آذر نغمه سی


 

 

« قارا مجموعه»

کتابی اصیل یا جعلی؟!

  • ایوب جهانبلگو

به سال 1380 کتابی با عنوان « قارا مجموعه»‌ به نام « شیخ‌صفی‌الدین اردبیلی» توسط حسین محمدزاده صدیق انتشار یافت. انتشار این کتاب بازتابهایی در پی‌داشت و برخی از این بازتابها، در بعضی از مطبوعات محلی نیز درج شد. و این پرسش در میان آمد که آیا کتابی که با عنوان « قارا مجموعه» چاپ شده، واقعاً نوشته شیخ صفی‌الدین اردبیلی است یا حاصل ذوق و کوشش ناشر آن می‌باشد؟

آنچه در پی‌می‌آید پرسش‌هایی است که پس از مطالعه پیشگفتارهای فارسی و ترکی کتاب و تأملی در متن آن، در ذهن هر مطالعه‌گر قد می‌کشد و او را در باور کردن انتساب «‌قارا مجموعه» به شیخ صفی‌الدین اردبیلی به تردید جدی وا می‌دارد.

بر جلد کتاب نوشته شده است: «‌ شیخ‌صفی‌الدین‌اردبیلی، قارا مجموعه، تدوین کننده: دکتر حسین محمدزاده صدیق»  معنای این عبارتها این است که کتاب توسط شیخ صفی‌الدین اردبیلی نوشته شده و آقای محمدزاده صدیق متن آن را تدوین و مرتب کرده است.

در شناسنامه کتاب نوشته شده است:

« قارا مجموعه ( اشعار ، سخنان، نصایح و مناقب شیخ صفی الدین (اردبیلی)

مقدمه و تصحیح و حواشی: دکتر حسین محمدزاده صدیق

ناشر : مصحح [تصحیح کننده:] یعنی حسین محمدزاده صدیق!!

با مطالعه متن کتاب و مقایسه آن با شناسنامه و عبارات روی جلد کتاب، روشن می‌شود که نمی‌توان گفت کتاب منتشر شده نوشته شیخ صفی‌الدین اردبیلی است. حسین محمدزاده ناشر « قارا مجموعه» می‌باشد. در روی جلد کتاب خود را به عنوان « تدوین کننده» معرفی می‌کند و در شناسنامه کتاب از خود با عنوان « مصحح» نام می‌برد. میان « تدوین کننده» و «‌ مصحح» فرق بسیار است. تدوین کننده کسی است که هر پاره و بخشی از کتاب را از منابع و مآخذ مختلف استخراج کند و آنها را در یک مجموعه گرد آورد. « مصحح» کسی است که کتابی را تصحیح کند. بدین معنا که فی‌المثل؛ کتابی با عنوان « قارا مجموعه » یا « آغ مجموعه » چندین قرن پیش یا در زمان دیگری توسط شخصی نوشته شده و امروز از آن کتاب نسخه‌های متعددی در دست است که این نسخه‌ها با هم اختلاف دارند. کسی کمر همت می‌بندد و با گردآوری نسخه‌های خطی و چاپی مختلف آن کتاب، قدیمی‌ترین و مورد اعتمادترین نسخه را اصل قرار می‌دهد و با استفاده از شیوه‌های علمی به تصحیح آن کتاب اقدام می‌کند. چنین کسی مصحح نامیده می‌شود. روشن است کتابی که با عنوان « قارا مجموعه» توسط حسین محمدزاده منتشر شده، کتابی است جدید که نمی‌توان نسخه‌ای از آن را در کتابخانه‌های عالم یافت و ناشر آن نیز هرگز ادعا نکرده که نسخه‌ای از کتاب در یکی از کتابخانه‌ها جهان موجود است.

همچنین تدوین‌کننده یا مصحح، در شناسنامه کتاب، زبان آن را «‌ترکی» معرفی کرده، حال آنکه در داخل کتاب اشعاری فارسی و گلیکی آورده و آنها را منسوب به شیخ صفی‌الدین اردبیلی دانسته است!

ناشر، مصحح یا تدوین‌کننده کتاب قارا مجموعه، پیشگفتاری به زبان فارسی بر کتاب خود نوشته است. با مطالعه دقیق این پیشگفتار و با استناد به آن می‌توان به یقین باور کرد که روح شیخ صفی‌الدین اردبیلی از کتابی به نام « قارا مجموعه» ‌خبر ندارد.

تدوین کننده محترم در این پیشگفتار می‌نویسد که از سال 1347 با نام قارا مجموعه آشنا شده و از سال 1351 به طور جدی در پی کشف کتاب قارا مجموعه بوده است. بعد از انقلاب اسلامی (1358) به ترکیه می‌رود و علیرغم سالها اقامت، به نوشته خود: « نسخه‌های زیادی مربوط به دوره صفویه را بررسی کردم، هیچگاه به رساله‌ای موسوم به قارا مجموعه برنخوردم» تا اینکه تدوین کننده محترم  در سال 1362 به کشف بزرگی نایل می‌شود. وی می‌نویسد: « تا آنکه در سال گذشته [یعنی سال 1379] هنگام یادداشت‌برداری از مطالب یکی از رسالات کلمات و نصایح شیخ صفی « ناگهان » به این جمله برخوردم که: «‌ سنه قارا مجموعه‌دن بیر حصّه یازدیم... و متوجه شدم که قارا مجموعه در واقع مجموعه‌ای بوده است که رسالات مربوط به طریقت شیخ صفی، کلمات نصایح و مناقب او در آن جمع می‌شده است.»

همانگونه که پیداست، اولاً تدوین کننده محترم می‌نویسد: « هنگام یادداشت‌برداری از مطالب یکی از رسالات... » به راستی کدام رساله؟ آیا چنین رساله‌ای وجود دارد؟

اگر چنین رساله‌ای، رساله‌ای خطی است در کدام کتابخانه وجود دارد، و اگر چاپی است، کدام شخص و انتشارات آن را چاپ کرده است؟

اصولاً در بحث و تحقیق علمی نمی‌توان وجود چنین رساله‌ای را پذیرفت. پس بنیان استدلال « تدوین‌کننده » مبنی بر کشف کتابی به نام قارا مجموعه، سست‌تر از آن است که توسط اهل علم و تحقیق مورد اعتنا قرار گیرد.

تدوین‌کننده محترم در ادامه می‌نویسد: «‌ متوجه شدم که قارا مجموعه در واقع، مجموعه‌ای بوده است که رسالات مربوط به طریقت شیخ ‌صفی، کلمات نصایح و مناقب او در آن جمع می‌شده است.»

اکنون اگر با اغماض و تسامح بسیار، سخن تدوین کننده محترم را بپذیریم، باز هم نمی‌توان کتابی به اسم قارا مجموعه را به نام شیخ‌صفی‌الدین چاپ کرد. تدوین کننده مدعی است که متوجه شده است: « قارا مجموعه در واقع مجموعه‌ای بوده است که رسالات مربوط به طریقت شیخ صفی، کلمات، نصایح و مناقب او در آن جمع می‌شده است.» اکنون از تدوین کننده محترم یا هر خواننده با انصافی می‌توان پرسید که: آیا می‌توان رسالات مربوط به طریقت شیخ‌صفی را به نام شیخ صفی چاپ کرد؟ یعنی 50 یا 100 سال بعد از شیخ صفی یا در زمان حیات وی، اگر شخصی درباره طریقت وی رساله‌ای نوشت، می‌توان آن را تحت عنوان قارا مجموعه یا هر عنوان دیگری به شیخ صفی نسبت داد؟ و آیا می‌توان مناقب شیخ‌صفی یا هر شیخ دیگر را ـ‌که دیگران نوشته‌اند ـ به نام شیخ‌صفی یا آن شیخ دیگر منتشر کرد؟

تدوین‌کننده محترم در ادامه، پس از آنکه از نحوه کشف! قارا مجموعه خبر می‌دهد، می‌نویسد: « دیگر بار به بازبینی رسالاتی که از ترکیه آورده بودم، پرداختم، در یکی از آنها به این جمله برخوردم... » مگر خواننده علم غیب دارد که بداند، تدوین‌کننده محترم چند رساله از ترکیه آورده و در کدام یک از آنها به فلان جمله برخورده است؟

تدوین کننده محترم باز هم می‌نویسد:« در این میان فرزندم ضمن تفحص درکتابهای ترکی موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، مرا از وجود کتابی با نام البویوروق مطلع کرد. این کتاب را نیز جزئی از قارا مجموعه یافتم.» حالا به کدامین دلیل، تدوین کننده محترم آن کتاب را نیز جزو قارا مجموعه یافته است، ظاهراً جزو اسرار است! اگر کسی شیوه تدوین‌کننده محترم  کتاب را دنبال کند، می‌تواند داستانهای اصلی و کرم، یا امیرارسلان رومی را هم جزو قارا مجموعه فرض کند و آب هم از آب تکان نخورد.

البته با تکیه بر چنین شیوه کاری است که تدوین کننده محترم می‌نویسد: «‌ اینک نخستین جلد از این مجموعه را به چاپ می‌سپارم... «‌ یعنی قارا مجموعه می‌تواند جلد دوم، سوم ، چهارم، پنجم، ششم و جلدهای دیگر نیز داشته باشد!

تدوین کننده محترم در پیشگفتار فارسی، صفحه 13، رساله‌ای به نام «‌البویوروق» را جزو قارا مجموعه ( منسوب به شیخ صفی‌الدین اردبیلی) می‌داند، اما در صفحه 56 کتاب می‌نویسد: « ‌البویوروق رساله‌سی، شیخ صفی‌الدین اردبیلی‌نین « طالیب!» آدلانان مریدلری طرفیندن یازیلمیشدیر».

ترجمه اینکه: «‌ رساله البویوروق توسط مریدان شیخ صفی‌الدین اردبیلی که طالب نامیده می‌شدند، نوشته شده است»‌ خوب!

این قضیه چه ربطی به شیخ صفی دارد و با کدامین دلیل می‌توان روی جلد کتاب قارا مجموعه، نام شیخ صفی مرحوم را به عنوان نویسنده آن درج کرد؟

تدوین‌کننده محترم درباره قسمت ششم کتاب خود «‌ یول اهلینه قیلاووز» در ص 85 می‌نویسد: « نویسنده این اثر نیز معلوم نیست... به گمان بسیار این رساله را شیخ صفی خودش نوشته است.» به گمان بسیار!؟ این است دلیل علمی تدوین‌کننده محترم!

تدوین‌کننده محترم در صفحه 21 کتاب می‌نویسد: «‌ قارا مجموعه‌لرین خاص و یگانه مولفی یوخدور. اما عمومیتله بو کتابلار بیر مرشد آدینا توپلانارمیش. شیخ صفی‌الدین اردبیلی زامانیندا، اونون آذربایجاندا عرفانی زاویه‌لرین توسعه‌سینده بویوک رولو اولدوغو ایچون، قارا مجموعه اونون آدی‌ایله باغلاندی. شیخ صفی‌دن سونرا، اونون مریدلری و عمومیتله صفوی جوانلاری و اردبیل‌لی عارف‌لر و عالم‌لر طرفیندن تورکجه‌میز بیر چوخلو قارا مجموعه قازاندیریلیب.

.. الینیزده اولان کتاب، همین اثرلر آراسیندان سئچیلیب توپلانمیشدیر.»

ترجمه اینکه: « قارا مجموعه‌ها مولف واحدی ندارد. این کتابها یعنی قارا مجموعه‌ها به نام مرشدی گردآوری می‌شدند... در زمان شیخ صفی به دلیل نقش وی در توسعه زوایای (خانقاههای) عرفانی، قارا مجموعه با نام وی گردآوری شد، بعد از شیخ صفی، مریدان وی و جوانان صفوی و عارفان و عالمان اردبیلی قارا مجموعه‌های زیادی به ترکی نوشتند. کتابی که در دست شماست، از میان این آثار گزینش و گردآوری شده است.»

تدوین‌کننده محترم در پیشگفتار فارسی کتاب به صراحت می‌نویسد که هرگز کتابی با نام « قارا مجموعه » نیافته است و در پیشگفتار ترکی می‌نویسد که جوانان صفوی و مریدان شیخ صفوی و عارفان و علمای اردبیلی قارا مجموعه‌های زیادی به ترکی نوشته‌اند ( وی نام این مریدان و جوانان و عرفا و علما را باز هم نمی‌نویسد) و کتاب حاضر، گزیده‌ای از آن قارا مجموعه‌هاست!؟ به راستی این قارا مجموعه‌ها اکنون در کدامین کتابخانه‌ها هستند؟ چرا تدوین‌کننده محترم از ذکر نام و نشان و محل وجود آنها و اسامی نویسندگان آنها که همان جوانان صفوی و مریدان شیخ صفی و عرفای اردبیلی باشند، خودداری کرده است؟

اگر باز هم ادعای تدوین‌کننده محترم را بپذیریم که قارا مجموعه وی، گلچینی از قارا مجموعه‌های جوانان صفوی و مریدان شیخ صفی و عرفای اردبیلی است، تدوین کننده محترم چگونه و به چه علت، گزیده‌ای از کتابهایی را که عرفای اردبیلی و جوانان صفوی و ... نوشته‌اند، به نام شیخ صفی‌الدین ادبیلی چاپ کرده است؟...

و سخن آخر اینکه؛ نثر کتاب چندان سست است که هر ادبیات‌شناس و سخن‌سنجی درمی‌یابد که چنین نثری، اثر جوانان نوقلم است، نه اثر پیری به شأن و شعور شیخ صفی‌الدین. و برخی شعرهای مندرج در کتاب حتی در حد شاعران مبتدی نیز نیست، مانند غزل « و اللهی باللهی!» در صفحه 40 کتاب که فاقد قافیه است!

آیا چاپ چنین کتابی به نام شیخ‌صفی‌الدین اردبیلی رواست؟ به راستی هدف حسین محمدزاده صدیق از جعل کتابی به نام شیخ‌صفی‌الدین اردبیلی چیست؟

 

.....................

اخیرا بار دیگر حسین محمدزاده صدیق این کتاب را با شمایلی دیگر روانه بازار کرده و البته این بار بر روی کتاب نام خود را " سید " حسین محمدزاده صدیق نوشته است ! جعل عنوان " سید " توسط نامبرده حاکی از چه میتواند باشد ؟...


اصلان آذراوغلو