آذر نغمه سی


 

 

باکو ، پایگاه قاچاق انسان

برای مافیای آمریکایی صهیونیستی

 

 

ایران شمالی (جمهوری آذربایجان/ ارّان) طی یک دهه گذشته و با ورود فرهنگ مبتذل غرب در کنار معضلات متعدد اجتماعی و فرهنگی، با معضل جدی و خانمانسوزی با عنوان قاچاق و تجارت انسان روبرو شده است که به شکل‌های مختلف از جمله گسترش فحشاء سوء‌استفاده جسمی و جنسی از کودکان و زنان دیده می‌شود. اگرچه آمار رسمی در این خصوص توسط دولت باکو ارائه نشده است، اما فاش شدن مشارکت برخی ماموران سرویس امنیتی فرودگاه بین‌المللی باکو از جمله امیل سلیمان‌اف رئیس این سرویس، در این تجارت کثیف و دستگیری دسته دسته از زنان آذری مبتلا به ایدز در کشورهایی نظیر ترکیه و ایران و امارات، و اخراج و بازگرداندن آنها به باکو، گنجه و نخجوان نشان می‌دهد که پدیده شوم قاچاق انسان بر فضای اجتماعی و فرهنگی ایران شمالی سایه افکنده است.

در واقع ایران شمالی در ردیف کشورهای فعال از لحاظ تجارت انسان قرار دارد. براساس گزارش اداره مبارزه با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل ، سالانه میلیون‌ها زن و کودک در کنار درصد کمی از مردان از 127 کشور جهان ربوده و یا به استخدام نهادهای غیرقانونی درمی‌آیند و در پایان در یکی از 137 کشور مقصد و با اهدافی همچون استثمار جنسی و کار اجباری به کار گرفته می‌شوند. براساس این گزارش کشورهایی چون آلبانی، بلاروس، بلغارستان، چین ، لیتوانی، نیجریه، مولداوی، رومانی، روسیه، تایلند ، جمهوری آذربایجان و اوکراین در فهرست کشورهای مبدا تجارت انسان قرار دارند و کشورهای همچون بلژیک، آلمان، یونان، ایتالیا، ژاپن ، هلند ، تایلند، ترکیه ، آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز در فهرست کشورهای مقصد تجارت انسان به چشم می‌خورند.

در چنین شرایطی این سئوال مطرح است که چه عواملی باعث شده در ایران شمالی بخصوص در شهر باکو، این پدیده شوم گسترش یابد؟ آنچه مسلم است اینکه عوامل مختلفی نظیر فقر و تبعات اجتماعی و شکل‌گیری مافیاهای متعدد و گسترده در ادارات و سازمانهای دولتی در این خصوص نقش دارند؟ با وجود این به نظر می‌رسد در گسترش قاچاق انسان در ایران شمالی دو عامل یعنی ترویج فرهنگ مبتذل غرب به ویژه توسط رسانه‌های این کشور و نیز برخی قدرتهای بیگانه نقش دارند.

واقعیت این است که تجارت انسان یک پدیده شوم جهانی است که در پشت آن مافیاهای بزرگ و برخی کشورهای سلطه به ویژه آمریکا قرار دارند که از بابت این تجارت کثیف سالانه میلیاردها دلار به جیب می‌زنند و میلیونها خانواده را دچار بحران می‌کنند. در این راستا طی سالهای گذشته اخبار متعددی مبنی بر دست داشتن رژیم صهیونیستی و آمریکا در تجارت و قاچاق زنان و کودکان در ایران شمالی بخصوص در شهرهای باکو و گنجه منتشر شده است. اخباری نیز در خصوص انتقال جوانان این منطقه به فلسطین اشغالی برای انجام کارهای پست است.

خبرگزاری توران که مرکز آن در باکو است، در اول فوریه 1996 (1375) گزارش داد یک گروه که اقدام به فروش نوزادان آذری به مافیای صهیونیستی می‌کردند دستگیر شدند. شبکه مذکور در پی دستگیری یک زن تبعه اسرائیل به نام ژاسمین امیرانی که قصد خارج کردن یک نوزاد را از باکو داشت کشف شد. وی با هماهنگی یک زن دیگر تبعه اسرائیل و با پرداخت 300 دلار اطفال را از بیمارستان می‌خرید. زنان مذکور این نوزادان را در قبال دریافت 700 دلار در اختیار یک دکتر اسرائیلی به نام ژرمن قرار می‌دادند. خبرگزاری توران تعداد نوزادان خریداری شده از بیمارستان مذکور را 13 نفر اعلام نمود.

تجارت انسان در واقع نوعی بردگی مدرن است و اقدامات رژیم صهیونیستی در ایران شمالی در این خصوص در شرایطی صورت می‌گیرد که آرکادی میلمان، سفیر وقت رژیم صهیونیستی در سال 2000 در درگیری لفظی با واحد مصطفی‌اف مدیر شبکه آ. ان . اس به طور بی‌شرمانه از مردم ایران شمالی  به عنوان برده‌های اسراییل نام برده بود. در حال حاضر نیز رژیم صهیونیستی برای پیشبرد آسان‌تر این اهداف خود به دنبال مجاب ساختن دولت باکو به تاسیس سفارت درتل‌آویو است.

در عین حال آمریکا نیز در تجارت انسان در ایران شمالی نقش دارد. به طوری که دو سال پیش به دنبال فاش شدن نقش سفارت آمریکا در باکو در قاچاق زنان و دختران آذری به خارج برای فحشاء و مشخص شدن نقش رنوهارنیش، سفیر سابق آمریکا در باکو در قاچاق زنان آذری، واشنگتن برای سرپوش گذاشتن روی رسوایی پیش آمده زودتر از موعد به ماموریت‌ هارنیش پایان داد. این در حالی است که دو تن از اتباع آذری از جمله راننده سفارت آمریکا در باکو که اطلاعات فراوانی در خصوص نقش سفارت آمریکا در زمینه گسترش فحشاء در ایران شمالی داشتند، با تصادف ساختگی کشته شدند. و یک زن مترجم آذری که در سفارت آمریکا در باکو شاغل بود و در جریان نحوة قاچاق کودکان و زنان آذری توسط سفیر آمریکا قرار داشت، ترور شد و تاکنون عامل ترور وی شناسایی نشده است.

در چنین شرایطی است که آنتونیوماریاکاستا، مدیر اجرایی اداره مبازه با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل، آمریکا و رژیم صهیونیستی را سردمدار قاچاق انسان در جهان عنوان کرده است. وی گفته است: حقیقت این است که برده‌داری، در شکل جدید خود یعنی قاچاق انسان همچنان در قرن بیست و یکم ادامه یافته است. بدین ترتیب آمریکا و رژیم صهیونیستی سردمداران برده‌داری مدرن هستند و در این خصوص به ایران شمالی به عنوان یکی از پایگاههای خود نگاه می‌کنند.

بدیهی است که یکی از علل عمدة تبدیل شدن ایران شمالی به پایگاه قاچاق انسان توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی این است که دولت باکو در روابط با آمریکا و اسراییل در موضع ضعف و ناتوانی قرار دارد و قادر به پیشگیری از اقدامات ضد بشری آمریکا و اسراییل در ایران شمالی نیست

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

امانت یا تاراج ؟

انتقال کتابخانه بقعة شیخ صفی به روسیه

کتابخانه بقعه شیخ صفی اردبیل  یکی از گنجینه های فرهنگی و  بی بدیل ملت ایران بود که بعد از اشغال سرزمینهای قفقازی ایران بخصوص منطقه ایران شمالی  توسط ارتش متجاوز روسیه غارت گردید.  گفته میشود کسی که مقامات روس و ارتش اشغالگر این کشور را به تاراج میراث فرهنگی ایرانیان در اردبیل تشویق و تحریک کرد ، " گریبایدوف " بود که  در تنظیم متن معاهده ننگین ترکمانچای نیز نقش اساسی داشت . گریبایدوف بعد از تحمیل قرارداد ننگین گلستان به دولت قاجار ، به عنوان سفیر روسیه به تهران اعزام شد و در سالگرد انعقاد  قرارداد یاد شده توسط مردم تهران به قتل رسید که به اعتقاد اغلب پژوهشگران ، قتل وی ناشی از خشمی بود که به واسطه انعقاد قرارداد ننگین ترکمانچای و از دست رفتن ایران شمالی  در سینخ مردم انباشته شده بود .  در هر حال اگر چه گریبایدوف به قتل رسید و نتوانست از خوش خدمتی های خود به دولت متجاوز روسیه بهره مند شود  اما گنجینه ای فرهنگی که با تحریک و تشویق وی توسط ارتش روسیه از بقعه شیخ صفی اردبیل تاراج شده بود همچنان در روسیه نگهداری میشود . طی سالهای گذشته اخباری درباره کوششهای وزارت امور خارجه ، میراث فرهنگی و ارشاد اسلامی برای استرداد کتابهای بقعه شیخ صفی از روسیه و یا تهیه نسخه ای از آن کتابها منتشر گردید اما هنوز آن گنجینه بی بدیل در چنگ روسهاست  همچنانکه 17 شهر قفقازی ایران نیز هنوز به آغوش میهن باز نگشته است .

نوشته : جمشید کیان فر

یکی از مظاهر تمدن بشری کتاب و کتابخانه است. در سرزمین ایران نیز در تمامی دورانهای تاریخی، کتاب از احترام ویژهای برخوردار بوده و ارزش والائی داشته است.

ابن ندیم در فهرست معروف خود از دو کتابخانه عصر ساسانی نام میبرد: یکی کتابخانه های که اردشیر و پسرش شاهپور اول جمعآوری کرده بودند و دیگری کتابخانه های در گندی شاپور که برای دانشگاه آن شهر تأسیس شده بود.

در دورة اسلامی و در عصر حکومت هر یک از سلسله های حاکم بر ایران با نام کتابخانه های بسیاری برمیخوریم که از آن سلاطین یا وزرای دانشمند و دانشپرور آنان بود. از آن جملهاند کتابخانه عضدالدوله دیلمی در شیراز، نوح بن منصور در بخارا، صاحب بن عباد در ری و کتابخانه های نظامیه در بغداد و نیشابور و ... که دانشمندانی چون ابن سینا، مسعود سعد سلمان، بهزاد و ... در بخشی از عمر خود عهدهدار سمت کتابداری آن گنجینهها بودند.

کتابخانه های ایران را از بدو تأسیس تا عهد مشروطیت میتوان به چهار دسته تقسیم کرد.

1ـ کتابخانه های پادشاهان و سلاطین.

2ـ کتابخانه های شاهزادگان و وزراء و رجال.

3ـ کتابخانه های علماء و دانشمندان به خصوص فقها.

4- کتابخانه های مدارس و مساجد و بقاع و مزارات.

در این مقاله از کتابخانه های سخن به میان میآید که به گروه چهارم یعنی بقاع متبرکه تعلق داشته و آن عبارت است از کتابخانه بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی.

کتابخانه بقعة شیخ صفی الدین اردبیلی در زمان حیات شیخ و با اهدای کتاب از طرف مریدان او که از اقصی نقاط، کتابهای نفیس را به کتابخانه مراد خود تقدیم میکردند، تأسیس شد. شیخ صفی الدین اردبیلی جد اعلای سلاطین صفوی است که در سال 700 هـ . ق جانشین و خلیفه شیخ زاهد گیلانی شد و در اردبیل طرح خانقاهی را پیافکند. وی همواره مورد احترام و توجه عموم و حتی سلاطین مغول بود. خواجه رشید الدین فضل الله همدانی ، از اعاظم وزرا و علمای عصر، در نامهای به شیخ صفی ، ضمن ارادت خویش حوالهای جهت مخارج خانقاه شیخ برای او فرستاده بود.(1)

از آنجا که پیروان شیخ نزد او تعلیم مییافتند، خانقاهش مدرسه های برای ارشاد مریدان محسوب میشد و به همین دلیل، نخستین پایه کتابخانة بقعه در حیات وی ریخته شد. چون شیخ پس از مرگ در همان خانقاه آرمید، مدفن وی به زیارتگاه مریدان مبدل گشت و کتابخانة بقعه که محل اجتماع پیروانش بود، رونق بسزا یافت.

با روی کار آمدن صفویان و توجه سلاطین صفوی به آرامگاه جد خویش که مدفن اولاد شیخ نیز بود، اهمیت و شهرت بقعة شیخ بیشتر شد و سلاطین صفوی هر یک به سهم خود در رونق و آبادانی آن کوشیدند؛ به خصوص شاه عباس به دیدة تقدس بر آن محل نگریست و موقوفات فراوانی برای آن برقرار ساخت و نسخ نفیسی به کتابخانة بقعه اهدا و وقف کرد. مکتوب است که شاه عباس کتابهای فقهی و عربی و مذهبی خود را وقف کتابخانة آستان قدس و کتابهای فارسی و دواوین شعرا را، همراه چینی آلات و ظروف نفیسه، وقف بقعة‌ جد خویش کرد.(2)

کتابخانة بقعه، تا جنگ دوم ایران و روس در 1241 تا 1243 ق، که منجر به عهدنامة ترکمانچای شد، بعد از کتابخانة آستان قدس رضوی، قدیمیترین کتابخانة ایران بود که سالم برجای مانده بود. سیاحانی چون پیترودلاواله (1028 ق/1619 م) ، آدام اولئاریوس (1047 ق/ 1637 م) ، ژان باتیست تاورنیه (1088ق/ 1677 م) و در عصر قاجار، جیمز موریه (1236 ق/ 1821م) از این بقعه و کتابخانهاش دیدن کرده، هر یک مطالبی در سفرنامههای خود نگاشتهاند که حکایت از نفاست و غنای فرهنگی نسخ آن کتابخانه دارد.آدام اولئاریوس، ضمن بازدید از بقعة شیخ صفی، کتابخانة آن را چنین توصیف میکند:

«...از میان راهرو طرف راست به اطاقی بزرگ که با طلا بر روی دیوارهای آن نقش و تصویر انداخته بودند و شبیه عبادتگاه بود، هدایت شدیم. در اینجا اولین موضوعی که باعث شگفتی زیاد ما شد این بود که طاق گنبدی وسیع و هنرمندانهای که بر این بقعه زده بودند ستونی نداشت. سقف گنبد را چند قسمت تشکیل میداد که به هم متصل بودند. تالار مزبور « جنت سرا» نام داشت که در آن کتابخانه های نیز موجود بود. کتابها به طور پراکنده در قفسهها بر روی یکدیگر قرار داشتند، اکثر آنها به زبان عربی و تعدادی نیز به زبان فارسی و ترکی بود. اوراق چند جلد از این کتابها از پوست حیوانات و چند تای دیگر از کاغذ بود که بسیار تمیز و زیبا بر آن نوشته بودند. در کتب تاریخی اشکال و تصاویر نقاشی شده بود. بر جلد کتابها، پوست دباغی شدة بز یعنی تیماج سرخ رنگ کشیده بودند و با نقوشی از گل و شاخ و برگ گیاهان و درختان به طرز عالی و با طلا آرایش شده بود.»(3)

متأسفانه در منابع و متون فارسی کمتر خبری از شرح بقعه و کتابخانة آن یافت میشود، تنها تنی چند از نویسندگان و فضلا و ادبای ایرانی اشاره مختصری به کتابخانة بقعه دارند. از نویسندگان قرن دوازدهم تنها میرزا عبدالله افندی که از اعاظم مورخان و مؤلفان آن دوره است، اشاره  ای به این کتابخانه دارد. نامبرده در کتاب ریاض العلماء ضمن شرح حال امین الدین طبرسی مؤلف مجمع البیان ـ از کتب تفاسیر مشهور ـ مینویسد:

امین الدین کتابی به نام اسرارالامامه یا اسرار الأئمه تألیف نموده است و من [افندی ] یک قسمتی از آن کتاب را در شهر رشت دیدم، ولی نسخه کامل آن کتاب در کتابخانه شیخ صفی الدین در اردبیل موجود است.(4)

از نویسندگان قرن سیزدهم نیز شاید بتوان گفت که تنها دو نفر از ادبای عصر ناصری هر یک در تألیفات خود مختصر اشارهای به کتابخانة بقعه کردهاند. نخست محمد تقی حکیم در کتاب گنج دانش؛ دوم محمد حسن خان اعتماد السلطنه /صنیع الدوله/ در کتاب مرآة البلدان . هر دو کتاب از کتب جغرافیایی است ـ ذیل کلمه اردبیل هر دو به یک مضمون آوردهاند:

«اردبیل در زمان صفویه زیاد معمور و آباد بوده و موقوفات زیادی برای طلاب و محصلین قرار دادند. کتابخانة اردبیل در آن عصر معروف دنیا و اغلب کتاب آن به زبان عربی و قلیلی هم فارسی است و ترکی هم دارد و جلدشان غالباً طلا و هم نقره بوده ولی حالا چیزی از آنها باقی نیست.»(5)

منبع هر دو مؤلف سفرنامة آدام اولئاریوس بوده و متأسفانه مؤلفان هیچ اشاره ای به اینکه بر کتابها چه گذشته و چرا «حالا چیزی از آنها باقی نیست» نمیکنند، تنها از طریق منابع روسی چون تاریخ روابط علمی شرق و اروپا و روسیه چاپ لنینگراد و کتاب گریبایدوف در گرجستان و ایران، تألیف گنی کولوپوف. چاپ بادکوبه و مکاتبات و اسناد آنها درمییابیم که بر سر کتابهای کتابخانة بقعه شیخ چه آمده و چرا «حالا از آنها چیزی باقی نمانده است».

کتابخانة بقعة شیخ صفی الدین اردبیلی پس از انقراض سلسله صفویه و بروز درگیریها از رونق افتاد؛ با این حال تا زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار و جنگ روسها با ایران ، هنوز کتابخانه فعال بوده و کتابهای بسیاری در آن باقی بود. ولی در جریان دومین جنگهای ایران و روس، مجموعه های گرانبهای کتابخانه از بین رفت. تفصیل این اجمال را برای نخستین بار مرحوم عبدالعزیز جواهر کلام بدین شرح مینگارد:

« در ماه دسامبر 1827 قشون روس به سرگردگی پسکویچ و همراهی گریبایدوف شهر تبریز را تصرف نموده از طریق میانج (میانه) عازم تسخیر طهران بودند، تا دامنة فتوحات خود را در ایران [همچون توسعة متصرفات خود در دولت عثمانی ] ادامه دهند. همان موقع مستشرق روس «سنکوسکی» به رئیس کل ارکان حرب قشون روس گراف دیپیچ شرحی نگاشته و تقاضا نمود که در این مسافرت از کتب خطی و آثار ادبی ایرانی نیز استفاده شود. انجام این وظیفه را پروفسور سنکوسکی به عهدة گریبایدوف که از نویسندگان و شعرای مشهور روس بود، واگذار کرد.

رئیس کل ارکان حرب عین مراسله و تقاضانامة سنکوسکی را به نظر پسکویچ رسانیده و پسکویچ با گریبایدوف در این باب مشورت کرد. بالاخره بعد از تحقیقات زیاد معلوم شد که در ایروان و نخجوان کتابخانة مهمی وجود ندارد و کتابخانة‌ عباس میرزا در تبریز اهمیت علمی نداشته و مجموعهای از کتب معاصر میباشد، ولی فقط در اردبیل مقداری کتب و رسائل خطی گرانبها در کتابخانة جنب مقبرة شیخ صفی الدین اردبیلی باقی است.»(6)

به طور حتم گریبایدوف که از رجال سیاسی و ادبی عصر خویش بود از نوشتههای آدام اولئاریوس، جیمز موریه و ... دربارة کتابخانة اردبیل آگاهی داشته و به همین دلیل از فکر کتابخانة‌ بقعه فارغ نبود و پیوسته در آرزوی تصاحب کتابخانة بقعه به سر میبرد . به همین دلیل در زمان اشغال تبریز به دست قوای روس، در اندیشة تصرف شهر اردبیل افتاد و آن را تنها راه حل معضل خود دانست. به نوشتة جواهر کلام:

پیشنهاد سنکوسکی بیشتر او [گریبایدوف] را تهییج نمود و با آنکه اردبیل در فرونت (= جبهه) جنگ نبود و تصرف آن مستلزم مخارج و زحماتی بود، معذلک بر حسب اصرار و تقاضای گریبایدوف یک عده قشون از قرهباغ به طرف اردبیل عزیمت کرد.(7)

لشکرکشی روسها از قرهباغ به اردبیل شاید تنها لشکرکشی در تاریخ برای تسخیر و غصب گنجینة علم و ادب بوده که با سیاست و یا منافع نظامی در جهان منافات داشته است. درهر صورت در 25 ژانویة 1828 م / 26 جمادی الاخر 1243 ق ـ به هنگام مذاکرات صلح میان عباس میرزا و پاسکویچ ـ شهر اردبیل توسط قوای روس به فرماندهی ژنرال سوشتلن و همراهی سرهنگ «سنیاوین» محاصره و پس از اندک مقاومتی از طرف نیروهای نظامی محلی به تصرف روسها درآمد. سعید نفیسی در این مورد چنین مینویسد:

« در اطراف اردبیل چندین معدن مس هست که برای نیازمندیهای نظامی آن زمان اهمیت بسیار داشته، عباس میرزا با دستیاری مهندسان اروپایی، قلعة آن شهر را ساخته بود که به گفته سوشتلن برتریهایی چند بر قلاع دیگر ایران داشته است. علاوه بر آن در آن قلعه علوفه و خواربار و تجهیزات نظامی فراوان ذخیره کرده بودند... لوازم توپخانه نیز در آنجا فراوان بود و با همه این برتریها دفاع از آن شهر برای لشکریان ایران دشوار شده بود. پسران عباس میرزا که فرمانده پادگان این شهر بودند و مردی ایتالیایی که « برناردی » نام داشت و فرمانده توپخانة آنجا بود، شایستگی این کار را نداشتند.»(8)

اشغالگران روس  پس از تصرف این شهر علماء شهر را در یک محل جمع کرده و ایشان را از قصد و نیت پاسکویچ و گریبایدف درباره انتقال کتابخانه آگاه کردند. گرچه علماء در آغاز مخالفت کردند و هر یک درباره وقفی بودن کتب کتابخانه داد سخن دادند، ولی خیلی زود متوجه شدند که گوش کسی به حرف آنان بدهکار نیست و از طرف حکومت و حکومتیان نیز کاری ساخته نیست ـ چه اگر میتوانستند شهر تبریز را حفظ میکردند ـ به اجبار به انتقال کتابهای کتابخانه تن در دادند و کتابخانه را تسلیم قوای نظامی روس کردند، مشروط بر اینکه پس از نسخه برداری آنها را به محل اصلی عودت دهند 9

بالاخره کتابخانه به تصرف ژنرال روسی درآمد و از اوائل ماه فوریه / اواخر ماه رجب، دو دسته قشون سواره و پیاده کاروان کتابهای نفیس بقعة شیخ صفی را از اردبیل تا تفلیس همراهی کردند و گریبایدوف به آرزوی خویش رسید.

آنچه از مفاد کتاب گریبایدوف در گرجستان و ایران برمیآید این است که کتابهای بقعة شیخ صفی به رسم امانت ، جهت مطالعه به تفلیس برده شد؛ ولی متأسفانه دیری نپایید که کتابهای مزبور از کتابخانة سن پطرزبورگ و موزه ارمیتاژ سردرآورد و در حال حاضر کتابهای یاد شده در کتابخانة لنینگراد « به رسم امانت »! موجود است، و امید است که همتی و تلاشی صورت گیرد تا هر چه زودتر این امانت به صاحب اصلی آن یعنی ملت ایران برگردانده شود.

همانگونه که گفته شد جواهر کلام نخستین کسی است که دربارة این کتابخانه تحقیقات مفصل به عمل آورده و فهرستی شامل 119 عنوان که پرفسور ژرژمار برای او ارسال داشته ارائه داده است که به قرار ذیل است:(10)

ــــــــــــــــــ عناوین جمعی از کتابهای دزدیده شده توسط روسها :

1ـ مطلع خضوص الکلم فی معانی فصوص الحکم، به زبان عربی در فلسفه/ تألیف محمد بن علی.

2ـ اسماء الحسنی مع ترجمه به عربی/ تألیف سلطانعلی مشهدی [ محتملاً باید خط سلطانعلی باشد].

3ـ اسناد مناجات مخمس ـ به عربی .

4ـ صحیفه کامله/ تألیف عبدالله بن عمر ـ به عربی.

5ـ طوالع الانوار و ماطلع الانظار/ تألیف بیضاوی ـ به عربی.

6ـ شواکل الحورفی شرح هیاکل الانوار. 7ـ الاشارات و التنبیهات. 8ـ کتاب الکناش المعروف به کتاب الفاخر تألیف محمد بن زکریاالرازی در طب. 9ـ الجامع الکبیر المعروف بالحاوی، تألیف یحی بن سعید هذلی حلی. 10ـ مرقعات. 11ـ مرقعات. 12ـ مرقعات. 13ـ روضه عین القضاه همدانی. 14ـ کتاب علم تألیف غزالی. 15ـ لوایح جامی. 16ـ تحفة شاهی. 17ـ مرقعات. 18ـ مرقعات. 19ـ مقالة خواجة انصاری. 20ـ کیمیای سعادت غزالی . 21ـ تاریخ طبری به فارسی. 22ـ تاریخ طبری به فارسی. 23ـ تاریخ طبری به فارسی. 24ـ فردوس التواریخ . 25ـ روضة‌الصفا میرخواند در یازده جلد. 26ـ خلاصة الاخبار فی بیان احوال الخیار تألیف خواندمیر. 27ـ حبیب السیر. 28ـ جواهر الخبار بوداق. 29ـ جامع التواریخ رشید الدین. 30ـ مرقعات. 31ـ ظفرنامه تیموری. 32ـ ظفرنامه تیموری ایضاً. 33ـ مطلع السعدین و مجمع البحرین عبدالرزاق سمرقندی. 34ـ ایضاً مطلع السعدین. 35ـ صفوة الصفا ابن البزاز. بیاض مکالمة شاه طهماسب با ایلچیان . 37ـ تاریخ شرفنامه. 38ـ تاریخ الماثر کالدررو الجواهر. 39ـ روضة الاحباب فی سیرة النبی والال والاصحاب. 40ـ مجمع الانساب . 41ـ احسن الکبارفی معرفة الائمة الاطهار تألیف محمد بن زید بن عربشاه حسینی.44ـ احسن الکبارفی معرفة الائمة الاطهارجلد دوم. 45ـ خلاصة الاشعار و زبدة الافکار. 46ـ مجموعة شعراء. 47ـ خمسه نظامی . 48ـ دیوان اشعار 49ـ شاهنامه چهار نسخه. 50ـ دیوان انوری. 51ـ دیوان جامی. 52ـ دیوان اشعار متفرقه (متعدد). 53ـ خسرو وشیرین. 54ـ انتخاب حدیقة حکیم سنائی. 55ـ دیوان خاقانی . 56ـ دیوان صیفی. 57ـ دیوان عطار. 58ـ دیوان کمال الدین . 59ـ ایضأ. 60ـ گلستان سعدی. 61ـ کلمات. 62ـ بوستان و انتخاب بوستان متعدد. 63ـ گلشن راز. 64ـ کلیات دهلوی. 65ـ نظامی گنجوی متعدد. 66ـ انتخاب دیوان خسرو. 67ـ هشت بهشت. 68ـ لیلی و مجنون. 69ـ انتخاب خسرو و شیرین. 70ـ خصرخان دولرانی. 71ـ ترجیع بند جامی. 72ـ دیوان امیر حسن دهلوی. 73ـ زادالمسافرین. 74ـ دیوان خواجو. 75ـ دیوان ابن یمین. 76ـ کتاب مهر و تستری تالیف عصار. 77ـ ایضاً. 78ـ کلیات عمادالملة والدین الفقیه الکرمانی. 79ـ ایضاً. 80ـ دیوان حافظ شیرازی. 81ـ کلیات حکیم نزاری. 82ـ دیوان کاتبی. 83ـ غزلیات شاهی در سه نسخه . 84ـ کتب سبعة جامی. 85ـ تحفة الاحرار در سه مجلد (شعر). 86ـ سبحة‌الابرار (نظم است) در دو مجلد. 87ـ یوسف و زلیخا. 88ـ سلسلة الذهب اشعار فارسی. 89ـ چهل حدیث جامی. 90ـ دیوان اشعار. 91ـ گوی و چوگان نسخ متعدده. 92ـ ثمرنامه هاتفی جامی نسخ معدده. 93ـ شاهنامه هاتفی. 94ـ هفت منظر نظامی. 95ـ مرثیه. 96ـ دیوان بابافغانی. 97ـ دیوان سهیلی. 98ـ دیوان آصف. 99ـ رسالة ملاسلطانعلی . 100ـ قصاید و اشعار. 101ـ آثار المظفر. 102ـ شاهنامه شاه اسمعیل..103ـ شاه درویش هلالی. 104ـ کلیات اهلی شیرازی. 105ـ ایضاً. 106ـ عقاید شاهی. 107ـ کتاب مهر و وفا. 108ـ ده نامه عماد فقیه . 109ـ دیوان مانی . 110ـ حسن و دل. 111ـ نزهة العاشقین. 112ـ مرزباننامه. 113ـ ترجمه الفرج بعدالشدة و الضیقه. 114ـ مرقعات. 115ـ مرقعات و دواوین مختلفه در نظم و نثر ترکی. 116ـ کلیات نوائی. 117ـ خمسة امیر علیشیر نوائی . 118ـ دیوان نوائی نسخ متعدده. 119ـ اسکندرنامه.

در هر صورت بعد از این یغما از کتابخانة شیخ صفی چیزی باقی نماند، جز اوراق متفرقه و تعداد معدودی کتاب که یک بار در زمان ناصر الدین شاه ، به هنگام تعمیر بقعه که به دستور وی انجام گرفت ـ به کتابخانة سلطنتی وقت منتقل شد. از آن جمله است ترجمة فارسی تفسیر معروف طبری که توسط حبیب یغمائی به چاپ رسیده است. صاحب جواهر کلام به هنگام نگارش تاریخچة ‌کتابخانة‌ شیخ صفی ـ که اساس همین مقاله بوده ـ ضمن شرح به یغما / امانت !/ بردن نسخ کتابخانه شیخ میافزاید:

اوراق کتابههای دیگری [هم] هست که توجهی به آنها نشده و بالاخره تلف و نابود میشود و اگر یک دو نفر مطلع دانشمند برای تحقیق و جستجوی این اوراق چه از طرف وزارت معارف و یا آنکه مستقلاً بروند بسیار نیکو و قابل تقدیر میباشد.(11)

خوشبختانه این ندای صاحب جواهر را علی اصغر حکمت پاسخ مثبت داد و گروهی را جهت بررسی اوراق باقی ماندة کتابخانة شیخ صفی به اردبیل اعزام داشت . این گروه پس از بررسی اوراق بازمانده از کتابخانه بقعه، به تعدادی نسخ نفیس که از دید نظامیان روس مخفی مانده بود، دسترسی پیدا کرد و تمامی اوراق و نسخ یاد شده را به تهران منتقل کرد که به دستور میرزا علی اصغر حکمت در اختیار موزة ایران باستان قرار گرفت. خوشبختانه اکنون نسخ و اوراق یاد شده در بخش اسلامی موزه محفوظ است که از آن میان به چند نسخه «شاهنامه فردوسی» و چهار مجلد از « صریح الملک» میتوان اشاره کرد.

نسخ انتقالی به بخش اسلامی موزه ایران باستان عبارتند از :

قران مجید و جزوه، 85 مجلد، از قرن سوم تا قرن 13 هجری از کاتبینی چون یاقوت مستعصمی، سهروردی (704، 706 هـ .ق) ، یاقوت بن عبدالله (668)، حاجی عمادالقاری الطاووسی (807 هـ .ق )، عماد محلاتی ، با خطوط خوش کوفی، ثلث، ریحان، نسخ، و از واقفینی چون شاه طهماسب صفوی ، بهرام میرزا صفوی، حمزه میرزا ، سلیم بیگلربیگی و کمال الدین علی بیک.

از این مجموعه قرآنهای خطی 10 نسخه متعلق به قرن سوم و چهارم هـ . ق است که روی پوست آهو با خط کوفی کتابت شده است.

دواوین شعرا، تاریخ و ...

شاهنامة فردوسی ـ الف ) نسخهای به خط نستعلیق از درویش محمد مخلص با رقم 895 به گواهی نظم همین مخلص در پایان نسخه، در دفتر موزه آمده که نسخه در 400 هجری نوشته شده و محل کتابت آن دانسته نیست.

ب) نسخهای نستعلیق از 938 هـ .ق با 43 مجلس و کاغذ اعلای خانبالغ و جلد ضربی وقف شاه عباس بر آستانة شیخ صفی.

ج) نسخهای بدون رقم و کاتب محتملاً از قرن دهم با 18 تصویر مجلس.

د) نسخهای بدون رقم و کاتب محتملاً از قرن دهم با 27 مجلس (وقفی شاه عباس بر آستانة شیخ صفی ).

شاهنامه قاسمی اثر میرزا قاسم گنابادی، به خط نستعلیق از سدة‌ 10، با 11 مجلس ، دربارة کشور گشاییهای شاه طهماسب اول. این نسخه وقف شاه عباس بر آستانة شیخ صفی است.

چهار نسخة صریح الملک

این چهار نسخه همه در آستانة شیخ صفی بوده و مجموعة وقفنامههای رقبات موقوفات و اسناد املاکی است که برای آستانه شیخ صفی الدین خریداری شده و قاعدتاً همه به خط گردآورندگان آنهاست . دو نسخه به خط زین العابدین عبدی و عبدالمؤمن بن صدرالدین محمد بن ناصرالدین احمد قوامی شیرزای با رقم 975 و دو نسخه دیگر به خط محمد طاهر سپاهانی با رقم 1038 در زمان صدارت و تولیت نواب شیخ شریف زاهدی در عصر شاه عباس صفوی است و یک نسخه از چهار نسخه صریح الملک به خط زین العابدین عبدی وقف شاه عباس بر آستانه است. نسخة دیگر از صریح الملک در کتابخانه ملی ایران است که به کتابخانة سلطنتی منتقل شده و به سال 1316، زمان افتتاح کتابخانه ملی ایران، جزء مجموعة انتقالی از کتابخانه سلطنتی به کتابخانه ملی منتقل شده است.

مجموعة نسخ انتقالی از بقعة شیخ صفی به بخش اسلامی موزه ایران باستان / موزه ملی، به استثنای قرآنها شامل 85 مجلد است که همه از نسخ نفیس و عالی و مذهب محسوب میشود. در پایان این سخن، فهرست وار تنها به ذکر نسخ وقفی شاه عباس که به طور عمده در سالهای 1017 و 1022 وقف شدهاند، اشاره میشود:

1) پنج گنج: خسمه نظامی به احتمالی از سده 10 هـ . (3 نسخه). (وقف 1017 هـ . ق ).

2)جنگ شعر: به احتمال از سدة‌10 هـ . شامل غزلهائی از بساطی، جامی، جلال، عماد، ناصری، عصمت، کاتبی، شاهی، طوسی، خیالی و ابن یمین.

حبیب السیر: خواندمیر (2 نسخه) وقف در 1017.

خلاصة‌التواریخ: میر منشی قاضی، میر احمد بن شرف الدین حسین حسینی ابراهیمی قمی وزیر خراسان و در گذشته در 1001 هـ . ق . نسخه در 997 هـ . در کتابخانة‌ شاه عباس بوده و او آن را بر آستانة شیخ صفی وقف کرده است.

دیوان خاقانی: (2 نسخه). نسخة دوم نستعلیق، شمس الدین بن میرزا جان قزوینی 998 هـ . وقف در 1017 .

دیوان شاه اسماعیل خطایی صفوی: نستعلیق، عیشی در سدة 10 هـ . وقف شاه عباس بر آستانة شیخ صفی در 1022 هـ . ق.

دیوان طالب آملی: نستعلیق سدة 10 و 11 هـ . با کاغذ الوان. وقف در 1017 هـ .

* دیوان عصمت بخارایی: نستعلیق، سدة 10 وقف در 1017.

ذخیرة خوارزمشاهی: کاتب سید اسماعیل گرگانی نسخ سدة 7 و 8 و ترسیم، نستعلیق در 968.

روضة الصفا: میرخواند، نسخ محمد بن شیخ امین الدین جهرمی از 974 هـ . ق . نسخه جلد 4 و 5 و 6 است (4 نسخه). وقف در 1017.

1/9) سیف النبوة ‌یا مشهدالشهدا: حسین ندایی ، نستعلیق، قاسم بن علی از 927 هـ . ق ، وقف در 1022.

شاهنامة فردوسی: (2 نسخه) که قبلاً شرح داده شد.

شاهنامة‌ قاسمی: که شرح آن پیش از این آمد.

صریح الملک: گردآوری در 975 هـ . ق

فتوحات شاهی: ابراهیم امینی: مقدمة الفتوحات مشتمل بر پنج فتح است و کتاب را امینی در هرات به سال 927 کتابت کرده است. وقف در 1017.

فرهاد و شیرین: وحشی، نستعلیق، از 997 هـ .ق ، وقف در 1022.

کامل التعبیر: ابوالفضل جیش [حبیش!؟] بن ابراهیم تفلیسی. نسخ علی شاه بن احمد شاه بن علی ضایع اصفهانی، رمضان 737 . وقف در 1017.

کلیات سعدی: نستعلیق شاه محمد کاتب. وقف 1017 (2 نسخه) نسخة دوم: نستعلیق از 908 هـ .ق.

مثنوی معنوی: نستعلیق احمد بن محمود از 891 هـ .ق . وقف در 1017 (2 نسخه) نسخة دوم : نستعلیق به احتمال از سده 10 هـ . ق.

مجمع التواریخ: حافظ ابرو. نستعلیق ، سده 9 و 10 . وقف در 1017 هـ . ق.

مجموعه: نستعلیق، غیاث الدین بن ابراهیم معلم بلگیجانی. وقف در 1017 هـ . نسخه را محمود قاجار فرمانروای نهاوند در 1254 خوانده است.

متن وقفنامه شاه عباس در آغاز نسخ بدین شرح است:

«وقف نمود این کتاب را کلب آستان علی بن ابی طالب علیه السلام عباس الصفوی بر آستانة منوره شاه صفی علیه الرحمه که هر که بخواهد مشروط آنکه از آن آستان بیرون نبرند و هر که بیرون برد شریک خون امام حسین علیه السلام بوده است. 1017 [وقف].

جای خوشبختی است که آقای دانش پژوه تمامی این نسخ را در نشریة نسخههای خطی، دفتر دوم سال 1341 فهرست کردهاند.

به امید آنکه روزی ملت ایران ازآن توانائی برخوردار گردد که بتواند آنچه را که روسها از کتابخانه بقعه اردبیل به عنوان «امانت»؟!‌ به یغما بردهاند به جایگاه اصلی خود بازگرداند.

پی نوشتها:ـــــــــــــــــ

1. تاریخچة‌کتابخانههای ایران از صدر اسلام تا عصر کنونی، از رکن الدین همایون فرخ، تهران، وزارت فرهنگ و هنر ، ادارة‌ کل نگارش، ؟13. ج 1، ص 102.

2. دانشنامة‌ ایران و اسلام، ذیل کلمه اردبیل.

3. سفرنامه آدام الئاریوس به ایران، ترجمه احمد بهپور، تهران: ابتکار، 1362 ، ص 127 تا 130.

4. ریاض علماء، عبدالله افندی، ج 5 ، ذیل طبرسی. متن به عربی است.

5. مرآة‌البلدان، اعماد السلطنه با تصحیح دکتر عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث، تهران، دانشگاه تهران، 1368 ، زیر واژه اردبیل.

ـ گنج دانش، محمدتقی حکیم به کوشش دکتر محمد علی صوتی و جمشید کیان فر، تهران، زرین ، 1367 . ذیل واژة اردبیل.

6. فهرست کتب وزرات معارف، عبدالعزیز جواهر کلام، تهران ، وزارت معارف، ؟132. ج 2، ص 71.

7. همان، ص 72.

8. تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دورة معاصر ، سعید نفیسی، تهران، انتشارات بنیاد، 1361، ج 2 ، ص 167.

9. همان، ص 168.

10. فهرست کتب وزارت معارف ، ص 73 تا 76.

 

 


اصلان آذراوغلو