آذر نغمه سی


 

 

نگاهی به گستره نفوذ  و اهداف " موساد "

 در ایران شمالی

نفوذ سرطانی سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی (موساد) در ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) ابعاد نگران کننده ای به خود گرفته است. اگرچه افکار عمومی گروههای سیاسی و نیروهای مستقل نسبت به آثار و تبعات این نفوذ روزافزون به شدت احساس خطر می کنند ولی برخی دولتمردان باکو براساس دستورالعمل های دریافتی از این اقدام دفاع کرده و به توجیه آن می پردازند.
برای آنکه درک بهتری از اصل موضوع داشته باشیم خوبست برای یافتن پاسخ چند سئوال به بررسی اجمالی در این زمینه بپردازیم. سئوالات و ابهامات پیرامون این مسئله فراوانند ولی مهمترین سئوالات به این شرح اند : موساد و شبکه های صهیونیستی در ایران شمالی  چه اهدافی را دنبال می کنند راهکار موساد برای نفوذ در این منطقه شیعه نشین چیست ؟ موساد تاکنون به چه اهداف و زمینه هائی دست یافته است واکنش افکار عمومی در این موارد چه بوده است مقامات جمهوری آذربایجان چه توجیهی برای این قبیل اقدامات خود دارند.
 مسئله اینست که اهداف و برنامه های « موساد » از عملیات در ایران شمالی جدای از عملکرد این سازمان جاسوسی اسرائیل در سایر کشورهای منطقه نیست. به عبارت بهتر دولت باکو هم حلقه ای از زنجیره عملیات رژیم صهیونیستی برای تامین اهدافی محسوب می شود که صهیونیستها در مقیاس منطقه ای و جهانی درصدد تعقیب آن هستند. به طور کلی رژیم صهیونیستی در قلمرو کشورهای اسلامی اهداف روشنی دارد و سعی می کند در محورهای زیر به فعالیت بپردازد یا زمینه های تحقق اهداف آینده را فراهم نماید.

١ ـ شناسائی مهره های مورد نظر برای جاسوسی خبرچینی و انتشار مطالب دلخواه

٢ ـ بررسی زمینه های فعالیت موثر در هر موردی که ممکن است منافع صهیونیستها را تامین کند.

٣ ـ جمع آوری اطلاعات از درون ساختار قدرت اعم از نقاط قوت و ضعف حکومت باکو و سواستفاده از همین موارد برای تامین اهداف آینده.

۴ ـ مقابله با روحیه غیرتمندانه و معنویتی که نزد مردم مسلمان ایران شمالی  وجود دارد.

۵ ـ ایجاد زمینه های بدبینی و مخالفت با همسایگان بویژه علیه جمهوری اسلامی ایران.

البته اهداف و برنامه های اسرائیل در ایران شمالی  به همین موارد خلاصه نمی شود لکن در مراحل بعدی طرحهای توسعه یافته تری مدنظر قرار دارد که به کمک آنها موساد می تواند مراحل تکامل یافته و پیشرفته تری را پیگیری کند.
سئوال بعدی اینست که موساد برای نفوذ در ایران شمالی چه راهکارهائی را در پیش گرفته است با مروری به عملکرد صهیونیستها در سایر کشورها و مقایسه باشرایط داخلی ایران شمالی  به خوبی می توان دریافت که موساد از همان روشهای متداول در سایر کشورها با اندکی تغییرات محلی عینا بهره می برد. در واقع موساد سرگرم انجام « اقدامات چندمنظوره » در ایران شمالی  است که درک ابعاد آن چندان مشکل نیست. نفوذ در رسانه ها که حتی بعضا به صورت ارسال اطلاعات انحرافی و دستکاری شده است. همچنین ارسال مقالاتی که برای درج در رسانه های محلی تدوین شده است یکی از اصلی ترین راهکارهای « نفوذ رسانه ای » موساد در ایران شمالی  است. علاوه بر این ترویج فساد و فحشا از طریق شبکه های تلویزیونی « پورنو » و فراهم کردن زمینه های انتشار مطالب و تصاویر مستهجن برای جلب نظر جوانان و انحراف آنها به طور مستمر پیگیری شده است. با اینهمه هدف اصلی موساد جستجو برای « راههای میانبر » است که معمولا با شناسائی افراد ضعیف النفس درون ساختار قدرت و مهره چینی برای دستیابی به یک شبکه خبرچینی و جاسوسی در حاکمیت باکو به اجرا درآمده است.
جای تعجب است که موساد توانسته است نقش اصلی در حفاظت از « الهام علی اف » رئیس جمهور این کشور را برعهده بگیرد و در عین حال با تحریکات قومی ـ نژادی برروی زمینه های واگرائی نسبت به همسایگان این جمهوری گام بردارد و به فعالیت بپردازد. این اقدام « علی اف » در واگذاری حفاظت و امنیت ریاست جمهوری به « موساد » به منزله تحقیر نیروهای امنیتی  ایران شمالی  ارزیابی می شود و اهانت بزرگی نسبت به آنهاست و نشان می دهد رئیس جمهور به نیروهای تحت امر خود « اعتماد » ندارد و بیگانگان را به آنها ترجیح می دهد!
در تاریخ معاصر فقط یک نمونه مشابه وجود داشته است و آن واگذاری امنیت « بوریس یلتسین » رئیس جمهور اسبق روسیه به مامورین سازمان جاسوسی « سیا » بوده است. این برای سرویسهای نیرومند امنیتی روسیه اهانتی آشکار محسوب می شد که یلتسین هرگز به آنها اعتماد نکرد و حاصر نشد امنیت و حفاظت خود را به نیروهای « امنیتی خودی » واگذار کند. البته افکار عمومی روسیه و حتی مقامات رسمی این کشور واکنش سردی نسبت به یلتسین داشتند و در سالهای پس از کناره گیری وی از قدرت و بویژه پس از مرگش نشان دادند که نه تنها وی کمترین محبوبیتی در میان مردم نداشته که حتی نفرت از وی نیز در سراسر روسیه عمومیت داشته است. طبعا مردم ایران شمالی  هم از این رفتار « علی اف » خشمگین شده اند و توجیهی برای آن نمی یابند. تا این مرحله به پاسخ بسیاری از سئوالات مطروحه دست یافتیم ولی باید پرسید که مقامات باکو چه توجیهی برای این قبیل اقدامات خود دارند در واقع رفتار حاکمیت در این قبیل موارد نشان می دهد که آنها نیازی به شفاف سازی مسائل نمی بینند و قطعا بایستی نگران عواقب چنین رفتارهای غیراصولی خود باشند ولی بنظر می رسد که عمده ترین توجیه آنها اتکا به یک نیروی بیگانه بمنظور پر کردن خلا ناشی از عدم همراهی مردم با حکومت در ایران شمالی  است. بعلاوه « علی اف » و دستیارانش امید دارند از طریق همکاری با صهیونیستها از حمایت لابی صهیونیستی در آمریکا برخوردار شوند.
اما آیا این موارد قابل درک و پذیرش است ایران شمالی با در اختیار داشتن یک موقعیت ژئواستراتژیک و بهره مندی از منابع عظیم نفت و گاز و سایر منابع غنی زیر زمینی از آنچنان موقعیتی برخوردار است که آمریکا و اروپای تشنه انرژی به شدت به آن احتیاج دارند به عبارت دیگر ایران شمالی  برای تامین منافع خود از آنچنان شرایط مطلوبی برخوردار است که نیازی به حمایت لابی صهیونیستی ندارد. بلکه حتی لابی صهیونیستی با آگاهی از نقاط ضعف داخلی جناح حاکم و انتقال آن به آمریکا و اروپا قدرت چانه زنی باکو  را برای دریافت امتیازات ارزنده تر به حداقل ممکن کاهش می دهد و فقط موقعیت خود را بیش از پیش تثبیت می کند. چرا که در آن واحد این لابی صهیونیستی است که از هردو طرف یعنی از ایران شمالی  و از آمریکا برای دستیابی به یک توافق با شرایط مناسبتر امتیاز می گیرد تا توافقات ارزنده تری را برای هر طرف به قطعیت برساند. ایراد مهم دیگر در این مقوله اینست که در صحنه مناسبات خارجی جمهوری آذربایجان ابتکار عمل برای همیشه در اختیار « لابی صهیونیستی » و رابط آنها یعنی « موساد » قرار می گیرد که می بینیم قرار گرفته است !
ایکاش مقامات باکو  با مروری بر عملکرد رژیم صهیونیستی در سایر کشورهای منطقه به مراتب سواستفاده « موساد » از حوادث گرجستان ترکیه عراق و لبنان پی می بردند و به چشم خود می دیدند که صهیونیستها نه تنها دوست  حکومت لرزان باکو نیستند که حتی در هر فرصتی برای دشمنی و تامین منافع و مطامع خود از هیچ کوششی فروگذار نخواهند کرد.
اسرائیل اگرچه با جناح ١۴ مارس در لبنان نرد عشق می بازد ولی در جریان جنگ ٣٣ روزه کمترین اعتبار و آبروئی برای این جناح باقی نگذاشت و فیلم های دیدار محرمانه و همکاریهای خائنانه این جناح را در تلویزیون رسمی اسرائیل به نمایش گذاشت که بتواند به جنگ داخلی لبنان دامن بزند و اهداف خود را از آن طریق تامین کند و منافعش را به حداکثر ممکن برساند. رژیم صهیونیستی اگرچه با دولت ترکیه روابط بسیار نزدیک و صمیمانه ای دارد ولی در طرح کودتای نافرجام گروه « ارگنه کن » نقش داشته و از طریق روابط تجاری شبکه های رسانه ای و حتی توسط خاخامهای یهودی با کودتاچیان در ارتباط بوده است. صهیونیست ها در عراق به انهدام بخش اعظم زیرساختهای اقتصادی ـ صنعتی عراق پرداخته و به اعتراف « سیا » در گزارش رسمی به کنگره و رئیس جمهور آمریکا « موساد » در قتل ۵۵٠٠ تن از دانشمندان هسته ای استادان دانشگاهها و چهره های شاخص و نخبگان عراقی نقش داشته اند.
بدین ترتیب آیا ایران شمالی و دولت باکو  ممکن است در این زمینه یک استثنا باشد ! و آیا ممکن است صهیونیستها در لباس دوستی از پشت به دولت باکو خنجر نزنند رمز اصلی نگرانی افکار عمومی در ایران شمالی را بایستی در همین نکته جستجو کرد.


اصلان آذراوغلو