آذر نغمه سی


 

پیامد کاوشهای دیولافوا

همانطور که گفتیم کشفیات دیولافواها سر و صدای زیادی در پاریس برپا کرد و گنجینه گرانبهای کاخهای هخامنشی که نصیب فرانسه شد ژان دیولافوا را لایق دریافت مدال لژیون دونور کرد و در 20 اکتبر 1886 ژان به دریافت این مدال نایل آمد.امروز هم آثاری که این زوج کشف کردند افتخار موزه لوور است و اهمیت جهانی دارد.پیشتر ذکر کردیم که فرانسوی ها نقض عهد کرده و کل اشیاء را بر خلاف قرارداد از ایران بردند.دربار قاجاریه به زودی در جریان موضوع قرار گرفت و دولت وقت ایران اعتراض خود را اعلام کرد.دیولافوا هم به محض رسیدن به کشور خود از بدی شرایط در ایران گلایه نمود و بیشتر باعث خشم هیئت حاکمه ایران شد و به همین علت دربار از تمدید مجوز آنها برای حفاری امتناع کرد .

مارسل دیولافواژان دیولافوا

پس از متوقف شدن حفریات ،مارسل و ژان به نوشتن گزارش کارهای خود مشغول شدند.مارسل کتاب آکروپل شوش پس از حفریات انجام شده در سالهای 1884-1885-1886 را با پشتیبانی موزه لوور در سال 1893 منتشر کرد و ژان سفرنامه خاطرات کاوشهای باستانشناسی شوش از 1884 تا 1886 را در سال 1888 عرضه نمود.در رابطه با آپادانا مارسل دیولافوا طرح تخیلی بازسازی کاخها را ارائه و در این مورد فرضیاتی را مطرح کرد که البته از واقعیت بسیار دور بود.سئوال مطرح این بود که ورودی آپادانای شوش کجاست؟؟دیولافوا بر این گمان بود ورودی کاخ در ضلع جنوبی تل و سکوی مجموعه کاخها قرار دارد.با الهام از الگوی پلکان ورودی تخت جمشید مارسل دیولافوا دروازه ورودی و پلان کاخ را ترسیم کرد که در تصویر زیر ملاحظه میکنید.

پلان ترسیمی دیولافوا از آپادانا

در این گیر و دار  ناصرالدین شاه تصمیم داشت عازم سومین سفر اروپایی خود شود و مقامات فرانسوی در تکاپو بودند تا رنجش او را مرتفع کنند.از این رو نخست وزیر وقت فرانسه بالوا( Rene Balloy ) هدایایی به این شرح تقدیم کرد:جهت ناصرالدین شاه مجموعه ظروف نفیس((سور)) و برای ظل السلطان نشان لژیون دونور.همینطور از شاه ایران دعوت شد که از نمایشگاه مخصوصی که در سال 1889 در پاریس برگزار می شد دیدن کند و در نتیجه با به دست آوردن دل ناصرالدین شاه نه تنها ایران از ادعاهای خود صرفنظر کرد بلکه فرانسویها با مقدمه چینی تلاش کردند امتیاز انحصاری حفاریهای باستانشناسی در کل خاک ایران را به دست آورند و عاقبت هم موفق شدند در 12 ماه می 1895 این قرارداد را به امضاء برسانند که  بی درنگ از تصویب مجلس فرانسه گذشت.دو فصل از این قرارداد را در اینجا می نویسم و قضاوت با خوانندگان گرامی است.

فصل اول:نظر به اتحاد قدیمی و دوستی خالصی که خوشبختانه از سالیان دراز فیما بین دولتین ذی شوکتین ایران و فرانسه موجود است سرکار بندگان اعلیحضرت قدرقدرت اقدس شاهنشاهی کل ممالک محروسه ایران اعطا می فرمایند بدولت فرانسه امتیاز و انحصار  اکتشاف آثار و عتیقه را در تمام خاک ایران.

فصل هشتم:در برابر این التفات مخصوص ملوکانه که دولت قوی شوکت اعلیحضرت اقدس همایون شاهنشاهی دام سلطانه نسبت به خواهش دولت فرانسه فرموده اند،فرانسه مبلغ ده هزارتومان به حضور مبارک بندگان اعلیحضرت شاهنشاهی تقدیم خواهد نمود.

سال بعد از امضای این قرار داد ناصرالدین شاه به قتل رسید و بی نظمی هایی در ایران اتفاق افتاد که فرانسه نتوانست آنطور که باید و شاید از قرارداد استفاه کند ولی در سال 1897 وزیر فرهنگ وقت فرانسه به ژاک دمورگان برای حفاری در شوش ماموریت داد.

ژاک دمورگان(Jacques de Morgan)

ژاک دمورگان

ژاک دمورگان مهندس معدن ماهری بود  که علاقه زیادی به دوران پیش از تاریخ داشت .او پیشتر در قفقاز و مصر با افتخار فعالیت کرده بود و  در سن چهل سالگی رئیس هیات باستانشناسی  فرانسه شد.دمورگان برای حفاری تیمی از مهندسان و باستان شناسان را به کار گرفت و در سال 1897 عازم شوش شد.عشایر خوزستان نظر مساعدی نسبت به هیات دمورگان نداشتند و به دو هیات قبلی یعنی گروه لفتوس و دیولافوا هم روی خوش نشان نداده بودند.در سال 1900 در سفر اروپایی مظفرالدین شاه به فرانسه وزیر فرهنگ و وزیر امورخارجه وقت فرانسه پذیرایی گرمی از او به عمل آوردند و اهداف و مشکلات هیات دمورگان را بیان کردند و با قول مساعدت مظفرالدین شاه  امتیاز هرگونه بهره برداری عملیاتی در خاک ایران به فرانسه واگذار شد.واضح است که چنین قراردادی تا چه حد دست دمورگان را در آکنده ساختن موزه لوور از خزائن و نفایس شوش باز می گذاشت. مورگان در کاوشهای خود اهمیتی به لایه نگاری نمی داد.در یک بررسی باستانشناسی لایه های مختلف که به دوره های تاریخی خاص خود تعلق دارند با دقت بررسی و ثبت و از هم تفکیک می شوند.اما گویا  دمورگان که چنین حوصله و زمانی نداشت با استخدام 7000 کارگر تل سی و چهارنیم متری شوش را بدون اینکه بین لایه ها فرقی بگذارد به هفت لایه 4/8 متری تقسیم کرد و در حقیقت فاجعه و غارت باستانشناسی شروع شد!!او نمی توانست به طور کار آمد بر 7000 نفر نظارت کند و از همه جزئیات یادداشت بردارد.اطلاعات زیادی نابود شد و باستانشناسان بعدی برای تهیه روزشمار شهر باستانی شوش دچار زحمات فراوانی  شدند توجیه دمورگان برای این کار وحشتناک ساده بود))به تجربه دیده بود هنگامی که خاک از لایه هایی به این ارتفاع داخل واگن ها ریخته میشد اشیا مدفون در آنها صدمه نمی دیدند!)).سیل اشیاء و گنجینه های نفیس تمدن کهن ایران زمین بود که به موزه لوور پاریس سرازیر می شد.از جمله کشفیات بسیار مهم دمورگان کشف لوحه حمورابی، اولین قانون مدون بشری در سال 1902 بود که ایلامیان از بابلیان غنیمت گرفته و به شوش آورده بودند.این یافته یکراست عازم پاریس شد.دمورگان برای اینکه هیات فرانسوی را از آسیب و ناملایمات محیط که دیولافوا را آزار داده بود حفظ کند و اردوگاهی دائمی برپا دارد از آجرهای بازمانده معابد و بناهای ایلامی و هخامنشی استفاده کرد و قلعه ای به اسم شاتو را بر مرتفع ترین تل شوش یا آکروپولیس شوش بنا کرد.

شاتو

اینکار ضمن اینکه با شکوه ترین قلعه و موزه آجر ایران را خلق کرد، متاسفانه  باعث نابودی تپه آکروپولیس شوش شد.اما برای فرانسویان گنیجینه ها غیر قابل شمارش و بی نظیر بود.این میراث آنقدر ارزش داشت تا بتواند وزیر فرهنگ فرانسه را از برکناری و استیضاح نجات دهد.موضوع از این قرار بود که دمورگان را به سو استفاده مالی از اعتبارات متهم کردند و مجلس فرانسه تصمیم گرفت وزیر فرهنگ وقت کلمانسو(Clemanceau) را استیضاح کند.کلمانسو به موزه لوور رفته و با آگاهی از کم و کیف اشیایی که دمورگان به فرانسه آورده بود چنان پاسخ دندان شکنی به پارلمان فرانسه میدهد که استیضاح کننده استیضاح خود را پس میگیرد.با تمام انتقاداتی که به کارهای دمورگان وارد است نباید از حق گذشت که اگر حفاریهای دمورگان نبود ما همان اندک اطلاعاتی هم که از دوره های کهن شوش و تمدن ایلام  در اختیار داریم فاقد بودیم.او دهها کتاب و مقاله از فعالیتهای خود،باستانشناسی،زمین شناسی،جغرافیا و مردم شناسی برجا گذاشته است و علاوه بر شوش در قسمتهای دیگر ایران مانند تهران،تالش،مازندران،آذربایجان و ....هم مطالعاتی انجام داده است که با ارزش هستند.

در اکتبر 1912 دمورگان به دلیل اعتراضاتی که در فرانسه به او می شد و خستگی و فرسودگی خود از ریاست هیات فرانسوی استعفا داد و بعد از وقفه ای دوساله که ژوزف اتین گوتیه کاوشها را رهبری کرد. معاونش رولان دومکنم که او هم مهندس معدن بود جای او را گرفت.

رولان دومکنم(Roland de Mecquenem)

رولان دومکنم

رولان دو مکنم مهندس معدن و شیفته زمین شناسی بود و به دعوت دمورگان در سال 1903 به کاوشهای شوش پیوست.دو مکنم به غیر از مدت زمانی که به واسطه جنگ جهانی اول حفاری ها متوقف بود تا سال 1946 به طور مستمر کاوشهای  خود را در شوش ادامه داد.اما در این مدت بر کاخ آپادانا چه گذشته است؟؟ویرانه های کاخ شدیدا در هم و بی نظم است.نقشه کاخ داریوش هنوز معلوم نیست و حتی ورودی کاخ هم پیدا نشده است.دو مکنم با همکاری موریس پیه(Maurice pillet)معمار تلاش کرد نقشه کاخ داریوش را کشف کند.آن را از زیر خاک بیرون آورد و ورودی آن را بیابد.در سال 1914 پیه پیشنهاداتی جهت بازسازی کاخ ها  و نقشه و گزارش کوتاهی ارائه داد.در حقیقت گزارش حفاریهای انجام شده در آپادانا از سال 1908 تا سال 1913 میلادی.در زیر طرحی از موریس پیه را می بینید که البته امروزه می دانیم از واقعیت بسیار دور است.

بازسازی پندار آمیز کاخ داریوش در شوش( موریس پیه)

آنچه که پیش روست طرح و پلان ترسیمی رولان دومکنم از کاخهای هخامنشی شوش است.نسبت به طرح لفتوس و دیولافوا پیشرفت قابل توجه است ولی کافی نیست. تالار ستوندار و عظیم آپادانا در قسمت شمالی مشخص است.همینطور سه حیاط بزرگ که در جهت شرقی-غربی قرار دارند.سه حیاط پشت هم که تالارها و اتاقهایی محاط بر آنهاست.کاخها چنان ویران شده اند که دومکنم و گروهش در تهیه نقشه کلی ناکام مانده اند.او گمان می برد که ورودی کاخ را در جناح جنوبی آن یافته است که این هم اشتباه دیگری بود.

پلان ترسیمی دومکنم از مجموعه کاخها

کاوشهای رولان دومکنم هم دقت و ظرافت کار باستانشناسان امروز را نداشت حتی کار او با فعالیتهای هم زمان موسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو در تخت جمشید قابل قیاس نیست.با اینحال کشفیات موزه ای هیات فرانسه کم نبود.کتیبه ها(که مستقلا بررسی خواهیم کرد) و تزئینات شگفت انگیز:پیکر شیرها،گاوهای بالدار،سربازان گارد ده هزار جاودانان ،گلها و تزئینات هندسی و .......

نمونه هایی از کشفیات دو مکنم و همینطور وزنه ای به شکل شیر که در حفریات دمورگان به دست آمده ملاحظه می کنید.

 

وزنه به شکل شیر -مکشوفه در حفریات دمورگان

 

سربازان گارد ده هزار جاودانان

 

گاو بالدار- تزئینات کاخ داریوش در شوش

 

نقش گل-احتمالا زینت پلکان- کاخ داریوش

جنایت متفقین

هنگامی که خود چندین سال پیش از آپادانا بازدید کردم، با سر ستونها و ستونهای تکه تکه شده زیادی برخورد کردم ولی گمان می بردم  بی مهری زمانه یا شاید حفاریهای سودجویانه یک قرن اخیر و خروج آثار از ایران آپادانا را به این حال در آورده و جز پاره ای سر ستون و ته ستون شکسته و فونداسیون یا پی آن چیزی باقی نگذاشته است تا اینکه با حقیقت شگفت انگیز و تلخی مواجه شدم.در جنگ جهانی دوم نیروهای متفقین سرزمین ما را اشغال و پهلوی اول را خلع و سرنگون کردند و در  مدتی که  سامانه و دولتی در کار نبود لکه های سیاهی در میراث فرهنگی ما ثبت شد.این سربازان متمدن به  نقوش کتیبه  داریوش کبیر در بیستون به عنوان هدف تمرینی و تفریح تیر اندازی می کردند و صدمات زیادی به آن رساندند اما نمی دانستم جنایت آپادانا با بیستون  قابل مقایسه نیست!!دشت خوزستان ادامه دشت میان رودان در شرق است و سنگ در این پهنه بسیار کم یاب است.سربازان متفقین چون برای انتقال ادوات و تجهیزات خود احتیاج به ساختن جاده و پل داشتند و به مصالح سنگی و شنی هم نیازمند می بودند،با وحشیگری تمام به کاخ داریوش هجوم آوردند.بستر شنی کاخ غارت شد!!ستونها و سر ستونهای بی نظیر آپادانا با دینامیت و مواد منفجره  ترکانده شد.و این سربازان عصر جدید سنگ و شن مورد نیاز جاده سازی خود را از ستونها و سر ستونها و بستر کاخ داریوش تامین کردند و با این جنایت یاد آشوربانیپال پادشاه خونخوار آشوری و ویران کننده شوش زنده شد آن هم در قرن بیستم!

نمونه هایی از بازمانده های کاخ آپادانا،بی مهری زمانه،غارت گنج یابان و اثرات توجهات متفقین به این یادمان!!

ستونها و سرستونهای تکه تکه شده

 

ستون و ته ستون شکسته

 

ته ستونهای شکسته تالار آپادانا

 

ته ستونی از کاخ داریوش

 

حاصل جاده سازی متفقین!!

نمونه ای از سرگاو دوسر که متاسفانه سالمترین نمونه ای است که از این همه سرستون برای ما باقی مانده است و در موزه شهر شوش نگهداری می شود.(نمونه دیگر در لوور که کامل است گویا مرمت شده است)

قسمتی از سرستونهای آپادانا - موزه شوش

دیگر از آپادانا چیز قابل توجهی باقی نمانده است.دیواره ها و ستونهای زیبایش در موزه لوور و آنچه باقی مانده بود بی رحمانه با دینامیت تکه تکه شد.بعد از دهها فصل کاوش هنوز پلان کاخ مبهم است.تالار کاخ داریوش زیر علفهای هرز پنهان مانده و چراگاه احشام و اغنام شده.آیا آپادانا بدون اینکه اسرار خود را بر ما افشا کند خداحافظی میکند؟؟

نه هنوز امیدی هست.دو باستانشناس بزرگ به شوش خواهند آمد.

                                                                             رومن گیرشمن و ژان پرو .

 

گریفینهای بالدار-تزئینات کاخ داریوش در شوش

 


اصلان آذراوغلو