نگاه استاد شهریار به قفقاز / معرفی کتاب

معرفی کتاب "شهریار، انقلاب اسلامی و قفقاز " به قلم استاد جلال محمدی )

·        رسول زاهدی

این مطلب از  iraneshomali.blogfa.com برگرفته شده است

مزیت دیگر کتاب ارزشمند " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " آن است که این کتاب ، نخستین کتابی است که با موضوع قفقاز پیرامون زندگی ، شعر و شخصیت استاد شهریار به نگارش درآمده و فصلی از کتاب نیز به بررسی مکاتبات منظوم شعرای قفقاز با استاد شهریار اختصاص یافته است...

 

 

تردیدی نیست که استاد سید محمدحسین شهریار ، شاعر ملی ایران از " چهره های ماندگار " تاریخ ادبیات و حوزه تمدنی ایران بخصوص قفقاز و برخی کشورهای همسایه و آسیای میانه است که دیرینه ی تاریخی ، فرهنگی ، دینی و مذهبی مشترکی با ایران امروز دارند.درباره ی این شاعر و شخصیت بزرگ ، تاکنون کتابهای متعددی در ایران و خارج از ایران و بخصوص در کشورهایی مانند تاجیکستان ، جمهوری آذربایجان ، ترکیه و افغانستان منتشر شده است. آنچه درباره ی این کتابها گفتنی است اینکه در بیشتر این کتابها کوشش بر آن رفته که شخصیت و اندیشه ی استاد شهریار ، مطابق با علایق و گرایشهای فرهنگی و سیاسی نویسندگان یا نهادهای فرهنگی خاصی که این کتابها را منتشر کرده اند ، معرفی شود. اگر چه این موضوع تا حدی طبیعی به نظر می رسد اما نباید از این نکته غافل شد که معرفی یک شخصیت ملی بر طبق علایق و گرایشهای خاص سیاسی ، می تواند زمینه ساز " تحریف شخصیت " آن چهره ی ملی باشد که امری خسارتبار برای فرهنگ و ادبیات ایران است.چنانکه می بینیم در کتابهای منتشره در افغانستان و تاجیکستان ، بیشتر غزلهای عاشقانه و سروده های دوره ی جوانی استاد شهریار مورد توجه قرار گرفته است. یا در اغلب کتابهایی که در باکو یا ترکیه منتشر شده ، کوشش برآن رفته که از شاعر ملی ایران ، یک چهره ی محدود و قومی ترسیم شود یا حتی بدتر از آن برخی اشعار استاد شهریار درکتابهای منتشره در باکو تحریف شده و واژه هایی نیز در برخی اشعار مطابق میل و سلیقه ی سیاسی و فرهنگی ناشران تغییر یافته است ! چنانکه مصرع معروف : " من علی اوغلویام ، آزاده لرین مردی مرادی " از منظومه ی معروف سهندیه ، در کتابهای منتشره در باکو به صورت : " من ائلین اوغلویام ..." در آمده است ! روشن است که تحریف گران با همین دستکاری به ظاهر کوچک ، برآن بوده اند شاعری را که خود را " فرزند علی علیه السلام " معرفی می کند ، به عنوان " فرزند ایل و قوم !" معرفی کنند !

با این مقدمه ی کوتاه ، نکته ی مهمی را مورد تاکید قرار می دهم و آن اینکه ؛ معرفی صحیح شخصیت و اندیشه ی شاعر ملی ایران – چه در ایران و چه در سایر کشورها – اهمیت بسزایی دارد. و اگر در این راستا کوشش چشمگیر وبسامان و موثری صورت نگیرد ، چه بسا که شاهد باشیم ، شهریاری که مردم در قفقاز و ترکیه و تاجیکستان و ... می شناسند ، متفاوت از شخصیت واقعی شاعر و متفاوت از شهریاری است که هموطنان شاعر می شناسند. اینکه بر " کوشش بسامان و موثر" تاکید می شود ، از آن روست که گاهی همایشهایی پرسرو صدا به نام شاعر ملی ایران برپا می شود ، اما به جای معرفی استاد شهریار " چنانکه بود و هست " ، مسایل فرعی و مطابق با ذائقه ی سیاسی گردانندگان همایشها مورد توجه واقع می شود و یا بدتر از این ،کسانی که در کشورهای دیگر در تحریف شعر و شخصیت شهریار دخیل اند ، به عنوان مهمان دعوت می شوند ، و تحریفات خود را در قالب مقاله و سخنرانی در ایران منتشر می کنند!

کتاب " شهریار، انقلاب اسلامی و قفقاز " از جمله ی کتابهایی است که در آن نویسنده کوشیده است ، استاد شهریار را چنانکه بود و هست ، معرفی کند و از این منظر ، این کتاب از کتابهای ارزشمند و ماندگار در حوزه ی شهریارشناسی است.

مزیت دیگر کتاب ارزشمند " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " آن است که این کتاب ، نخستین کتابی است که با موضوع قفقاز پیرامون زندگی ، شعر و شخصیت استاد شهریار به نگارش درآمده و فصلی از کتاب نیز به بررسی مکاتبات منظوم شعرای قفقاز با استاد شهریار اختصاص یافته است.

استاد جلال محمدی ، نویسنده ی کتاب ، که خود از شاعران و نویسندگان شناخته شده ی معاصر است و در روزگار حیات استادشهریار نیز با ایشان درارتباط بوده و از سوی دیگر سالها مطالعات فرهنگی گسترده ای در حوزه ی قفقاز داشته و مقالات بسیاری در این زمینه منتشر کرده است، در واقع از چهره هایی است که شایستگی نوشتن در موضوع کتاب را داراست. نویسنده از سویی هم با استاد شهریار و شعر و شخصیت و اندیشه ی وی به صورت عمیق آشناست و هم سالها فعالیت فرهنگی در گستره ی قفقاز – بخصوص مناطق مسلمان نشین قفقاز – و آشنایی نزدیک با شاعران و نویسندگان و فضای فرهنگی وسیاسی و محیط ادبی ومطبوعاتی آن سامان ، این امکان را به نویسنده می دهد که بتواند کتابی ارزشمند به جامعه ی ادبی و علاقمندان شهریارشناسی ارایه کند.علاوه بر این نویسنده ی کتاب ، در سالهای دهه ی هشتاد تلاشهای گسترده ای در راستای ایجاد پلی برای روابط فرهنگی بین شاعران ، نویسندگان و روزنامه نگاران آذربایجان با جامعه ی مسلمانان قفقاز جنوبی انجام داده که سفرهیاتهای متعدد از روزنامه نگاران و شاعران آذربایجان به باکو ، نخجوان ، تفلیس ، گنجه و... را میتوان بخشی از دستاوردهای این تلاشها دانست که از رهگذر این فعالیتها و سفرها علاوه بر انتشار کتابها و گزارشهای مطبوعاتی که در گسترش روابط با قفقاز جنوبی و افزایش اگاهی ایرانیان بخصوص اصحاب مطبوعات از وضعیت فرهنگی و سیاسی آن سامان موثر بود ،  

 زمینه ی شناخت صحیح از آن دیارو مسایل امروزآن ، برای جمعی از نخبگان فرهنگی فراهم شد که اغلب این نخبگان ، امروز از چهره های تاثیر گذار در حوزه ی فرهنگ و ادبیات می باشند.

کتاب " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " در هفت فصل و 302 برگ به شیرازه در آمده است . عنوان فصل نخست کتاب " نگاهی به زندگی ، شعر و اندیشه ی شهریار " است که در آن موضوعاتی مانند " شهریار و اهل بیت علیهم السلام " ، " ایران و شهریار " ، " نثر شهریار " و ... مورد توجه نویسنده قرار گرفته است. " شهریار و انقلاب اسلامی " عنوان فصل دیگری از کتاب است که در آن با استناد به اشعار فارسی و آذربایجانی استاد شهریار و منابع متعدد و کلام بزرگانی مانند روانشاد استاد مهرداد اوستا ،روانشاد آیت ا... ملکوتی و کتابهای متعدد و حتی مقالات منتشر نشده ی برخی پژوهشگران جوان مانند طاهری خسروشاهی نگرش استاد شهریاربه انقلاب اسلامی ونقش بی بدیل وموثر این شاعر بزرگ درشکوفایی و گسترش شعر انقلاب و دفاع مقدس مورد واکاوی و تبیین قرار گرفته است.

" گزیده ای از اشعار دینی و انقلابی استاد شهریار " فصل دیگری از کتاب است که در آن جمعی از سروده های استاد شهریار گنجانده شده است. برخی از این شعرها مانند شعری که با بیت " سلام ای جنگجویان دلاور/ نهنگانی به خاک و خون شناور..." آغاز می شود ، در روزگار دفاع مقدس اشتهارعام یافته بود و بارها و بارها در مطبوعات و کتابهای درسی نیز منتشر شده بود. با دقت عمیق در شعرهای انقلابی و میهنی  اجتماعی استاد شهریار ، این نکته به روشنی قابل درک است که استاد شهریار ، از بینش سیاسی عمیقی برخوردار بود. به عنوان مثال در مثنوی " ارک تبریز " می گوید:

مسجدی قدس و قلعه یی محکم

سنگر و منبرش کنار به هم

پاسگاه سپاه اسلام است

کز سرآغازش این سرانجام است

دیده بان موثق تاریخ

چشم تشویق و چهره ی توبیخ

دوربینش گرفته چون عکاس

عکس شاه اسمعیل و شاه عباس

شاهد آن دو چهره ی صفوی ست

که فروغ چراغ مصطفوی ست

روزها دیده سخت و توفانی

حمله ی روس و جنگ عثمانی

روس ، قفقاز برد و گرجستان

انگلیس آفت بلوچستان

شرح طومارهای مبسوطه ست

شاهد انقلاب مشروطه ست

لیک مشروطه هم صحیح و سقیم

نوعروسی که شد عجوز و عقیم

فتنه یی بود و سخت فتان شد

برد و بازش به سود شیطان شد

باز برگشت دیو استبداد

که به جایی نمی رسد فریاد...

از همین ابیات می توان نگرش دقیق و صحیح استاد شهریار به مسایلی چند را دریافت. نخست اینکه از بنای ارک به عنوان مسجد یاد میکند که درکنارش قلعه ی نظامی یا پاسگاه اسلام نیز بوده است . شاعر بزرگ به تعبیری شیرین و فصیح از کنار هم بودن " سنگر و منبر " سخن می گوید. دیگر اینکه شاعر ، به سیادت شاه اسماعیل صفوی تاکید می ورزد و صفویه را فروغی از چراغ نبوت معرفی می کند. این تاکید شاعر هنگامی معنا دار میشود که بدانیم برخی ازتاریخ پژوهان معاصر در ایران و قفقاز و ترکیه  به علت علایق و اهداف خاص سیاسی ، می کوشند تا انتساب صفویان به خاندان رسول اکرم " صلی ا... علیه و آله " را انکار کنند و حکومت مذهبی و شیعی ایران عصر صفوی را ، لباس حکومتی قومی و قبیله ای بپوشانند !

شاعر با ابیاتی دیگر در" مثنوی ارک " نقش انگلیس و روس و ترکهای عثمانی  را در تکه پاره کردن ایران بزرگ یادآور می شود و از آذربایجان با عنوان " آذرآبادگان " یاد میکند و در ادامه ، مشروطه را به عنوان فتنه و آفتی معرفی می کند که از دل آن استبداد رضاخانی بیرون آمد . این در حالی است که هنوز هم جمعی از اهل سیاست وفرهنگ ، به تبعیت از تاریخ نگاران درباری و غربگرا ، مشروطه را دستاوری عظیم میدانند و هنوز هم برای آن کنگره های بزرگداشت برپا می دارند . اما شهریار ملک سخن با نگاه نافذ سیاسی خود مشروطه را به سان نوعروسی میداند که عجوز و عقیم شد و این یعنی اینکه ؛ اول آن خوش بود و پایانش مصیبت . به عبارت دیگر نهضتی بود که منحرف شد ومشروطه ای که باید " مشروعه " می شد ، لاییک و غربی و سلطنتی و دیکتاتوری شد.

" نگاهی به حیدربابایه سلام و مکاتبات شعرای قفقاز با استاد شهریار " عنوان فصلی مهم از کتاب است که در آن نامه های منظوم شاعران کمونیست قفقاز- که در آن زمان زیر پرچم حکومت کمونیستی شوروی بودند – خطاب به استاد شهریار، اهداف و محتوای این نامه ها ، چگونگی مواجهه ی استاد شهریار با این حرکت ادبی – سیاسی و تحریف اشعار استاد شهریار در باکو مورد بررسی قرار گرفته و از خواندنی ترین فصلهای کتاب است.

در فصل " قفقاز ؛ جنگهای روس – ایران و نگاه شاعران " در باره ی عهدنامه های ننگین گلستان و ترکمانچای – که جدایی قفقاز از ایران را رقم زد – و بازتاب جنگها و جدایی قفقاز از ایران در اشعار برخی شاعران از جمله میرزا ابوالقاسم فراهانی ، ملا مهرعلی خویی ، عبدالرحمن گنجه ای و استاد شهریار به اجمال بحث شده ، که این فصل به عنوان زمینه ای است برای ورود به فصل پایانی کتاب یعنی " همآوایی شاعران ایران و قفقاز" که با شعر استاد شهریار درباره ی نبرد ایلات قفقاز با دشمنان ایران شروع می شود. در این فصل که حدود 130 برگ از کتاب را دربرگرفته ، اشعار شاعران معاصر ایران و قفقاز درموضوع جدایی قفقاز از ایران و موضوعات مرتبط به سامان درآمده است. این فصل که می تواند به صورت کتاب جداگانه ای منتشر شود ، از اهمیت شایانی در شعر و ادبیات معاصر ایران بخصوص شعر معاصر آذربایجان برخوردار است.اهمیت این فصل از کتاب هنگامی آشکار میشود که بدانیم در تاریخ شعر و ادب ایران ، این تنها مجموعه شعری است که اشعارجمعی از شاعران معاصر ایران و قفقاز در موضوع قفقاز در آن به شیرازه درآمده است و از این روست که امیدواریم استاد محمدی ، این فصل از کتاب را به صورت مجموعه ای مجزا منتشرکنند. دیگر ویژگی این فصل ، آن است که اشعارگنجانده شده در آن به دو زبان فارسی و آذربایجانی است واغلب سرایندگان آنها نیز شاعران آذربایجانی ایران اند . و این یعنی اینکه هنوز هم شاعران ایران و خاصه آذربایجان از جدایی قفقاز شعر می سرایند و زخم جدایی التیام نیافته است...

کتاب ،علیرغم تازگی و اهمیت موضوع و غنای محتوا ، فاقد فهرست و مقدمه می باشد و برخی اشتباهات حروف نگاری نیز در آن به چشم می خورد که البته از اهمیت و ارزش کتاب نمی کاهد و امید است در چاپ دوم کتاب ، نکاتی از این دست  و طراحی روی جلد نیز مورد توجه و دقت ناشرمحترم قرارگیرد.

کتاب " شهریار ، انقلاب اسلامی و قفقاز " به تازگی توسط انتشارات هادی تبریز ، در 2000 نسخه و به قیمت 9500 تومان به کسوت طبع درآمده است. این کتاب گامی ارزشمند در راستای شناخت ابعاد مختلف اندیشه ، شعر و شخصیت و زندگی استاد شهریار شاعر ملی ایران و جایگاه و نقش جدایی قفقاز در شعر معاصر ایران بخصوص شعر معاصر آذربایجان است و نخستین کتابی است که با موضوع قفقاز در پیوند با استاد شهریار منتشر شده است ، ولی بی گمان نمی تواند آخرین کتاب در این موضوع مهم باشد و امید آن است که همچنان مورد توجه و تحقیق قرار داشته باشد .

سخن را با ابیاتی ازمثنوی استاد شهریار در بیان دفاع ایلات قفقاز از ایران به پایان می برم :

 

الـوداع، ای افق روشــن و بـاز

شهـره گهـواره ی گیتـی، قفـقـاز!

 

تاج اعصار و قرون هشته به فرق

پـل تـاریـخی و دروازه شــرق

 

ای تـو را نـام، بلـند و جـاوید

چشمه ی شرق و اجاق خورشید

 

جنگجویان تـو بـا نام و نشان

قهرمانان تو با حشمت و شأن

 

ای که تا بازپسین تیر و تفنگ

بود با دشمن ایرانــت جنــگ

 

تا دلیران تو در خون نطپید

پای دشمن به دیارت نرسید

 

 

چونی ای کشور‌آزاده، اسیر؟

چونی ای شیر ژیان در زنجیر؟..

 

 

 

منبع : روزنامه مهد آزادی ، چاپ تبریز ، مورخ 28 /10/1393

/ 0 نظر / 34 بازدید