاف موازین عقلی ، قانونی و اسلامی است .

منبع :

 

http://iraneshomali.blogfa.com/


اصلان آذراوغلو

وهابی های آذری زبان قفقازی در جنگ سوریه

گزارشهای مطبوعات و رسانه ها ی مختلف  باکو ، روسیه و سایر منابع ، حاکی از آن است که بیش از 400 تن وهابی از اتباع دولت باکو در جنگ سوریه در صف تروریستهای وهابی و ضدشیعی گروههای افراطی عرب حضور داشته و علیه سوریه و شیعیان در حال نبرد می باشند.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی ؛ طی روزهای اخیر مساله حضور اتباع وهابی از ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) در سوریه ، بازتاب گسترده ای در مطبوعات باکو داشته و احزاب و گروههای سیاسی و مطبوعات نسبت به حضور این افراد در سوریه ابراز ناراحتی کرده اند. آنچه در موضع گیری احزاب و مطبوعات و چهره های سیاسی ، نمایندگان پارلمان و حتی امنیتی های بازنشسته که اکنون در نقش کارشناس و تحلیلگر فعالیت دارند ، این است که همه این طیفها به اتفاق ف مخالف شدید حضور وهابی ها در سوریه هستند.

بررسی گزارشهای مطبوعات و رسانه های خبری باکو طی ماههای اخیر حاکی از آن است ، که افراد وهابی بخصوص در مناطق شمالی این کشور( منطقه سنی نشین ) توسط گروهها و افراد مرتبط با ترکیه برای حضور در سوریه ثبت نام شده و سپس به صورت انفرادی یا تیمهای چند نفری به ترکیه اعزام میشوند  و در ترکیه مورد سازماندهی و آموزشهای تروریستی قرار گرفته و وارد سوریه میشوند . بعضا این افراد در داخل سوریه (در مناطق تحت اشغال تروریستها ) نیز آموزشهای تروریستی و جنایتکارانه را طی میکنند.

جامعه ایران شمالی اعم از مردم ، احزاب سیاسی و مطبوعات با گرایشهای متفاوت و متضاد سیاسی ، مخالف حضور اتباع کشورشان در جنگ نیابتی در سوریه هستند ، جنگی که توسط امریکا و رژیمهای وابسته بر ملت مظلوم و مقاوم سوریه تحمیل شده و تاکنون صدها هزارکشته و مجروح ، میلیونها آواره  و میلیاردها دلار خسارت مادی بر جای گذاشته است ف جنگی که در آن تروریستها سرهای شیعیان را به جرم شیعه بودن از تن جدا میکنند ، قلب مخالفان خود را از سینه در آورده و به دندان میکشند...

 

·      جهاد و پول  و  دختران جهاد نکاح ؛ سه عنصر انگیزه بخش برای تروریستهای وهابی قفقاز

 

روزنامه «ینی مساوات»(مساوات نو )ارگان حزب غربگرای مساوات و مخالف دولت الهام علی اف اخیرا در گزارشی نوشت : "اداره مسلمانان قفقاز نشستی در رابطه با آن دسته از شهروندان که در جنگ داخلی سوریه شرکت و در آنجا به هلاکت می رسند برگزار کرده است. در این نشست فتوای شورای قضات صادر شده است. در این فتوا آمده است: «ما از مسأله حضور هموطنان مان در مناقشات مسلحانه در برخی از کشورهای خارجی نگران هستیم. معرفی اقدامات آنها به عنوان جهاد و هلاکت آنها به عنوان شهادت پایه و اساس دینی ندارد. ما حضور برخی شهروندان مان در اختلافات و دخالت این شهروندان در امور داخلی برخی کشورها را به طور قاطع محکوم می کنیم. دینداران ما اقدامات نهادهایی که با حمایت برخی کشورهای خارجی فعالیت می کنند، در راستای ایجاد بی ثباتی در جمهوری آذربایجان و سوء استفاده از دین به منظور ایجاد خرابکاری را غیر قابل قبول می دانند.

ما به عنوان مرکز دینی مسلمانان قفقاز، همواره اعتراض خودمان نسبت به انجام اقدامات تروریستی و افراطی در مناطق مختلف جهان را اعلام کرده ایم.

ما اقدامات افرادی که تحت تأثیر برخی گرایشات افراطی مذهبی خللی به دین مقدس ما و منافع کشور ما وارد می کنند را به طور قاطع محکوم می کنیم. "

شیخ الاسلام پاشازاده رئیس اداره مسلمانان قفقاز در این نشست با بیان این که پس از این فتوا اعمال فشارها (از سوی محافل وهابی )علیه اداره مسلمانان قفقاز آغاز می شود، گفت: «برخی رسانه ها طی چند روز با استفاده از مسأله سوریه فرصتی برای افزایش فشارها علیه اداره مسلمانان قفقاز ایجاد کرده اند. برخی رسانه ها شروع به انتشار حرف های مزخرفی علیه من کرده اند. آنها باید بدانند که من از هیچ چیز نمی ترسم. اغلب آنها جوان هستند. مرا خوب نمی شناسند. آنها شهادت واقعی را ندیدند. برخی نیروها با حمایت کشورهای خارجی قصد دارند درگیری های مذهبی در جمهوری آذربایجان ایجاد کنند. باید هشیار و مراقب باشیم"

شیخ الاسلام با بیان این که تعداد فرقه ها در جمهوری آذربایجان افزایش یافته است، گفت: « برخی شهروندان ما به نام جهاد در سوریه می جنگند. این درست نیست. همچنین آنها به منظور کسب پول به سوریه می روند. رسول اکرم (ص) فرمود: «جنگیدن برای کسب پول جهاد محسوب نمی شود.» اطمینان دارم که دولت باکواقدامی در رابطه با این مسأله انجام خواهد داد"

شیخ الاسلام پاشازاده اظهارات حیرت آور خود را در پایان سخنرانی خود مطرح کرده است. وی گفت:"فرزندان برخی مقامات باکو به عضویت فرقه های مختلف درآمده اند"

 در مطبوعات و رسانه ها اغلب انگیزه وهابی ها از انجام جنایتهایی مانند سربریدن شیعیان و در آوردن قلب آنها از سینه با انگیزه های افراطی فرقه ای در ارتباط دانسته میشود ، اگر چه این ادعا تا حدی نیز درست است ، چرا که مفتی های وهابی مستقر در عربستان و قطر همواره بر کفر شیعیان فتوا میدهند و معاویه را " امیرالمومنین ! " میخوانند و لعن یزیدبن معاویه را هم جایز نمیدانند ! اما غیر از این ، چیزی که برای جوانان احساسی و فقیر که در مناطق مختلف از باکو تا چچن و پاکستان و لبنان و افغانستان تحت آموزش و تاثیر شبکه های وهابی وابسته به دولت مرتجع عربستان و قطر قرار گرفته اند ، جاذبه ایجاد میکند ، " پول " است. این واقعیت در سخنان رییس اداره روحانیت قفقاز منعکس شده است. دولتهای عربستان و قطربه نیابت از دولت امریکا  برای هر تروریست ماهانه مبلغی در حدود هزار دلار میپردازند ، در کنار پرداخت این مبلغ ، فتوایی نیز به نام " جهاد نکاح " از سوی مفتی های درباری عربستان و قطر و دیگر مفتی های محافل وهابی از لبنان تا سوریه صادر شده است تا " مجاهدان ! " در کنار انگیزه مقدس جهاد ! و در کنار دریافت پول ، از بابت مسایل جنسی نیز خیالشان راحت باشد! شگفت اینجاست مفتی های وهابی که " عقد موقت " را حرام میدانند، فتوا داده اند که یک دختر جهادگر سنی مذهب برای کمک به جهاد گران در سوریه ( تروریستهاس داعش و النصره و ...) میتواند خود را در اختیار این افراد به تعداد کثیر قرار داده و پاداش معنوی و اخروی هم داشته باشد !؟

 

·      برای شیوع وهابیت در ایران شمالی چقدر هزینه شده است؟

 

وهابی گری ، سلفی گری ، تکفیری گرایی و گرایشات فکری از این دست ، هرگز در قالب محفل و مسجد و تیم و گروه در ایران شمالی سابقه نداشته است. هرگزی کسی پیدا نمی شد که با نگاه به ظاهر او ( سبیل تراشیده ، ریش دراز ، شلوار کوتاه و...) بتوان دانست که طرف وهابی است. اما اکنون همه اینها در باکو حتی دیدنی است چه رسد به منطقه شمال سنی نشین مانند زاکاتالا یا کوهسار و... که به چچن مرکز افراطی گری و تروریسم در قفقار نزدیک اند.

اما طی بیست سال گذشته عربستان و قطر و کویت و موسسات وهابی با چراغ سیز دولت باکو ، میلیونها دلار در این کشور سرمایه گذاری کردند ، در اغلب شهرها مبلغین خود را ساکن کرده و به تجذب نیرو اغفال جوانان بخصوص جوانان فقیر پرداختند.در قلب باکو " مسجد ابوبکر " درست کردند تا با این نام وابستگی آن به وهابیت آشکار شود.دستگاه امنیتی دولت باکواغلب در برابر فعالیتهای وهابی ها که از حمایت مالی دولتهای ضد شیعه  مانند عربستان،  و حمایت سیاسی ترکیه و فرقه نورچی های آن اقدامی از خود نشان داد وهنوز هم نشان نداده است. دولت باکو که در قالب دولتهای وابسته به غرب و امریکا تعریف میشود ، از هر اقدامی که ضد شیعه باشد ، استقبال میکند، از حمله اسراییل به حزب الله لبنان تا سرکوب شیعیان در بحرین ، چرا که اکثریت مردم ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) شیعه هستند و دولت باکو که یک دولت لاییک ، ضد مذهب و وابسته به امریکا است ، و به شدت نگران رشد تفکر شیعه در کشور است ، از وهابیگری استقبال کرد تا از آنان به عنوان اهرمی علیه تشیع استفاده کند و اکنون این دولت باکو نیست که از این اهرم استفاد میکند بلکه امریکا و عربستان است که صدها جوان وهابی آذربایجانی را به قتلگاه سوریه فرستاده است و تاکنون عده از اینها نیز به هلاکت رسیده اند.

در هر حال آنچه قابل توجه است ، تاثیر رشوه خواری مقامات باکو از دولتهای وهابی  در گسترش فعالیت وهابی در این کشوراست . در این باره مطبوعات باکو گزارشهای متعددی منتشر کرده اند.

روزنامه مساوات نو چاپ باکو سندی را نمنتشر کرد که به موجب آن رییس اداره مسلمانان قفقاز (الله شکور پاشازاده ) مبالغ کلانی از وهابی ها اخذ کرده است . محافل وهابی باکو این سند را پس از آن منتشر کردند که پاشازاده مخالفت خود با حضور جوانان در جنگ سوریه را اعلام کرد .

در مقدمه این سند از شیخ الاسلام درخواست می شود که حساب پول هایی که از وهابی ها گرفته است را بدهد. همچنین در رابطه با حساب پول هایی که شیخ  از آدرس های مختلف دریافت کرده است، در این سند نوشته است:

1- به منظور ساخت دانشگاه اسلام در ناحیه «خیردالان» باکو از " عبدالعزیز بابتن " بازرگان کویتی 500 هزار دلار دریافت کردی. عاقبت دانشگاه و پول ها چه شد؟ ( عبدالعزیز بابتن از چهره های سیاسی کویتی است که فعالیت بازرگانی دارد)

2- به منظور کمک به پناهندگان از " ابوسلیمان " شهروند پادشاهی بحرین یک میلیون دلار دریافت کردی. گفتنی است ابوسلیمان به دلیل این که روابطی با القاعده داشت، از طرف آمریکا بازداشت شده بود.

3- هفتصد هزار دلار که از " نایف بن عبدالعزیز " وزیر کشور عربستان سعودی دریافت کردی،  برای چه منظور بود؟ چه ارتباطی بین تو و وزیر کشور سعودی وجود دارد؟

4- هشتصدهزار دلار که از بازرگان عربستان سعودی دریافت کردی، برای کمک به پناهندگان بود، یا برای خودت ویلا ساختی؟

5- به منظور ساخت مسجد از «جامعه نور» 250 هزار دلار دریافت کردی. وعده مسجد را دادی، ولی پول ها را خوردی.

در پایان این سند شیخ الاسلام تهدید می شود که بیشتر سخن نگوید، در غیر این صورت، بیشتر افشا می شود.  "

تردیدی نیست که محافل وهابی نخستین رشوه ها را به مقامات سیاسی و امنیتی پرداخت کرده اند، چرا که شیخ پاشازاده فرد موقعیت سنجی است که رشوه را با تایید مقامات بالاتر میگیرد و البته سهم آنها را نیز میپردازد! اما در هر حال انتشار این سند ، این واقعیت را ثابت میکند که " رشوه " یکی از اساسی ترین ابزار وهابی گری است ، در حالی که رشوه در اسلام حرام است.

·      باکو درباتلاق سوریه

دولت باکو از ابتدا در صف ، مخالفان سوریه قرار گرفت و برای کمک به تروریستها و مخالفان مسلح نظام انقلابی سوریه مبلغ نیم میلیون یورو کمک کرد. این دولت که به توصیه امریکا و ترکیه و حتی تاثیر فضاسازیهای غربیها به صف مخالفان نظام انقلابی سوریه پیوسته بود ،به زودی با تاثیرات مخرب این جنگ در داخل کشور مواجه شد. جوانان وهابی آذربایجانی از اقلیت اهل سنت این جامعه  برای کمک به تروریستها به سوریه اعزام میشدند .محافل وهابی و امنیتی های ترکیه نقش یک پل را در اعزام وهابی های آذربایجانی زبان به سوریه ایفا میکنند.تعداد جوانانی که اینگونه به سوریه میروند افزایش می یابد ، جوانانی که تحت اموزشهای تروریستی قرار میگیرند و شیعه کشی به یکی از اهداف و اقدامات معمولی آنها تبدیل میشود ... اینان بعد زا بازگشت به کشور خود که دارای اکثریتی شیعه است ، چگونه خواهندزیست ؟ و جامعه را به کدام سو خواهند کشاند؟

مخالفت عمومی با اعزام جوانان فریب خورده که برای انجام عملیاتهای تروریستی و جنایتکارانه مانند سربریدن ، کشتن کودکان و زنان ، مثله کردن جنازه ها ، در آوردن قلب افراد مخالف و خوردن آن  و اقداماتی از این دست به سوریه اعزام میشوند ، افزایش یافته است. از مردم گرفته تا احزاب و مطبوعات از تاثیرات مخرب و آشوبگرانه فعالیتهای محافل وهابی در ایران شمالی (جمهوری آذربایجان ) و اعزام وهابی ها به سوریه نگران هستند. آنها فکر می کنند ؛ آیا ممکن است روزی در کشور خود شاهد رویدادهایی باشند که اکنون در سوریه در حال وقوع است ؟

در کنار نگرانی ها مردم و مطبوعات و احزاب و چهره های مستقل از نقش دولت باکو  و وهابی های نوپیدا در این کشور در چنگ سوریه ، برخی منابع امنیتی در باکو اعتقاد دارند که روانه شدن وهابی های این کشور به باتلاق سوریه فرصت مغتنمی برای رها شدن از چنگ اینهاست ، چرا که تاکنون نیمی از تروریستهای اعزامی از قفقاز بخصوص چچن در جنگ سوریه به هلاکت رسیده اند.

در هر حال ، وهابیت که بعد از تاسیس دولت باکو در سال 1370 در ایران شمالی فعال شده و گسترش یافته است ، یک تفکر وارداتی افراطی و جنایتکارانه است که با فرهنگ ، شیوه زندگی ، دین و مذهب  و سابقه تاریخی مردم منطقه هیچگونه سنخیتی ندارد و جنگ سوریه و شرکت عده ای ازجوانان اهل سنت- که به فرقه وهابیت پیوسته اند – در این جنگ ، موجب آگاهی و هوشیاری افکار عمومی از نقش مخرب و خونریزانه وهابیت و دولتهای حامی آنها درکشورهای مختلف و نیز کشور خودشان شده است.

 


اصلان آذراوغلو

دولت اسراییل جمهوری آذربایجان (ایران شمالی ) را منطقه خطر اعلام کرد

این منطقه  برای صهیونیستها خطرناک است :

ایران شمالی !

 

رژیم صهیونیستی ، طی بیانیه ای منطقه ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) را برای صهیونیستها به عنوان منطقه خطرناک اعلام کرد.

در حالی که دولت باکو از بدو تشکیل خود در سال 1991 / 1370 شمسی ، برای گسترش ارتباط با رژیم صهیونیستی تلاش کرده و رژیم صهیوینستی نیز به دولت باکو به عنوان یک دولت متحد نگاه می کند ، و در حالی که دولت باکو بزرگترین تامین کننده نفت و انرژی رژیم صهیونیستی است ، مردم مسلمان ایران شمالی که بیش از نود درصد آنها را شیعیان تشکیل میدهند ، به شدت مخالف روابط باکو با رژیم صهیونیستی هستند و چندی پیش در تظاهرات روزجهانی قدس که از سوی مردم شهرهای مختلف ایران شمالی برگزار شد ، دهها تن از مردم دستگیر و زندانی شدند.

به گزارش واحد خبر حرکت آزادیبخش ایران شمالی  به نقل از مطبوعات باکو ، دفتر به اصطلاح " مبارزه با تروریسم نخست وزیر اسرائیل "به شهروندان خود فهرست کشورهایی که سفر به این کشورها برای صهیوینستها خطرناک است،را  ارایه کرده است. این اداره اعلام کرده است که شهروندان اسرائیل باید از سفر به برخی کشورها خودداری کنند.

در فهرست کشورهایی که سفر به آنها برای صهیونیستها خطرناک اعلام شده ، در ابتدای لیست نام جمهوری آذربایجان ( ایران شمالی ) به چشم میخورد. نام ایران شمالی در حالی به عنوان منطقه خطر برای صهیونیستها اعلام شده ، که دولت باکو از هر گونه اقدام امنیتی برای تامین رضایت رژیم صهیونیستی خودداری نکرده است ، با این حال به دلیل مخالفت گسترده مردمی با روابط باکو با رژیم اشغالگر قدس ، سفارتخانه این رژیم در ساختمان یک هتل و در یک شرایط سخت امنیتی دایر است ، به گونه ای که کارکنان سفارت از ترس ، جرات تعویض پرچم پاره پاره بر بام سفارت را ندارند.

اعلام منطقه ایران شمالی به عنوان منطقه خطر برای صهیونیستها از سوی رژیم اشغالگر قدس ، در حالی است که سازمان امنیت دولت باکو ، تاکنون بارها از دستگیر شدن کسانی خبر داده که قصد داشته اند با عملیات مسلحانه ، سفارتخانه رژیم صهیوینستی را هدف قرار دهند.

گفتنی است دولت باکو از متحدین اصلی رژیم صهیونیستی و از حامیان سیاست اشغالگری این رژیم محسوب میشود . دولت باکو تظاهرات علیه رژِم صهیونیستی را ممنوع اعلام کرده و تاکنون دهها نفر از مردم به دلیل شرکت در تظاهرات ضد صهیونیستی دستگیر و زندانی شده اند.

 


اصلان آذراوغلو